چند وجهی !!
نوشته شده در مهشید تبدار! • ۲۱م دی ۱۳۸۷
وجه اول : تشکرانه !!
براشون اینقدر ارزش قایل بودم وهستم که هر چی بگن رو بدون چون و چرا بپذیرم ،بنابراین
فقط میتونم تشکر کنم که اجازه ی دوباره نوشتن رو بهم دادن ؛ چون نوشتن تنها چیزیه که
آرومم میکنه ، هرچند بی سر وته و بی معنی !! باز هم ممنونم !!![]()
وجه دوم : سلام !!
همه ی کارهام بر عکسه ! نه ؟؟ اول حرف میزنم بعد سلام میکنم !!
آخه اون واجب تر بود !! پاچه خواری بود !!![]()
بگذریم ، برسیم به خودمون : سلام! سلام ! سلام !![]()
آخ که چقدر دلم برای شما و اینجا تنگ شده بود !! راستش روزی که ” تخته شد “ رو زدم گمون نمیکردم
که دوباره برگردم . یه جورایی واسم مث خداحافظی بود ؛ رفتم ، دیدم ، چشیدم و برگشتم و خوشحالم
که دوباره هستم !! هروقت میومدم و نظراتون رو میخوندم کلی خوشحال میشدم که بعد از این همه
وقت باز هم به یادم بودید ! مرسی !!![]()
![]()
وجه سوم : مهشید تکونی !!
خدا رو شکر که مهشید تکونی تقریبا همونجوری که میخواستم انجام شد !! گرچه هنوز هم ادامه داره
اما در کل رضایت بخش بود ! خییییلییی !!!![]()
وجه چهارم : فراق !!![]()
خیلی سخته اونی رو که یه روز با دست های خودت سفره ی عقدش رو واسش چیدی و شاهد
خوشبختیش بودی ، با پاهای خودت خودت دنبال جنازه اش بری و شاهد پایان آرزوهاش باشی!
۲۴ مهر ماه یکی از سخت ترین روزهای عمرم بود . چقدر خاک سرد و بی رحمه !!!![]()
وجه پنجم : ۸/۸/۸۸ یه روز خاص !!
برای رسیدن چنین روزی لحظه شماری میکردم ، اما وقتی رسید کمی دیرتر از خواب بیدار شدم ،
کلی غر غر کردم و تا آخر شب پاچه گرفتم ! اینم یه جورشه دیگه نه ؟؟![]()
![]()
وجه ششم : داستان جنایی !!
گاهی وقتا اونقدر یه اتفاق کوچیک رو گنده میکنه و هی تعریف میکنه و هر بار بزرگترش میکنه
که فکر کنم آخر شب میشه ازش یه داستان جنایی عالی نوشت .![]()
وجه هفتم : یه کاسه آب !!
برای بودنش شاید همه کار کرد ، اما برای رفتنش هیچ !! حتی یه کاسه آب نداشت پشت سرش
بریزه به امید دوباره برگشتنش !!
وجه هشتم : کامنت نوشت !!
تو این مدت که نبودم کامنت های خصوص زیادی داشتم اما یه کامنت توجهم رو خیلی به مضمونش
جلب کرد و خیلی بهش فکر کردم که واقعا چند درصد از دخترها در جامعه ی ما به این وضع دچار میشن .
کامنتش این بود :
سلام احساس می کنم که مزدوج شدی
دلم گرفت
تو دیگر در میان ما نیستی
عروسی برای دختران شهر ما چون مرگ است
او را از همه ی آزادی های زندگی ممنوع می کند
تا نکند چشم نا محرم بر او بیفتد
ای قلم رسا
ای تب دار درد مند
تو با عروسیت خود را در پستوی خانه سانسور خواهی کرد
تا مبادا دل
تا مبااااااااداااااااااااااااااااااادل
شویت بهم نریزد
جوانیت را، تب داریت را ،با نام ازدواج به زندان برده اند میدانم
اسارتت را تبریک می گویم ای دختر رها ی دیروز
دلم برای قلمت تنگ خواهد شد
و به رسم عادت دعا می کنم
پا به پای هم پیر شوید
اینم جواب کامنت : بلا به دور !![]()
![]()
وجه نهم : تست خود شناسی !!
یکی دو هفته پیش توی یکی از سایت ها یه تست دیدم که در نهایت معلوم میکرد که به کدام شخصیت
سیاسی شبیه هستی !
این پایین نتیجه اش رو گذاشتم که از قرار معلوم بسیار به” هیتلر” شبیه هستم . با دیدن نتیجه
واقعا ذوق کردم و به خودم مفتخر شدم . قابل توجه بعضیاااااا ![]()
![]()
شما هم یه امتحانی بکنید ببینید به کی شبیه هستید ؟ بهم بگیدا !![]()
واسه دوستم هم گرفتم ، اون شبیه “صدام ” بود . دوستام هم مث خودم خونخوارن ![]()
پی نوشت ۱ : ازین قالب جدید خوشم میاد ، دست و پنجولت درد نکنه داداشی !!![]()
پی نوشت ۲ : ببخشید که اینقدر طولانی شد آخه کلی حرف تو دلم کپک زده بود تازه کلی مختصرش
کردم ولی میدونم که همشو میخونید !![]()
پی نوشت ۳ : خودمونیما شما هم دلتون واسم تنگ شده بودا ! نه ؟؟![]()
مهم نوشت : عیدتون مبارک
!! ایشا لا کلی از این چند روز تعطیلی فیض ببرید و خوش بگذرونید و
امیدوارم حالا که شروع دوباره ی وبلاگم با این روز های خوب یکی شده تا آخرشم خوب پیش بره ![]()







کم کم داشت حرصم از این حافظه ی مزخرفم در میومد .