<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>جامعه ی وبلاگ نویسان بوشهر &#187; شناشیر</title>
	<atom:link href="http://www.bushehrws.com/feed_author/shenashir/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.bushehrws.com</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Thu, 09 Feb 2012 04:50:31 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3</generator>
		<item>
		<title></title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_9528.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_9528.html#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 14 Jul 2011 09:25:35 +0000</pubDate>
		<dc:creator>شناشیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_9528.html</guid>
		<description><![CDATA[جناب آقای سرلشکر غلامعلی رشید جانشین محترم ستاد کل نیروهای مسلح با سلام در روزهای اخیر به نقل از جنابعالی در رسانه ها [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>جناب آقای سرلشکر غلامعلی رشید</p>
<p>جانشین محترم ستاد کل نیروهای مسلح</p>
<p>با سلام</p>
<p>در روزهای اخیر به نقل از جنابعالی در رسانه ها و جراید آمده بود، حضرتعالی در اولین همایش نیروی دریایی راهبردی در دانشگاه ارتش اظهارداشته اید: ((ما عمده دریای جنوب را به دو استان بسیار ضعیف سپرده ایم.)) از آنجا که این اظهارات تاکنون مورد انکار یا تکذیب قرار نگرفته است بر حسب وظیفه و به عنوان نماینده و خادم مردم استان بوشهر در مجلس شورای اسلامی مطالبی را اعلان میدارم. با دریات و شناختی که از جنابعالی سراغ داریم انتظار میرود به نحو شایسته از مرزداران و غیور و همیشگی سواحل خلیج فارس که وارث غیرت  وشجاعت و شهادت طلبی نیاکان خود بوده و امتحانشان را در روزهای سخت این ملت به اثبات رسانیده اند، رفع گلایه مندی و تکدر خاطر به عمل آید. </p>
<p>همانطور که مستحضرید طبق اصل۱۴۴ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران (ارتش جمهوری اسلامی ایران باید ارتشی اسلامی باشد، ارتشی که مکتبی و مردمی است&#8230; .) مکتبی بودن و مردمی بودن دو ویژگی اصلی و دو شاخص مهم ارتش و به تبع ان قوای مسلح در جمهوری اسلامی ایران است. به کار گرفتن چنین ادبیاتی از سوی جنابعالی به لحاظ جایگاه خطیرتان میتواند بر مردمی که در طو تاریخ، همواره مرزدارانی امین و شجاع بوده اند سخت و ناگوار آید. و نیروهای مسلح را از هدف(مردمی بودن) خود دور نمیاد. </p>
<p>به کارگیری واژه نامانوس((دریای جنوب)) به جای ((خلیج فارس)) در اظهارات جنابعالی نمیتواند امری قابل دفاع باشد. نیک میدانید در سالیان اخیر کشورهای بیگانه برای بکارگیری واژگانی جعلی و غیر اصیل په برنامه ها و اقداماتی به کار بسته اند. لذا حفظ نام((خلیج فارس)) نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد وظیفه هر ایرانی هوشمند است.</p>
<p>قطعا آن جناب خوب میداند، همین ((دو استان بسیار ضعیف)) به زعم شما، در طول تاریخ با دست خالی ولی با ایمان راسخ و شجاعت و شهادت طلبی خود در برابر متجاوزین پرتقالی و انگلیسی جنگیدند و اشغالگران را با خفت و خاری بیرون رانند. در حالی تاریخ گواه است قسمت اعظم تجزیه و جدایی بخشهایی از کشور ما از کدام سمت و سو و کدام استانها صورت گرفته است. استان بوشهر بلحاظ داشتن بیش از ۶۰۰ کیلوتر مرز آبی و ذخایر ارزشمند نفت و گاز و &#8230; یکی از غنی ترین استانهای کشور است ولی متاسفانه به باور همگان محرومیتها و عقب ماندگیها رر استان بوشهر ریشه در سیاستهای گذشته و بی توجهی دولتمردان نسبت به توسعه همه جانبه استان دارد. </p>
<p>آقای سرلشکر رشید، گمان نمیکنم نام قهرمانان ملی ما چون میرمحنا، شهید رییس علی دلواری، خالو حسین و زایرخزر خان، آیت ا&#8230; بلادی، آیت ا&#8230; مجاهد برازجانی . سایر مجاهدان اسلام تا این اواخر سرداران سپاه چون شهیدان مهدوی، گرد و &#8230; در جنگ با کفار و اشغالگران بر کسی پوشیده باشد و یا به سادگی فراموش شود.</p>
<p>آری جناب سرلشکر، مردم همین استان به زعم شما ((بسیار ضعیف)) در طول هشت سال دفاع مقدس با حضور بسیجیان جان برکف و مقاومت جانانه پایگاه ششم شکاری و نیروی دوم دریایی ارتش و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شاهرگ حیات اقتصادی کشور را در جزیره خارک زیر سنگینترین بمباران هوایی و موشکهای اهدایی غرب حفظ نمودند و نگذاشتند لحظه ای در صادرات نفت کشور وقفه ایجاد شود.</p>
<p>آنچه  از آن به عنوان طرح شما جهت دسترسی سایر استانهای کشور به خلیج فارس یاد میشود در شرایط فعلی و ساختار سیاسی-اجتماعی جامعه امروز ایران نه تنها عملی و سودمند نیست بلکه موجب بروز اختلافات، قومی، محلی و منطقه ای خواهد شد که در نهایت امنیت ملی ما را با مخاطره جدی مواجه خواهد ساخت.</p>
<p>از طرفی ساختار سیاسی و حکومتی جمهوری اسلامی ایران حکومتی فدرالیته نمی باشدکه با تقویت ایالتهای آن بتوانیم نیروی دریایی مقتدری را مهیا کنیم. نظام یکپارچه سیاسی حاکم بر جمهوری اسلامی ایران راههای دیگری برای تقویت و اقتدار نیروهای مسلح در پیش دولتمردان و مسولان ما گشوده است.</p>
<p>در پایان انتظار میرود با توجه به واکنش مردم فهیم و ولایتمدار استان؛آن جناب عذرخواهی و پاسخ صحیح و شایسته و شفاف، به انتظارات معمول ارایه فرمایید. تا شاید کدوراتهای ایجاد شده را به لطف مردم بزرگوار و شریف استان بوشهر برطرف سازد.</p>
<p>با احترمات فایقه</p>
<p>غلامعلی میگلی نژاد</p>
<p>نماینده مردم شریف بوشهر، گناوه، و دیلم در مجلس شورای اسلامی</p>
<p>گیرنده گان رونوشت:</p>
<p>- دفتر مقام معظم رهبری و فرمانده کل قوا </p>
<p>- ریاست محترم مجلس شورای اسلامی</p>
<p>- ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران</p>
<p>- دبیر شورای عالی امنیت ملی کشور</p>
<p>- آیت ا&#8230; حسینی بوشهری نماینده محترم مردم استان در مجلس خبرگان در استان بوشهر</p>
<p>- آیت ا&#8230; صفایی بوشهری نماینده محترم ولی فقیه در استان بوشهر</p></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_9528.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title></title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_8569.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_8569.html#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 13 Jun 2011 18:10:19 +0000</pubDate>
		<dc:creator>شناشیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_8569.html</guid>
		<description><![CDATA[]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img width="567" height="424" src="http://shenashir.com/wp-content/uploads/2011/06/amu-alireza-1024x768.jpg" /><br />
</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_8569.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>فایل اتوکدی نقشه منطقه شمالی بوشهر</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_7303.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_7303.html#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 07 Apr 2011 16:39:11 +0000</pubDate>
		<dc:creator>شناشیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_7303.html</guid>
		<description><![CDATA[فایل اتوکدی نقشه منطقه شمالی بوشهر نقشه بخش جنوبی هم تا فردا میذارم]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://rapidshare.com/files/456344650/file_cad_bushehr_shomal_.dwg">فایل اتوکدی نقشه منطقه شمالی بوشهر</a></p>
<p><a href="http://rapidshare.com/files/456344650/file_cad_bushehr_shomal_.dwg"><br /></a></p>
<p>نقشه بخش جنوبی هم تا فردا میذارم</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_7303.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>چقدر دلم برای اینجا نوشتن تنگ شده(بود)!!</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_2895.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_2895.html#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 02 Jun 2010 21:50:04 +0000</pubDate>
		<dc:creator>شناشیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_2895.html</guid>
		<description><![CDATA[چقدر دلم برای اینجا نوشتن تنگ شده(بود)!! دنبال موضوع میگردم چون یکم نوشتنم خشک شده. اینم یه متن ظنزه، بخونینش]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>چقدر دلم برای اینجا نوشتن تنگ شده(بود)!!</p>
<p>دنبال موضوع میگردم چون یکم نوشتنم خشک شده.</p>
<p>
</p>
<p><a href="http://pooreparsi.blogfa.com/post-70.aspx">اینم یه متن ظنزه، بخونینش</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_2895.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آخ دلم تا قیومت، آخ!!</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_1678.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_1678.html#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 06 Mar 2010 00:10:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator>شناشیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_1678.html</guid>
		<description><![CDATA[هنو قیقه خروس گردن لیت(لخت) عاموم عبدالله اینا بنگ نزده بید که، سویه ی(سایه) ننه ام بالای سرم رژه میرفت و میگفت:&#8221; دی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><!-- end header --></p>
<div>

<p>هنو قیقه خروس گردن لیت(لخت) عاموم عبدالله اینا بنگ نزده بید که،<br />
سویه ی(سایه) ننه ام بالای سرم رژه میرفت و میگفت:&#8221; دی پاشو نمازت بخون،<br />
پاشو شیطون نره زیر جُلتت(پوستت)، قضا بشه!&#8221;</p>
<p>هنو افتو در نیمده، ملت<br />
از خونه میزدن در، یکی میرفت هل گمرک و یکی سمت &#8220;اعتمادیه&#8221;، یه مشتی کارمند<br />
 &#8220;شرکت تِسا&#8221; بیدن و یه عده ای هم میرفتن هل &#8220;ظلم آباد&#8221; چون شرکت &#8220;پودر&#8221;<br />
اونجا بید. یه عده هم خو سر چاهاب میرفتن، اوسه خو ایجور نبید که<br />
سوزی(سبزی) خوردن ملت هم از برازگون(برازجون) و ایل اول(ایور و اوور) بیاد<br />
!!</p>
<p>از بچه گی عشقم ای بید که سر راه منتظر ویسم، تا عامو حاج احمد<br />
خدا بیامرز سر خرش کج کنه واز ری &#8220;عمارت سرتلی&#8221; ری و(رو به) ولات بیاد،خوش<br />
دیگه حفظش بید، منم مینشوند ترک خرش و باش میومدم تو کیچه جلو بچه ها فیس<br />
میدادم،اوسه خرم بنزی بید سی خوش!!</p>
<p>از مدرسه رفتنم هم سیتون بگم که<br />
از خوش خو خاطره ای نی، اما یادش بخیر تو ری(راه) واشگتن، زیر &#8220;کناری<br />
عبدالله عرب&#8221;، بازیمون ای بید که اسک کناری که بزا کرچنده بیدن، ما ورداریم<br />
 و مغز نداشته توش با سنگ در بیاریم. خدا بیامرزه &#8220;دی عبدی&#8221; که از دس و<br />
دلبازیش هر چی بگم کم گفتم، خونه شون دکه بازی تمام بچه های بوا دار و  بی<br />
بوای محل بید و سهم هر کی، روزی یه چنگ خرمایی میشد. اوسه مغز کنار، مزه<br />
گردو میداد.</p>
<p>جون خوم چون هفتا بچه هام که میخوام خار تو پاشو نشینه،<br />
اوسه نه کامپیتری بید و نه روزگاری، تفریح بچه ها اوسه خو ایجور نبید، ما<br />
تا از راه میرسیدیم خونه، یه نون و خرمایی کپ میزدیم و یکی خوش وِر<br />
میداد(پرت میکرد) تو کیچه و داد میزد: &#8220;چی چی سنگ ترازی بچه ها چی بخورین<br />
بیین به بازی&#8221;!! همی یه بیت کو مث چوغی که تو لونه گُنزی زُر داده باشی،<br />
همه از خونه ها مینداخت در و ری میکردیم هل حسینیه تل کوتی(ارشاد) یا<br />
میرفتیم سمت گِلِی گُتو، نزیک کُنار گله، تا نصف شو دختر و پسر با هم بازی<br />
میکردن، از &#8220;چیش گِرِکو&#8221; و &#8220;چو گزک بازی&#8221; بیگیر بسو تاااااااااا &#8220;خِچَک شی<br />
پا&#8221; و &#8220;کمو پر کمو خالی&#8221;. </p>
<p>بعد یه مدتی هم آغای ملا تلویزون &#8220;کمدی<br />
بلری&#8221; اِسده بید، دم عصری سرا او پاشی میکردن و یه حصیری پهن میکردن از ای<br />
سر تا او چک سرا، پاک بچه های محل جاشو اونجا بید، انگار سینما فانوس.</p>
<p>از<br />
 اعتقات صاف مردمون او دوره هم بگم که، یادش بخیر اوروزا بارون که دیر<br />
میکرد، کل اهل ولات جمع میشدن، خدابیامرزدشون پیرمرد_پیرزنا، مث خلیل اواس<br />
مَح(محمد) نوشاد و زنش حاج ایزه(عزیزه) و زن عاموم میشته(مشهدی) حبیب، لنگه<br />
 هاسک کول میکردن و ری و دریا، هل &#8220;قبله دعا&#8221; میرفتن و از همیجا میخوندن و<br />
التماس خدا میکردن و میخوندن: &#8220;خدایا پیرزن کوری تشنه شن، لنگه ی هاسک<br />
کولشن،&#8221; و ری عقیده صافی که مردم او دوره داشتن، بارونم میبارید!! نه مث<br />
حالان که مردم ایقه بی اعتقات شدن، هااااه !! بیبیم دی اسمیل میگفت:&#8221;اوسه<br />
ملت زهلشون میرفت ری سویه(سایه) دیوار یتیم هم رد بشن، حالا خو جومه بر بچه<br />
 یتیم در میارن و بر آدم بوا دار میکنن&#8221;.</p>
<p>بهترین روزای سال روزای عید<br />
 بید، دلمون خش، که جومه ی رنگ رنگی نوامون بر کنیم و<br />
التماس بوامون میکردیم تا ببرتمون &#8220;امیرالمومنین&#8221; سوار &#8220;لوله خرابی&#8221;(چرخ و<br />
فلک) بیشیم. دو قرون میدادیم سی چار پنج دور، ولی جون خوم قد &#8220;لوله خرابی&#8221;<br />
گتو مال لندن هسیا، قد او سی ما مزه داشت اوسه. روز شماری میکردیم که  <br />
سیزه<br />
بدر بشه و همه با هم، خونواده ی بغچه کارکامون و پاتیل خوراکیمو ورداریم ری<br />
 و(رو به) &#8220;کهره آغا&#8221; (دیواری بلند و دراز دور عمارت اقای کازرونی) کنیم.<br />
البته خو یه<br />
 عده ی هم میرفتن هل &#8220;باب المراد&#8221;.</p>
<p>اما حالا خو چه، هر وقت خصوصا<br />
خاطرات عیدِی اوسه(اونموقع) یادم میاد، دلم میگیره چون، حالا سالی سالن که<br />
&#8220;آغای هاشم و باب المرادمون، باغ ملا و باغ شیخ ابول، تنگک و لیل و کهره<br />
آغا، جفره علیباش و اُندُر بُندُر&#8221; ویه دنیا خاطره، همش اسیرن و ازمون<br />
گرفتنشون و پسشون هم نمیدن. دورشو یه فنسی کردن و ما شدیم نامحرم، موندم که سیچه ما نباید ری خاک بواهامون زندگی کردنفزندگی کنیم؟! خدا خوشش میاد آخه؟! آدمی که خاطره و گذشته اش<br />
ازش میگیرن، یعنی هویتش ازش گرفتن و آدمی که هویتی نداشته باشه یعنی&#8230;<br />
لاالاالله، بیریم تا نیمدن &#8220;لو پرتوکمون&#8221; کنن ای آخر عمری.</p>
<p>.ولی از<br />
ما که گذشت، آرزمون و  وصیت کردم، روزی که خاسن خاکم کنن، لااقل بچه ها <br />
زیر تابوتم بیگیرن و ببرن آغای هاشُم خاکم کنن. </p>
<p>آخ دلم تا قیومت،<br />
آخ!!</p>
<p></p>
<p>وسلام</p>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_1678.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تو رو خدا بس کنین.</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_1255.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_1255.html#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 16 Feb 2010 00:35:04 +0000</pubDate>
		<dc:creator>شناشیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_1255.html</guid>
		<description><![CDATA[ترا خدا بس کنین!! حالم داره بد میشه، آخه چرا مشکلی(ابهام) رو که میشه به راحتی حل کرد، ایقد پیچیده اش میکنین؟! آقا [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>ترا خدا بس کنین!!
<p>حالم داره بد میشه، آخه چرا مشکلی(ابهام) رو که میشه به راحتی حل کرد، ایقد پیچیده اش میکنین؟!</p>
<p>آقا بخدا حرف نزدن تو ای شرایط بهتر از حرف زدن.</p>
<p>بمونه راه حلش که قرار شد بشینیم انتظاراتمون رو بگیم.</p>
<p>همین!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_1255.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>از هر سه تون ممنون!!</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_1164.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_1164.html#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 30 Jan 2010 00:10:13 +0000</pubDate>
		<dc:creator>شناشیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_1164.html</guid>
		<description><![CDATA[گل محترم لطف کردن بعد از ۷ ماه گل دادن، جناب گل خیلی ممنون. به دعوت دوستان هادی رفتیم چاهکوتا. بعد امتحانا مزه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>
<p></p>
<p>گل محترم لطف کردن بعد از ۷ ماه گل دادن، جناب گل خیلی ممنون.</p>
<p><a href="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/75dc9_image-0D0D_4B636A3F.jpg" target="_blank"><img width="409" height="305" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/75dc9_image-0D0D_4B636A3F.jpg" /></a></p>
<p></p>
<p>به دعوت دوستان هادی رفتیم چاهکوتا. بعد امتحانا مزه داد، واقعا ممنون.</p>
<p><a target="_blank" href="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/d1e3e_image-9A48_4B636F20.jpg"><img width="409" height="306" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/d1e3e_image-9A48_4B636F20.jpg" /></a></p>
<p>حداقل یه سه چهار سالی بود چاهکوتاه نرفته بودم، </p>
<p></p>
<p align="baseline">خواسم سوال ۴ رو شروع کنم به نوشتن یهو یه چی گفت فرررچ!! جناب بوجیک از شما هم ممنون!!</p>
<p><img width="410" height="542" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/274a5_image-6578_4B6376C3.jpg" /></p>
<p></p>
<p>دلم هوای یه مسافرت ۲ یا ۳ روزه کرده، احتمالا یاسیج.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_1164.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>خود شکن آیینه شکستن خطاست!!</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_1085.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_1085.html#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 23 Jan 2010 23:47:03 +0000</pubDate>
		<dc:creator>شناشیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_1085.html</guid>
		<description><![CDATA[یه چند روزی مرده بودم از بی موضوعی برای آپ، اما اتفاقی افتاد و بهانه ای پیدا شد برای نوشتن. اتفاقی افتاد که [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>یه چند روزی مرده بودم از بی موضوعی برای آپ،<br />
اما اتفاقی افتاد و بهانه ای پیدا شد برای نوشتن. اتفاقی افتاد که من بهش<br />
میگم پدیده ی س.پ.ی.د.ه.</p>
<p>به نظرم<br />
میاد بخشهایی از حرفهای س.پ.ی.د.ه. باید پاسخ داده بشه، به بخشی که مربوط<br />
به توهینها میشد اهمیتی نمیدم، اما یک درس هم باید هممون از این اتفاق<br />
بگیریم.</p>
<p><strong>اول</strong> اینکه ما رو مردمی تنبل و مفتخور معرفی<br />
کرده بود، پس محض اطلاع و بی هیچ توهین و طعنه ای عرض کنم که اون زمانی که<br />
پدران س.پ.ی.د.ه. مشغول چوپونی یا کشاورزی بودن، پدران ما با لنجهایی که<br />
با علم مهندسی میساختن و تاب و تحمل شرایط سخت اقیانوس هند رو داشته، برای<br />
تجارت و ماهیگیری به کشورهای شاخ آفریقا و هند و چین مسافرت میکردند.<br />
اونایی که میدونن هیچ، برای اونایی که نمیدونن عرض میکنم که دریانوردی،<br />
کاری پرخطر و طاقت فرسا محسوب میشه. یک ناخدا باید به ستاره شناسی،<br />
هواشناسی و تجارت آشنایی کاملی میداشته.<br />ما رو مردم بی فرهنگی<br />
خطاب کردن در حالی که، ما مدرسه سعادتی با قدمت بیش از ۱۰۰ سال اونهم با<br />
بودجه غیر دولتی داشتیم، چاپخانه ای با قدمتی در همین حدود و روزنامه ای<br />
با همین سن و سال در همین شهر چاپ میکردیم. این یعنی به آموزش اهمیت داده<br />
میشده و برای بیان دیدگاههامون از دموکراتیک ترین شکل استفاده میکردیم.<br />تو این استان به دلیل رونق و موقعیت در اواخر قرن گذشته و اوایل قرن جاری بیش از ۱۴ کنسولگری فعال بودند.<br />همه<br />
اونهایی که با این مردم در ارتباطند، بارزترین خصلتشون رو صلحجو بودن و<br />
متانتشون رو مثال میزنند، در تعجبم که شما چطور ما رو جور دیگری<br />
شناختید؟!. فقط سعی کردم بخشی از انتقاداتون رو که البته با لحنی بسیار<br />
غیرمودبانه مطرح کردید، پاسخ بدم. بیش از این هم لازم نمیدونم موضوع رو کش<br />
بدم.</p>
<p><strong>اما بخش دوم</strong><strong> رو با خودمونم، این رو خیلی مهمتر از بخش اول میدونم.</strong><br />به<br />
شخصه جا داره از پدیده س.پ.ی.د.ه. تشکری ویژه داشته باشم، چون یک خصلت زشت<br />
رو حداقل به من یکی متذکر شد و اونم اینکه صرفا به دلیل قرار گرفتن در یک<br />
مرز فرضی رو نقشه کاغذی و به دلیل جبر زندگی و متولد شدن در یک  نقطه<br />
جغرافیایی نه کسی رو میشه صاحب شعور و فهم و فرهنگ دانست و نه از کسی میشه<br />
دریغش کرد.<br />همه میدونیم همون اندازه که بزرگانی پرورش یافته<br />
شهرها بودند و به همون اندازه دانشمندانی هم از روستاها عرض اندام کردند،<br />
همونها که ما بهشون میگیم دهاتی و خالوخپک، پلاک سیاسی و ۵۸تیا!</p>
<p>دوجور استاندارد داشتن دور از انصافه، اگر توهین بده برای همه زشته!</p>
<p>اگر<br />
چه س.پ.ی.د.ه. به ما توهین کرد اما یکبار هم که شده از خودمون بپرسیم ما<br />
با دیگران چه کردیم و چه میکنیم؟!! آیا رعایت حال هم استانیهامون رو<br />
میکنیم که انتظار احترام از دیگر شهرها برای خودمون داریم؟!<br />آخر<br />
مطلب رو هم با یه سوال تموم میکنم و اونم اینکه، با پدیده ای به نام<br />
س.پ.ی.د.ه. به عنوان یک توهین، برخورد کنیم، بی تفاوت بگذریم یا درسهایی<br />
رو که لازمه ازش بگیریم و بخشهای بی اهمیتش رو نادیده بگیریم؟!</p>
<p>خلاصه داداش از قدیم گفتن ادب از که آموخته ای، از بی ادبان!!</p>
<p>پ.ن: اگر گفتم چوپونی و کشاورزی به معنی توهین نبود.<br />پ.ن: دهاتی بودن فحش نیست.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_1085.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>این ۴ نفر</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_903.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_903.html#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 06 Jan 2010 15:01:18 +0000</pubDate>
		<dc:creator>شناشیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_903.html</guid>
		<description><![CDATA[نگین(۱) و امیرحسین(۳)، مهدی(۲) و یگانه(۴) چهار نوه مان بزرگ. نوه ها خیلی شیرینن. علاوه بر  کپی برابر اصل بودنش تو قیافه، بعضی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>
<p></p>
<p>نگین(۱) و امیرحسین(۳)، مهدی(۲) و یگانه(۴) چهار نوه مان بزرگ.</p>
<p><a target="_self" href="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/63f1b_image-05B2_4B445B37.jpg"><img width="507" height="380" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/63f1b_image-05B2_4B445B37.jpg" /></a></p>
<p>نوه ها خیلی شیرینن. علاوه بر  کپی برابر اصل بودنش تو قیافه، بعضی رفتارهاشون هم ارثیه.</p>
<p>یه<br />
نکته دیگه اینه که پسرا تو این سن و سال، البته با عذرخواهی از آقایون خنگ<br />
میزنن. دخترا بشدت از همون اول هَووی مامانا میشن. حواسشون به همه چی هست.<br />
ولی پسرا راحتر میشه راضیشون کرد.</p>
<p>هر جفتشون برای رسیدن به خواسته هاشون گریه میکنن،</p>
<p> اما نمیدونم چه سریه که، گریه دخترا جواب میده، <a target="_blank" href="http://www.sweetim.com/s.asp?im=gen&amp;lpver=3&amp;ref=10"><img width="72" height="67" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/bbffb_00020461.gif" /></a>    = <a href="http://www.sweetim.com/s.asp?im=gen&amp;lpver=3&amp;ref=10" target="_blank"><img width="93" height="68" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/35aac_000203F0.gif" /></a></p>
<p> اما پسرا گریه که میکنن، بیشتر میخورن!! <a target="_blank" href="http://www.sweetim.com/s.asp?im=gen&amp;lpver=3&amp;ref=10"><img width="72" height="67" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/bbffb_00020461.gif" /></a>   =   <a href="http://www.sweetim.com/s.asp?im=gen&amp;lpver=3&amp;ref=10" target="_blank"><img border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/cb39b_00020080.gif" /></a></p>
<p>تا وقتی هستن با سر وصداشون کلوت میکنند،<a href="http://www.sweetim.com/s.asp?im=gen&amp;lpver=3&amp;ref=10" target="_blank"><img width="63" height="81" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/29b38_00020400.gif" /></a> اما همین که یه مدت کوتاه هم نبینیشون، نبودش حس میشه.<a href="http://www.sweetim.com/s.asp?im=gen&amp;lpver=3&amp;ref=10" target="_blank"><img width="59" height="59" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/aac4a_0002014F.gif" /></a></p>
<p></p>
<p>پ.ن: یه نکته هست که تا لازم نشه نمیگمش، پس تحریک نکنید. </p>
<p>پ.ن: امتحانات</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_903.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پذیرفتند، هر چند میدانستند!!</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_825.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_825.html#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 28 Dec 2009 13:05:03 +0000</pubDate>
		<dc:creator>شناشیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_825.html</guid>
		<description><![CDATA[کوفه!!! ۱۲٫۰۰۰ دعوتنامه تنها برای یک مراسم؟!! حسین پذیرفت، هر چند که میدانست. کوفه، نه فتنه!!! صبح ۱۸٫۰۰۰ نفر با مسلم بیعت کردند، [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span>کوفه!!!</span><br />
۱۲٫۰۰۰ دعوتنامه تنها برای یک مراسم؟!! حسین پذیرفت، هر چند که میدانست.<br /><span><br />
<span>کوفه</span>، نه فتنه!!!</span><br /><span><br />
صبح ۱۸٫۰۰۰ نفر با مسلم بیعت کردند، هنگام غروب هزاران نفر به &#8220;قد قامت<br />
الصلوت&#8221; ش، لبیک گفتند و قیام کردند، &#8220;غیر المغضوب علیهم ولا الضالین&#8221; ش<br />
را شندیدند، اما دریغ از یک نفر که بعد از &#8220;السلام علیک&#8221; ش به او &#8220;تقب لله<br />
برادر&#8221; بگوید.</span><br /><span><br />
او یک تنه، تنه به لشکر عبید الله در کوفه، شهر نامردان و نامردمان زد و<br />
جنگید، کشت و در آخر کشته شد. مسلم پذیرفت، هر چند که میدانست.</span><br /><span><br />
هیچ کس نمیدانست چرا اسمش را حر گذاشتند، تا بلاخره زمانش فرا رسید. آمده بود اسیر بگیرد، اسیر اسیر شد. حر که<br />
آمده بود بکشد، اما کشته شد. حر پذیرفت، نمیدانست، هر چند حالا دیگر<br />
میدانست.</span></p>
<p><span><br />
عباس علمدار، ستون خیمه، وفادار، هیچگاه در حضور برادرانش، کلامی<br />
نگفت که بزرگیش را نمایان کند، چون پدرش این را ازش خواسته بود. چون او<br />
به نقشش، به وظیفه اش اعتقاد داشت، جانش را هم برای اعتقادش داد. عباس هم پذیرفته بود، هر چند<br />
میدانست. </span></p>
<p><span>حضرت زینب هم در جواب عبیدالله در کوفه میگوید:&#8221;به خدا قسم که جز زیبایی ندیدیم.&#8221;</span></p>
<p>آنها همه میدانستند، پذیرفتند، خرج شدند، اما هدر نرفتند، ماندگارترین الگوها را ترسیم کردند.</p>
<p><strong>از<br />
برکات عاشورا یکی اینکه، سپاه علوی هیچگاه به شامات نرسید و فرستادگان یکی<br />
پس از دیگری ترور میدند، اما اینبار این سپاه به دعوت امویان به شام<br />
رسیدند و کاری کردند کارستان.</strong></p>
<p><a target="_blank" href="http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=85374&amp;KEYWORD=+%D8%AE%D8%B7%D8%A8%D9%87+%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA+%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%D8%AF%D8%B1+%D8%B4%D8%A7%D9%85">خطبه حضرت سجاد را در شام بسیار جالب است</a><a href="http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=85374&amp;KEYWORD=+%D8%AE%D8%B7%D8%A8%D9%87+%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA+%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%D8%AF%D8%B1+%D8%B4%D8%A7%D9%85">،</a> که پایه های سلطنت یزید را به لرزه در آورد. هیچ عجز و ناله ای در حال اسیری از این کاروان برنمی خواست.</p>
<p>
</p>
<p>مطالب پراکنده شد اما تو این ایام کمی درباره حواشی عاشورا چه قبل و چه بعد از آن مطالعه کنیم بد نیست.</p>
<p>
</p>
<p><strong>اللهم صلِ على محمد وآل محمد</strong></p>
<p>لعن الله اول و ثانی و ثالث، <span lang="FA" dir="rtl">اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک</span></p>
<p><span lang="FA" dir="rtl"><br /></span></p>
<p><span lang="FA" dir="rtl">پ.ن:<br />
شبهای عاشورا و تاسوعا کامل خونه تشریف داشتم، سرماخوردگی نذاشت جایی برم،<br />
هر چند که بد هم نشد. حوادث قبل و بعد از عاشورا کم از روز حادثه ندارد. </span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_825.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نمایشگاه</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_791.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_791.html#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 23 Dec 2009 22:00:03 +0000</pubDate>
		<dc:creator>شناشیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_791.html</guid>
		<description><![CDATA[ایروزا بدجور گیر نمایشگاهیم و چون دقیقا بعد از تحویل موقت طرح ۴ رفتیم تو کارش، برای همین حسابی اگزوستد شدم. بیاین سر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>ایروزا بدجور گیر نمایشگاهیم و چون دقیقا بعد از تحویل موقت طرح ۴ رفتیم تو کارش، برای همین حسابی اگزوستد شدم.
<p>بیاین سر بزنین چون که پنج شنبه آخرین روزش.</p>
<p>ورودی نمایشگاه با بازار موهی(ماهی) فروشا شروع میشه، بعدش حضرات معماری، یکمی اونورتر روباتیکزا، یه غرفه نمایش که از شیر مرغ تا جون آدمیزاد توش اکران میشه، آخرینش هم خوب فکر کنم G-Force بود.</p>
<p> یه در اون وسط باز میشه که قلب نمایشگاهه و حسابی شکممون رو به چایی بسته، بعد از این میخوریم به غرفه کارگاه مکانیک، و باز هم معماری و باز هم معماری.</p>
<p>روز چهارشنبه که دیروز باشه مسابقه اسکیس برگزار شد که نمیدونم نتیجه اش چی بود چون استادیوم تشریف داشتم. </p>
<p>روز جمعه هم که یه همایش داریم در مورد کانسپت، <em>خیلی خط رو پوسترش قشنگ شده.</em></p>
<p>خلاصه ایروزا که هیچکی تو دانشگاه نیست، ماها حسابی فعال شدیم.</p>
<p>راسی ای نخود و آش و آب انارم چه شد؟</p>
<p></p>
<p>پ.ن: قاضی، جاهلیه بین دو عاقل، امان از سوتفاهم که هر چی خوب باشی، اما بلاخره یه جایی تو رو زمین میزنه. نذار تلنبار بشن.</p>
<p>پ.ن: خاطرات دوران دانشگاه لزوما از توی کلاسای درس بیرون نمیاد.</p>
<p></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_791.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>داستان یک نفر درخت</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_350.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_350.html#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 13 Dec 2009 19:24:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator>شناشیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_350.html</guid>
		<description><![CDATA[داستان زندگی این درخت خیلی شبیه ماست!! پ.ن: مکان یه شبی تو پارک دانشجو]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>داستان زندگی این درخت خیلی شبیه ماست!!</p>
<p></p>
<p><img width="449" height="594" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/92bdd_1260820066.jpg" /></p>
<p></p>
<p></p>
<p>پ.ن: مکان یه شبی تو پارک دانشجو</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_350.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سلام بر علی بن موسی الرضا</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_171.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_171.html#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 13 Dec 2009 07:13:53 +0000</pubDate>
		<dc:creator>شناشیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_171.html</guid>
		<description><![CDATA[چهارشنبه دارم میرم مشهد، حلال کنین.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>
<p>چهارشنبه دارم میرم مشهد، حلال کنین.</p>
<p></p>
<p><a href="http://www.sweetim.com/s.asp?im=gen&amp;lpver=3&amp;ref=10" target="_blank"><img border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/c8564_000203D4.gif" /></a></p>
<div>
<p><a href="http://www.sweetim.com/s.asp?im=gen&amp;lpver=3&amp;ref=12" target="_blank"><br /></a></div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_171.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اینجا مشهد، جای همگی خالی</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_172.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_172.html#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 13 Dec 2009 07:13:53 +0000</pubDate>
		<dc:creator>شناشیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_172.html</guid>
		<description><![CDATA[تو ای فصل مشهد نیمده بودم، انتظار داشتم ای موقع خلوت باشه اما خو مشهد دیگه!! ای چند بار آخری که اومدم، هیچ [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><P dir="rtl"><SPAN lang="FA">تو ای فصل مشهد نیمده بودم، انتظار داشتم ای موقع خلوت باشه اما خو مشهد دیگه!! ای چند بار آخری که اومدم، هیچ اصراری ندارم که زور بزنم به زری برسم، از دور هم جواب میده.</SPAN><SPAN dir="ltr"></SPAN></P><br />
<P dir="rtl"><SPAN lang="FA">اینجا مشهد، خیلی سرده، خیلی حال میده. </SPAN></P><br />
<P dir="rtl"><SPAN lang="FA">هنو مزه دلی نرفتم زیارت، فقط دیشب رفتیم حرم، بس که جمعیت زیاده، به یه سلام از راه دور رضایت دادم، سعی کردم کسی فراموش نشه، یه چند رکعت ریا و دعا!!</SPAN></P><br />
<P dir="rtl"><SPAN lang="FA">اینجا مشهد، خیلی سرده خیلی شلوغه!!</SPAN></P><br />
<P dir="rtl"><SPAN lang="FA">همراهای نه بهز خوتون خوبی داریم که یه سینای ناز هم همراشونه، آقا سینا خوردنیه، تعریف کردنی نیست. با مرام، با نمک، مهربوون.</SPAN></P><br />
<P dir="rtl"><SPAN lang="FA">اینجا مشهد، هتل تارا، جوون عمه اش ۴ ستاره، خیلی سرده، جاتون خالی!!</SPAN></P><br />
<P dir="rtl"><SPAN lang="FA">ساعت ۱۲ و ۵۵ دیقه است، تو لابی نشستم، لپ تاپ دکتر لیبل نداره، تا همینا هم سیتون تایپ کردم، دهنم صاف کرده. کانال یک داره &#8220;ناوارو&#8221; نشون میده خوشم میاد، اما الان نمیذاره چیزی بنویسم.</SPAN></P><br />
<P dir="rtl"><SPAN lang="FA">اینجا مشهد، خیلی سرده ولی مهم نی، می ارزه، اینجا یه چی دیگه است.</SPAN></P><br />
<P dir="rtl"><SPAN lang="FA">روز عرفه و عید قربون اینجاییم، فردا حرم دعای عرفه میخونن، شما از اونجا دعا کنین مو هم از اینجا، هر کی حس بهتری داشت، بقیه رو فراموش نکنه. </SPAN></P><br />
<P dir="rtl"><SPAN lang="FA">اینجا مشهد، محل شهادت، خیلی سرده، نه خیلی گرمه، گرمه گرم!! قرنهاست که مشهد گرماش رو از خورشید نمیگیره، اینجا خورشید خودش رو داره.</SPAN></P><br />
<P dir="rtl"><SPAN lang="FA">به امید دیدار</SPAN></P><br />
<P> </P></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_172.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نحن نطلب الهلیله ــــ WE WANT HELILE ــــ ما هلیله میخوایم!!</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_173.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_173.html#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 13 Dec 2009 07:13:53 +0000</pubDate>
		<dc:creator>شناشیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_173.html</guid>
		<description><![CDATA[بیانیه شماره یک خطاب به مسولین کاری نکنید که، قلمها را زمین گذاشته و &#8230; بدست گیریم!! داشتم از کوچه ای گذر میکردم [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بیانیه شماره یک</p>
<p>خطاب به مسولین</p>
<p>کاری نکنید که، قلمها را زمین گذاشته و &#8230; بدست گیریم!!</p>
<p>داشتم از کوچه ای گذر میکردم که ندایی به گوش رسید که میگفت:&#8221;نحن نطلب الهلیله!!</p>
<p> WE WANT HELILE</p>
<p> ما هلیله میخوایم&#8221;</p>
<p>وِر ایز مای وُت؟!</p>
<p>چرا مدیریت جدید داره ضعیف کار میکنه!!</p>
<p> چرا هیئت خواسته های بحق شهروندانش رو نادیده میگیره و به فراهم کردن شرایط تفرحیمون توجه ای نمیکنه؟! </p>
<p>چرا<br />
برای خودشون سفرهای خارج از کشور بوشهر، اونم تا تهرون در نظر میگیرن، اما<br />
اینجا تا هلیله سیشون میگی میگن:&#8221;تو بودجه ی امسال ای طرح پیش بینی نشده؟!<br />
می یه هلیله رفتنی چه خرجی ورمیداره؟!&#8221;</p>
<p>چرا حاضرا، به مردم سایر کشورها، اونجور که تو خبرگزاری مستقل خلبوس اومده بود:&#8221;<strong>ـ</strong> مقداری از جمع مبالغ اهدایی به مراکز نگهداری<br />
معلولین که از جشن آوای مهر باقی مونده بود و پیش من بود و قرار بود اون<br />
پول برای زمانی که بخواهیم بریم بازدید از مراکر خرج بشه . اما از اونجایی<br />
که قرار بازدید لغو شد اون مبلغ مونده بود پیشم ، تا اینکه مسئول یکی از<br />
این مراکز واقعا نیازمند چند روز پیش تماس گرفت و اعلام نیاز مبرم به چند<br />
قلم چنس کرد و با مشورتی که با دوستان انجام شد اون مقدار پول هم<br />
خوشبختانه در همون راهش خرج شد . ( فقط برای اطلاع رسانی بود )&#8221; کمک کنن اما برای تفریح، ما رو به ردیف و طرح پیش بینی نشده ارجاع میدن؟!! چرا؟ اینجا پاسخگو کیست؟رای ما کجاست؟!</p>
<p>از<br />
اون طرف هم که جناب روزبه، سربازرس بزرگ(جانشین میتی کمان فقید) با تتمیع<br />
و رشوه دهنش رو بستن تا چشمش به دیدن حقایق ببنده، روزبه خجالت بکشحیا کن(میخوای سی ایوب بگم کولیت کنه؟!).</p>
<p>هی یادش بخیر ما قبلا یه رییس جمبوری داشتیم، سیش میگفتن محمود، نه ای<br />
محمودا او محمود، قشنگ جونی، هماهنگ میکرد میبردمو هلیله، خو ۷ و کلی(کسره<br />
به ک) مسولین، یه هلیله گردینی جور کنین نه.</p>
<p></p>
<p>الدمکم فی ایدیکم (خین خوتون پی خوتن)</p>
<p></p>
<p>شاخه نظامی امت همیشه در صحنه</p>
<p> ۱۲ذیحجه ۱۴۳۰              </p>
<p>محمد بن باقر میگلی نژاد       </p>
<p>والسلام                   </p>
<p></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_173.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بیانیه شماره دو</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_174.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_174.html#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 13 Dec 2009 07:13:53 +0000</pubDate>
		<dc:creator>شناشیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_174.html</guid>
		<description><![CDATA[تاریخ:   ۸۸٫۹٫۱۱       شماره: ۲۲/ش/۱۵۶۹ همرزمان عزیز هلیله از آن ما بود، هست و خواهد بود دقایقی پیش سخنگوی دولت، تحت شپار و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>تاریخ:   ۸۸٫۹٫۱۱       </p>
<p>شماره: ۲۲/ش/۱۵۶۹</p>
<p></p>
<p>همرزمان عزیز</p>
<p>هلیله از آن ما بود، هست و خواهد بود</p>
<p>دقایقی پیش سخنگوی دولت، تحت شپار و خونفشانی شما مجبور به پذیرش خواسته ما شد و طی <a href="http://www.rishehr.com/?p=451" target="_blank">بیانیه ای </a>اعلام کرد، روز دوشنبه نه، یکشنبه اش، میریم هلیله.</p>
<p>این قدم اول بود، و ما تا دستیابی به همه حق و حقوق غصب شده مون کوتاک نمیایم. </p>
<p>از همسنگران عزیز، خصوصا فرماندهی گردان <strong>۳ ب</strong>(بیسیم _ باهنر _ باغ زهرا)، و گردان <strong>دوبه</strong>(دواس _ بهمنی) تقاضامندیم به مقر برگشته و وضعیت را نامحسوسند کنترل نمایند، ولی وضعیت آماده باش رو همچنان حفظ کنند.</p>
<p></p>
<p></p>
<p></p>
<p>شاخه نظامی امت همیشه در صحنه</p>
<p> ۱۴ذیحجه ۱۴۳۰              </p>
<p>محمد بن باقر میگلی نژاد       </p>
<div>والسلام                  </div>
<p></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_174.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>عید غدیر مبارک</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_175.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_175.html#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 13 Dec 2009 07:13:53 +0000</pubDate>
		<dc:creator>شناشیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_175.html</guid>
		<description><![CDATA[یه جایی شنیدم،غدیر مقدمه کربلا بود. بحثش سر این بود که میگفت مردم اگه غدیر رو درک میکردن و خیانتی نمی شد، اساسا [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>یه جایی شنیدم،غدیر مقدمه کربلا بود.
<p>بحثش سر این بود که میگفت مردم اگه غدیر رو درک میکردن و خیانتی نمی شد، اساسا کربلایی هم رخ </p>
<p>نمی داد.</p>
<p>بگذریم، عیدتون مبارک باشه، آماده هلیله هسین یا نه؟! پس میبینیمتون.</p>
<p>جادارا مجددا از هیئت دولت، به ریاست دکتر سعید و سایر وزرا تشکر کنم.</p>
<p>شخصا از بچه های گردانهای <strong>۳ب </strong>و <strong>دوبه </strong>و <strong>چهارمحل</strong> تشکر میکنم. یه تشکر ویژه هم از هسته مستقر در هندوستان به فرماندهی <strong>رضا عبدو </strong>داشته باشیم.</p>
<p>دوستان بدونن اگه فردا با آرامش دارن میرن هلیله یه تیم پشت این ماجرا تمام جوانب امنیتی رو چک کردن.</p>
<p>مهمتر اینکه، دیشب سفارش دادم یه سری رادار و ضدهوایی اونجا گذاشتن که خیالمون از هرگونه حمله راحت باشه. </p>
<p>یه نیروگاه با سوخت هسته ای هم از اول هفته کلنگش زمین خورده و ایشالله تا صبح یکشنبه برقش وارد مدار خواهد بود و اختصاصا فردا با حضور کابینه افتتاح میشه. پس مشکل تامین برق مراسم فردا هم حل شده بدونید.</p>
<p></p>
<p>بازم عیدتون مبارک</p>
<p></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_175.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>یادکش بخیر او روزا!!</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_170.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_170.html#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 13 Dec 2009 07:13:52 +0000</pubDate>
		<dc:creator>شناشیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_170.html</guid>
		<description><![CDATA[  با رفقا دور همی هر کی خاطرات دوران بچگی رو تعریف میکردیم، از کار خرابیا و بازیا، از سختیها و خوشیها&#8230;!! از [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p> </p>
<p>با رفقا دور همی هر کی خاطرات دوران بچگی رو تعریف میکردیم، از کار خرابیا و بازیا، از سختیها و خوشیها&#8230;!!</p>
<p>از بازیها؛ ای که هر فصلی بازی مخصوص خوش داشت، از ای که با همه بچه های<br />
کیچه و قوم و خیش، صب تا پسین، پسین تا شو سی خومون چرخ میزدیم، همیشه با<br />
هم بیدیم، اما حالا چه؟! نمیگم ما خیلی وضع خوبی داشتیم یا بچه های الان<br />
بازی نمیکنن یا وضعشون از ما بدترن، نه!! جیباشون پر پیلتر، کتکاشون کمتر،<br />
زور شنفتناشون همیطور.<br />
منظورم این که ما از بازیهامون خاطره داریم، از گله ای دریا رفتن و<br />
تیرمویه بازی، کلمبه بازی، قعله و چوکیلی، تبروک و قُتُل بازی،اسخون در&#8230;<br />
وردار و بدو، هفت سنگ، گل بیگی شدّه، کَ کِی دو، بیگیر برو تا زنگ خونه<br />
ملت زدن، که یه مدت معروف شده بیدیم به گروه لیان شامپو (یه ۲۰ نفری<br />
میشدیم).<br />
غرض از اطاله کلام(بیرین پس با ای تکه کلام) این که، واقعاً اونا هم از<br />
بازی با پلی و ایکس باکس خاطره ای سیشون میمونه؟ ایروزا یه بچه ای میشه با<br />
یه کارتونی صبح تا شو سرکار بذاری!<br />
ما در میبسن از پنجره در میرفتیم، گاهی از در حیاط داخل نمیشدیم، همیشه<br />
جامون رو دیوار بید. نهایت بازی فیزیکی جمعی که میکنن فوتبال، که شکی تو<br />
جمعی بیدن و لذتاش نی، اما ما واقعا تنوع داشتیم. فصل به فصل بازیهامون<br />
فرق میکرد.<br />
اوموقعاها هر کیچه ای یه تیم فوتبال کاملی توش میشد جمع کنی، بچه غل میزد تو کیچه ها!!<br />
امتحانا که تموم بید، دقدلیمون سر پیک نوروزی و کتابا در میوردیم. هر درخت<br />
سپسون پیدا میکردی بچه بید که ازش ورمیچرید، تا ازش سی چسب کاغذهوا<br />
استفاده کنه.<br />
باور کن خوردن یه ساندویچ مستقل بدون حضور بزرگتر و خانواده، یه رویایی<br />
بید که خیلی دیر به دیر از یادمون میرفت. ایکی رو نمیدونم شاید واقعا مو<br />
خیلی سیم پررنگ بیده، اما خداییش مو همیشه پیل تو جیبیم از دور و بریام<br />
بیشتر بید، از یه طرف &#8220;بی بی دی اسمیل&#8221;، یا دسیایی که از ممان میگرفتم، یا<br />
کرایه تاکسیایی که با &#8220;آبابا حاج عبدالرضا&#8221; تو صبای جمعه کاسبی میکردیم،<br />
پس نمیتونم بگم مو کم داشتم، اما واقعا همه اینا خاطره بید.<br />
خدا بیامرز امواتتون، خدا بیامرزه ننه حجی(حاج صغری، مادر پدری) خیلی پی<br />
دل بچه ها رو میرفت، نوم خدا یکی دو تا هم خو نبیدن، لشکری میشدیم، ایلی<br />
بیدیم ماشالله.<br />
خونه شون یه حیاط (نه باغ نه باغچه) درن دشتی داشت، که صب تا پسین با بچه<br />
های قوم توش میپلکیدیم. انار و کنار، انگور، رطب و توت و انجیر تو سراشون<br />
فراوون بید، یادش بخیر. ای ننه حجی ما خدابیامرز خیلی مقید به برگزاری<br />
چهارشنبه سوری بید.  هر سال همه جلو خونه اش چن تا کپه تش میساختیم و<br />
مراسم به پا میکردیم.<br />
از چند تا درخت انارکو، هم از انار خشکیده هاش برای بازی(نارنجک) استفاده<br />
میکردیم و هم هر کی به اندازه خوش جمع میکرد، تا وقتی زن و زیلا عصر<br />
میومدن باش مشتک ناری درست کنن.<br />
یه حوض کوچیک سمت کوباد(شمال شرق و مخالف قبله) و دیقا بغل پله پشت بوم<br />
بید، هفش ده نفری توش غوص میکردیم. اوش جلبک داشت، کرم داشت اما با همیناش<br />
هم حال میکردیم.</p>
<p align="baseline">
یه نکته ای بگم که بچه های الان نسبت به دوره ما بخصوص ما دهه ۶۰ها وضع<br />
کُم و بر و لباسشون قطعا بهترن، اما ما واقعا از بچگیمون لذت بردیم ولی ای<br />
احساس نسبت به الانیا ندارم.</p>
<p><img width="332" height="246" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/c6b8e_nun_pazun413.jpg" /></p>
<p>البته ای عکس مربوط به خونه ننه نیسا</p>
<p>
اگه ما ایهمه تنوع داشتیم شاید دلیلش نداشتن امکانات امروزی بیده، اگه تو<br />
خونه جامون نمیگرفت شاید چیزی برای سرگرم شدن تو خونه نداشتیم، اما وقتی<br />
خوب فکر میکنم میگم ایم نبید، چون کلی بازی هم مال وقتی که میومدیم خونه،<br />
از هر چیزی سی خمون یه بازی میساختیم. مثلا وقتی دیگه هیچی نبید یه کتابی،<br />
مجله ای ورق میزدیم و سر عکساش با هم تو سر زننون داشتیم. البت وقتی هوا<br />
صاف بید به اینا کانالهای عربی هم اضاف میشد.
</p>
<p><strong>خاطره خیلی مهمه، چون یکم که بزرگتر میشیم به خاطراتمون خوشیم.</strong></p>
<p>ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ</p>
<p>بازیهامون به همی چندتایی که گفتم ختم نمیشد.<br />
تا یادم نرفته سیتون بگم که، یکی دیگه از اون خونه هایی که خیلی باشون حال میکردیم خونه عمه عصمت اینا بید، <a href="http://www.achak1388.blogfa.com/" target="_blank">شوهر عمه گرام</a> خیلی با ماها راه میومد. هر چند که با خو ظهرش نمیشد شوخی کنیم.<br />
ایم بگم که وقتی میگم کرم منظورم اسکاریس ۶متری نیا!!<br />
بعدشم او گروه لیان شامپو خیلی مردم آزاری کرد، خدا کنه ببخشن.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_170.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>هر کی سی خوشن!!</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_169.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_169.html#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 13 Dec 2009 07:13:51 +0000</pubDate>
		<dc:creator>شناشیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_169.html</guid>
		<description><![CDATA[بله داداش یه وقت شکار میکنی، یه وقت شکار میشی، یه وقت میدونی شکار شدی و یه وقت شکار میشی بدون اینکه بدونی. [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p></p>
<p></p>
<p align="baseline">بله داداش یه وقت شکار میکنی، یه وقت شکار میشی، یه وقت میدونی شکار شدی و یه وقت شکار میشی بدون اینکه بدونی.</p>
<p><a href="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/29dc0_02381.jpg" target="_blank"><u><img width="540" height="363" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/29dc0_02381.jpg" /></u></a>
</p>
<p></p>
<p>این عکس مربوط به کدام <a target="_blank" href="http://www.donyayeakkasi.blogfa.com/post-58.aspx">یکی</a> از دوستان وبلاگیست.
</p>
<p><a href="http://xs743.xs.to/xs743/09401/01352.jpg" target="_blank"><img width="539" height="400" src="http://xs743.xs.to/xs743/09401/01352.jpg" /></a></p>
<p>
</p>
<p>عکس روز عید فطر قبل از نماز.</p>
<p>
</p>
<p><span><br />
دوربین: K800i  - <br />
لنز: wide focus  - <br />
شاتر: ۲&#8243;۲۶&#8242; و فضا ابری نبید.</span></p>
<p>راسی سیچه ایقه آمار وبلاگ اومده پایین؟</p>
<p></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_169.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سلام بر علی بن موسی الرضا</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_164.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_164.html#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 13 Dec 2009 07:12:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator>شناشیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_164.html</guid>
		<description><![CDATA[چهارشنبه دارم میرم مشهد، حلال کنین.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>
<p>چهارشنبه دارم میرم مشهد، حلال کنین.</p>
<p></p>
<p><a href="http://www.sweetim.com/s.asp?im=gen&amp;lpver=3&amp;ref=10" target="_blank"><img border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/ec1b0_000203D4.gif" /></a></p>
<div>
<p><a href="http://www.sweetim.com/s.asp?im=gen&amp;lpver=3&amp;ref=12" target="_blank"><br /></a></div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_164.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

