<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>جامعه ی وبلاگ نویسان بوشهر &#187; نوشته هایی در وصف یک خرما</title>
	<atom:link href="http://www.bushehrws.com/feed_author/khorma/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.bushehrws.com</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Thu, 09 Feb 2012 04:50:31 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3</generator>
		<item>
		<title>اگر که دلسوخته ای با تو غریبه نیستم</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_4869.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_4869.html#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 03 Sep 2010 10:31:04 +0000</pubDate>
		<dc:creator>نوشته هایی در وصف یک خرما</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_4869.html</guid>
		<description><![CDATA[اوقات این زمانه ات را می بینی دلت می خواهد چند سالی بیایی عقب سن و سالت و در آمال و آرزوهایت یک [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>اوقات این زمانه ات را می بینی دلت می خواهد چند سالی بیایی عقب سن و سالت و در آمال و آرزوهایت یک تجدید نظری از روی بدحسابی روزگار کنی ، بعضا مشکوک می شوم شان نزولم به کدام آسمان خدا بند بوده که آرزوی بچگی ام رویا نماند و انشای &#8221; علم بهتر از ثروت &#8221; م تقدیر را سر ذوق آورده باشد ! می گویی از کجای قصه می نالم ؟ جوابش را از اصغر بپرس ، همشاگردی کودن بنده در احوالات راهنمایی ، او که سر امتحان ، مشق علومش را می داد خشتک مبارک و آب از آبش تکان نمی خورد اگر یک &#8221; سه و هفتاد و پنج صدم &#8221; نازنین می رفت لای نامه اعمالش و یک مدتِ سیر ، نمی شد اسباب خنده رفقا ! این آقا حالا بعد این مدید سال با آن دیپلم ناقصش پوست دستش خراب می شود اگر اسکناس پانصد تومانی برود لای انگشتش و اصلا مغزش به زحمت نمی افتد یک بسته هزار تومانی را صعودی بشمارد ، شما که غریب نیستی ، در کشف این بشر برو توی میلیون تومن سیر کن ! لامصب یک جور هم عین خیالاتش نمی شود اقلا به این دل خوش کنم عقده های بچگی اش هست دارد سر باز می کند و در تنهایی ش ملق می زند و جفتک می اندازد .</p>
<p>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/khorma.wordpress.com/243/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/khorma.wordpress.com/243/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/khorma.wordpress.com/243/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/khorma.wordpress.com/243/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/khorma.wordpress.com/243/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/khorma.wordpress.com/243/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/khorma.wordpress.com/243/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/khorma.wordpress.com/243/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/khorma.wordpress.com/243/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/khorma.wordpress.com/243/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/khorma.wordpress.com/243/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/khorma.wordpress.com/243/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/khorma.wordpress.com/243/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/khorma.wordpress.com/243/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=khorma.wordpress.com&amp;blog=9496951&amp;post=243&amp;subd=khorma&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" /></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_4869.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اگر که دلسوخته ای با تو غریبه نیستم</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_1845.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_1845.html#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 26 Mar 2010 13:59:13 +0000</pubDate>
		<dc:creator>نوشته هایی در وصف یک خرما</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_1845.html</guid>
		<description><![CDATA[اوقات این زمانه ات را می بینی دلت می خواهد چند سالی بیایی عقب سن و سالت و در آمال و آرزوهایت یک [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>اوقات این زمانه ات را می بینی دلت می خواهد چند سالی بیایی عقب سن و سالت و در آمال و آرزوهایت یک تجدید نظری از روی بدحسابی روزگار کنی ، بعضا مشکوک می شوم شان نزولم به کدام آسمان خدا بند بوده که آرزوی بچگی ام رویا نماند و انشای &#8221; علم بهتر از ثروت &#8221; م تقدیر را سر ذوق آورده باشد ! می گویی از کجای قصه می نالم ؟ جوابش را از اصغر بپرس ، همشاگردی کودن بنده در احوالات راهنمایی ، او که سر امتحان ، مشق علومش را می داد خشتک مبارک و آب از آبش تکان نمی خورد اگر یک &#8221; سه و هفتاد و پنج صدم &#8221; نازنین می رفت لای نامه اعمالش و یک مدتِ سیر ، نمی شد اسباب خنده رفقا ! این آقا حالا بعد این مدید سال با آن دیپلم ناقصش پوست دستش خراب می شود اگر اسکناس پانصد تومانی برود لای انگشتش و اصلا مغزش به زحمت نمی افتد یک بسته هزار تومانی را صعودی بشمارد ، شما که غریب نیستی ، در کشف این بشر برو توی میلیون تومن سیر کن ! لامصب یک جور هم عین خیالاتش نمی شود اقلا به این دل خوش کنم عقده های بچگی اش هست دارد سر باز می کند و در تنهایی ش ملق می زند و جفتک می اندازد .<br />
راستش گفتن که ندارد ولی از قدیم گفته اند مدرکت را گرفتی بگیر سر کوزه آبش را تناول کن ، اوضاع ما هست ها ! بعد چند سال  درس و مشق کیفور می شوم سر صبح این وانت بابا را بردارم مسیر انبار تا دکانش را جلو عقب کنم و دم ظهر خسته و بیمار که برسم خانه ، مادرم از روی سادگی یک &#8221; مهندس برگشت &#8221; توی کوچه راه بیندازد که کسی نداند ، ملت می فهمند عرضش که را می گوید !<br />
حالی ! ورق زندگی ام را اینجور می دهم یکی از سر بخواند ، سر بیکاری مفرط هست  والا من هم مثل اصغر ، خدا را بنده نبودم چه برسد یک سیستم زاغارت و یک مشت عریضه مهمل و آخرش سر نازنین یاری مثل شما را درد بیاورم .</p>
<p>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/khorma.wordpress.com/243/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/a6669_243" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/khorma.wordpress.com/243/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/a6669_243" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/khorma.wordpress.com/243/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/976bd_243" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/khorma.wordpress.com/243/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/976bd_243" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/khorma.wordpress.com/243/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/27e34_243" /></a> <img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/27e34_b.gif?host=khorma.wordpress.com&amp;blog=9496951&amp;post=243&amp;subd=khorma&amp;ref=&amp;feed=1" /></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_1845.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اگر که دلسوخته ای با تو غریبه نیستم</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_1844.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_1844.html#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 26 Mar 2010 10:43:45 +0000</pubDate>
		<dc:creator>نوشته هایی در وصف یک خرما</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_1844.html</guid>
		<description><![CDATA[اوقات این زمانه ات را می بینی دلت می خواهد چند سالی بیایی عقب سن و سالت و در آمال و آرزوهایت یک [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>اوقات این زمانه ات را می بینی دلت می خواهد چند سالی بیایی عقب سن و سالت و در آمال و آرزوهایت یک تجدید نظری از روی بدحسابی روزگار کنی ، بعضا مشکوک می شوم شان نزولم به کدام آسمان خدا بند بوده که آرزوی بچگی ام رویا نماند و انشای &#8221; علم بهتر از ثروت &#8221; م تقدیر را سر ذوق آورده باشد ! می گویی از کجای قصه می نالم ؟ جوابش را از اصغر بپرس ، همشاگردی کودن بنده در احوالات راهنمایی ، او که سر امتحان ، مشق علومش را می داد توی خشتک مبارک و آب از آبش تکان نمی خورد اگر یک &#8221; سه و هفتاد و پنج صدم &#8221; نازنین می رفت لای نامه اعمالش و یک مدتِ سیر ، نمی شد اسباب خنده رفقا ! این آقا حالا بعد این مدید سال با آن دیپلم ناقصش پوست دستش خراب می شود اگر اسکناس پانصد تومانی برود لای انگشتش و اصلا مغزش به زحمت نمی افتد یک بسته هزار تومانی را صعودی بشمارد ، شما که غریب نیستی ، در کشف این بشر برو توی میلیون تومن سیر کن ! لامصب یک جور هم عین خیالاتش نمی شود اقلا به این دل خوش کنم عقده های بچگی اش هست دارد سر باز می کند و در تنهایی ش ملق می زند و جفتک می اندازد .<br />
راستش گفتن که ندارد ولی از قدیم گفته اند مدرکت را گرفتی بگیر سر کوزه آبش را تناول کن ، اوضاع ما هست ها ! بعد چند سال  درس و مشق کیفور می شوم سر صبح این وانت بابا را بردارم مسیر انبار تا دکانش را جلو عقب کنم و دم ظهر خسته و بیمار که برسم خانه ، مادرم از روی سادگی یک &#8221; مهندس برگشت &#8221; توی کوچه راه بیندازد که کسی نداند ، ملت می فهمند عرضش که را می گوید !<br />
حالی ! ورق زندگی ام را اینجور می دهم یکی از سر بخواند ، سر بیکاری مفرط هست  والا من هم مثل اصغر ، خدا را بنده نبودم چه برسد یک سیستم زاغارت و یک مشت عریضه مهمل و آخرش سر نازنین یاری مثل شما را درد بیاورم .</p>
<p>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/khorma.wordpress.com/243/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/733f0_243" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/khorma.wordpress.com/243/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/0f296_243" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/khorma.wordpress.com/243/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/0f296_243" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/khorma.wordpress.com/243/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/7c216_243" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/khorma.wordpress.com/243/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/7c216_243" /></a> <img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/988d4_b.gif?host=khorma.wordpress.com&amp;blog=9496951&amp;post=243&amp;subd=khorma&amp;ref=&amp;feed=1" /></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_1844.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سال نو ، سال خوبی خواهد بود</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_1835.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_1835.html#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 24 Mar 2010 10:22:11 +0000</pubDate>
		<dc:creator>نوشته هایی در وصف یک خرما</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_1835.html</guid>
		<description><![CDATA[در سال جدید یک تحول بالفعل و نه حالا بالقوه در من رخداده است ، سخت به یک سیستم منسجم و حاکم بر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در سال جدید یک تحول بالفعل و نه حالا بالقوه در من رخداده است ، سخت به یک سیستم منسجم و حاکم بر آفریده های اطراف تاثر یافته ام و صد البته خدا را نه به معنای واقعی پس زده ام ! خدایم را بیشتر یاد خواهم کرد نه آنگونه که مزخرفات و خرافه های مذهبی در آن ایام بر من روا شده و هم اکنون مورد شده ای هستم که از عجزها و ناتوانی هایم دامن معجزه را نگیرد ، به اشکال هندسی خاک سجده عوام نزند و پارچه ای سفید و سفید را نداند عزت لایق ! بلی بشر محمد این گونه آدمی شده ام !</p>
<p>پ نوشت : به نوعی مدیون خواهیم بود هم به خودمان و هم به جامعه کوچک اطرافمان اگر برهه ای نو از زندگی را بگذرانیم و قول ندهیم اگر رنگ قالهای هرز نباشد ! هر ساله به پاسداشت اخلاقیات هم که شده بیاییم رنگی عوض کنیم ، پوستی نورو از وجودمان باشیم و دغدغه های زائدمان را غروب بدهیم دست خورشید تا ببرد آنور دنیا بدهد دست صهیونیستها و مخصوصا این اوباما ! نگاهمان گیر نکند پی پستی و بلندی های ناجور  و مهمتر اینکه کمتر خزعبل ببافیم برای هم نسلانمان که دنیا را ! دنیا را !</p>
<p>مطالب مرتبط :</p>
<h3><a href="http://jonobi.wordpress.com/2009/03/21/76/">آمین</a> ، <a href="http://jonobi.wordpress.com/2009/03/10/%D9%87%DB%8C%DA%86-%D9%87%DB%8C%DA%86-%D9%87%DB%8C%DA%86/">هیچ  هیچ هیچ</a> ،<a title="پیوند پایدار به &quot;هرزه 1&quot;" rel="bookmark" href="http://jonobi.wordpress.com/2009/03/06/%D9%87%D8%B1%D8%B2%D9%87-1/">هرزه </a></h3>
<p>سالنومبارک</p>
<p>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/khorma.wordpress.com/224/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/64e55_224" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/khorma.wordpress.com/224/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/b056d_224" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/khorma.wordpress.com/224/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/b056d_224" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/khorma.wordpress.com/224/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/b056d_224" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/khorma.wordpress.com/224/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/5a449_224" /></a> <img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/5a449_b.gif?host=khorma.wordpress.com&amp;blog=9496951&amp;post=224&amp;subd=khorma&amp;ref=&amp;feed=1" /></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_1835.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title></title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_1834.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_1834.html#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 24 Mar 2010 10:15:44 +0000</pubDate>
		<dc:creator>نوشته هایی در وصف یک خرما</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_1834.html</guid>
		<description><![CDATA[در سال جدید یک تحول بالفعل و نه حالا بالقوه در من رخداده است ، سخت به یک سیستم منسجم و حاکم بر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در سال جدید یک تحول بالفعل و نه حالا بالقوه در من رخداده است ، سخت به یک سیستم منسجم و حاکم بر آفریده های اطراف تاثر یافته ام و صد البته خدا را نه به معنای واقعی پس زده ام ! خدایم را بیشتر یاد خواهم کرد نه آنگونه که مزخرفات و خرافه های مذهبی در آن ایام بر من روا شده و هم اکنون مورد شده ای هستم که از عجزها و ناتوانی هایم دامن معجزه را نگیرد ، به اشکال هندسی خاک سجده عوام نزند و پارچه ای سفید و سفید را نداند عزت لایق ! بلی بشر محمد این گونه آدمی شده ام !</p>
<p>پ نوشت : به نوعی مدیون خواهیم بود هم به خودمان و هم به جامعه کوچک اطرافمان اگر برهه ای نو از زندگی را بگذرانیم و قول ندهیم اگر رنگ قالهای هرز نباشد ! هر ساله به پاسداشت اخلاقیات هم که شده بیاییم رنگی عوض کنیم ، پوستی نورو از وجودمان باشیم و دغدغه های زائدمان را غروب بدهیم دست خورشید تا ببرد آنور دنیا بدهد دست صهیونیستها و مخصوصا این اوباما ! نگاهمان گیر نکند پی پستی و بلندی های ناجور  و مهمتر اینکه کمتر خزعبل ببافیم برای هم نسلانمان که دنیا را ! دنیا را !</p>
<p>مطالب مرتبط :</p>
<h3><a href="http://jonobi.wordpress.com/2009/03/21/76/">آمین</a> ، <a href="http://jonobi.wordpress.com/2009/03/10/%D9%87%DB%8C%DA%86-%D9%87%DB%8C%DA%86-%D9%87%DB%8C%DA%86/">هیچ  هیچ هیچ</a> ،<a title="پیوند پایدار به &quot;هرزه 1&quot;" rel="bookmark" href="http://jonobi.wordpress.com/2009/03/06/%D9%87%D8%B1%D8%B2%D9%87-1/">هرزه </a></h3>
<p>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/khorma.wordpress.com/224/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/4db21_224" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/khorma.wordpress.com/224/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/895cf_224" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/khorma.wordpress.com/224/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/895cf_224" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/khorma.wordpress.com/224/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/c1ddb_224" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/khorma.wordpress.com/224/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/c1ddb_224" /></a> <img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/c1ddb_b.gif?host=khorma.wordpress.com&amp;blog=9496951&amp;post=224&amp;subd=khorma&amp;ref=&amp;feed=1" /></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_1834.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سلام اگر هوایتان آفتابی است</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_1732.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_1732.html#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 10 Mar 2010 15:40:24 +0000</pubDate>
		<dc:creator>نوشته هایی در وصف یک خرما</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_1732.html</guid>
		<description><![CDATA[الان که آدم سری بچرخاند و عقب ماجرا را نگاهی بیاندازد ، نباید انتظاری جز منظره ی جلوی روی ش را داشته باشد [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>الان که آدم سری بچرخاند و عقب ماجرا را نگاهی بیاندازد ، نباید انتظاری جز منظره ی جلوی روی ش را داشته باشد ، نفرمایید درجا زدن ولی یک چیزی در همین مایه ها ، چه می دانم یک مسیر یک نواخت را بیاور توی تجسمت و تو مدام جلو روی کنی با پای پیاده  و به مقصد نرسی ، کلافه می شوی انگار عارضه ای بر تو وقع افتاده و رهایی از آن ایستادن است گویی اینکه مسیر یکتا ست و مصمم نیستی انتخاب دیگری داشته باشی چون در رفتنت امیدی نیست و در ماندنت درماندگی ! چه [خاکی بر سر] کنم میشود تداوم کلامت تا اینکه  بر زمین نقش بسته باشی و در افکارت مستاصل قائما افق پیش روی جاده را دید بزنی تا یک شورلت بلیزر مدل ۷۵ از دور پدیدار شود ، رنگش هم قهوه ای باشد که عمرا آزرده خاطر شوی اگر سرابی است یا که طیف نور از پس حرارت سطح جاده چنین شکسته شده باشد و گمان بری پژویی ایست نقره ای رنگ و دوگانه سوز ! که آنی تا مرز انفجار ، رویایت را عبثی از زمان کند ، به بیراهه نرویم &#8230; عین ساکنین دهکوره های دور افتاده آنجا که خودت به دنیا آمده ای و وقتی اتومبیلی ببینی از شادی تیر بچکانی و اهالی را خبر کنی ، شروع کنی به هلهله و شادی تا آن سوار برسد و تو رخ در رخش فکنی و بخواهی تا مقصد تو را برساند که خدا زیادت کند اهل حرم و قومت را ای برادر .</p>
<p>آه غافل مانده ای ای آدم ! مقصدی نیست ، آنچه تا ابد روی راه است چه سواره ، چه پیاده ، نه آیه است در باب یهود و نه نصاری که تفسیر کنی و دورتا دور سر بندگان خدا بچرخانی اش ، همین است که می بینی و پس و پیشش هم همان .</p>
<p><span>لطف می کنید اگر</span> قدری تامل می کنید .</p>
<p>پس نوشت : تیتر تغییر کرد .</p>
<p>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/khorma.wordpress.com/214/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/c0735_214" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/khorma.wordpress.com/214/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/c0735_214" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/khorma.wordpress.com/214/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/b3236_214" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/khorma.wordpress.com/214/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/b3236_214" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/khorma.wordpress.com/214/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/e6bce_214" /></a> <img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/e6bce_b.gif?host=khorma.wordpress.com&amp;blog=9496951&amp;post=214&amp;subd=khorma&amp;ref=&amp;feed=1" /></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_1732.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سلام اگر دنیا همین است</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_1730.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_1730.html#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 10 Mar 2010 14:19:11 +0000</pubDate>
		<dc:creator>نوشته هایی در وصف یک خرما</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_1730.html</guid>
		<description><![CDATA[الان که آدم سری بچرخاند و عقب ماجرا را نگاهی بیاندازد ، نباید انتظاری جز منظره ی جلوی روی ش را داشته باشد [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>الان که آدم سری بچرخاند و عقب ماجرا را نگاهی بیاندازد ، نباید انتظاری جز منظره ی جلوی روی ش را داشته باشد ، نفرمایید درجا زدن ولی یک چیزی در همین مایه ها ، چه می دانم یک مسیر یک نواخت را بیاور توی تجسمت و تو مدام جلو روی کنی با پای پیاده  و به مقصد نرسی ، کلافه می شوی انگار عارضه ای بر تو وقع افتاده و رهایی از آن ایستادن است گویی اینکه مسیر یکتا ست و مصمم نیستی انتخاب دیگری داشته باشی چون در رفتنت امیدی نیست و در ماندنت درماندگی ! چه [خاکی بر سر] کنم میشود تداوم کلامت تا اینکه  بر زمین نقش بسته باشی و در افکارت مستاصل قائما افق پیش روی جاده را دید بزنی تا یک شورلت بلیزر مدل ۷۵ از دور پدیدار شود ، رنگش هم قهوه ای باشد که عمرا آزرده خاطر شوی اگر سرابی است یا که طیف نور از پس حرارت سطح جاده چنین شکسته شده باشد و گمان بری پژویی ایست نقره ای رنگ و دوگانه سوز ! که آنی تا مرز انفجار ، رویایت را عبثی از زمان کند ، به بیراهه نرویم &#8230; عین ساکنین دهکوره های دور افتاده آنجا که خودت به دنیا آمده ای و وقتی اتومبیلی ببینی از شادی تیر بچکانی و اهالی را خبر کنی ، شروع کنی به هلهله و شادی تا آن سوار برسد و تو رخ در رخش فکنی و بخواهی تا مقصد تو را برساند که خدا زیادت کند اهل حرم و قومت را ای برادر .</p>
<p>آه غافل مانده ای ای آدم ! مقصدی نیست ، آنچه تا ابد روی راه است چه سواره ، چه پیاده ، نه آیه است در باب یهود و نه نصاری که تفسیر کنی و دورتا دور سر بندگان خدا بچرخانی اش ، همین است که می بینی و پس و پیشش هم همان .</p>
<p><span>لطف می کنید اگر</span> یک دقیقه در این متن تامل کنید ، اگر چیزی به ذهنتان می رسد که مرتبط با آن چیزیست که به تازگی  خوانده اید به عنوان کامنت بفرستید ! لطف شما مستدام .</p>
<p>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/khorma.wordpress.com/214/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/00a0e_214" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/khorma.wordpress.com/214/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/8f2b6_214" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/khorma.wordpress.com/214/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/8f2b6_214" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/khorma.wordpress.com/214/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/20598_214" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/khorma.wordpress.com/214/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/20598_214" /></a> <img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/20598_b.gif?host=khorma.wordpress.com&amp;blog=9496951&amp;post=214&amp;subd=khorma&amp;ref=&amp;feed=1" /></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_1730.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>یاد من باشد فردا !</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_1514.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_1514.html#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 24 Feb 2010 16:17:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator>نوشته هایی در وصف یک خرما</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_1514.html</guid>
		<description><![CDATA[یاد من باشد فردا بروم باغ حسن ، گوجه و قیسی بخرم یاد من باشد فردا لب سلخ ، طرحی از بزها بردارم [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>
<p><span>یاد من باشد فردا<br />
بروم باغ حسن ، گوجه و قیسی بخرم<br />
یاد من باشد فردا<br />
لب سلخ ، طرحی از بزها بردارم<br />
طرحی از جاروها ، سایه هاشان در آب<br />
یاد من باشد ،<br />
هر چه پروانه که افتد در آب ، زود از آب درآرم<br />
یاد من باشد کاری نکنم ، که به قانون زمین بر بخورد<br />
یاد من باشد فردا لب جوی ، حوله ام را هم با چوبه بشویم<br />
<span>یاد من باشد تنها هستم</span></p>
<p>ماه بالای سر تنهایی است</span></p>
<p>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/khorma.wordpress.com/198/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/534d8_198" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/khorma.wordpress.com/198/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/534d8_198" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/khorma.wordpress.com/198/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/68df4_198" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/khorma.wordpress.com/198/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/b3570_198" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/khorma.wordpress.com/198/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/b3570_198" /></a> <img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/b3570_b.gif?host=khorma.wordpress.com&amp;blog=9496951&amp;post=198&amp;subd=khorma&amp;ref=&amp;feed=1" /></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_1514.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دوش مرا حال خوشی دست داد</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_1235.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_1235.html#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 13 Feb 2010 11:10:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator>نوشته هایی در وصف یک خرما</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_1235.html</guid>
		<description><![CDATA[۲۱ بهمن : مهدی رفیق شفیق دوست دوست من ! از آن ور مملکت زنگ می زند و می پرسد حال و احوالت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>
<p><span>۲۱ بهمن : مهدی رفیق شفیق دوست دوست من ! از آن ور مملکت زنگ می زند و می پرسد حال و احوالت که خوب است سرت آیا رو به قبله می رود  می خواهم جوابش را بدهم  که ادامه می دهد چون در یک مناقصه توانسته حدنصاب رای را بیاورند بیا و یه توک پا برو و مدارک ما را تحویل بگیر و پست کن برایمان ! می گویم من مشکلی ندارم یک توک پا صد کیلومتربروم مرکز استان ولی تا من مدارک را بگیرم و بخواهم پست کنم این مراکز پستی اوقات تعطیلی شان می شود  و تا پنج شش روزی بدستت نمیرسدها  می گوید که خوب فکسش کن ، می گویم می دانی هزینه فکس این صد صفحه چقدر می شود ، اصلا من اگر اینقدر پول داشتم الان ور دل برادران و البته خواهران زیباروی خارجه می بودم خلاصه اینکه می گوید برو بگیر من یک خاکی توی آن سرم می کنم بعدش ، من هم رفتم آن اداره مطبوع که ( یک دختر خانم جوان و بسیار با کمالات نشسته بودند پشت میز یک طوری گفتند بفرمایید اینجا را امضا کنید که دل و دست و عقل و هوشم همه را به باد دادی ، تازه نمره تیلیفون شان را به من دادند که اگر مشکلی پیش آمد فقط با خودشان در میان بگذارم و قید کردند که حتما با خانواده که رسمشان چنین است و چنان &#8230;) بی خیال برادر جان ، بی خیال خواهر جان اینها را گفتم پی ببیرید چقدر بی جنبه هستم بلکه یک پیرزن بدعنق پشت میز نشسته بود که نزدیک بود از امضای کریح من ، مرا از پنجره شوت کند بیرون به باغی که منظره ای زیبا داشت و فکر کنم متعلق بود به یک خانواده با اصل و نسب &#8230; </span></p>
<p><span>۲۲ بهمن : صبح پس از بیدار شدن پدر از خواب و میل صبحانه ایشان ابتدا به یادآوری اینکه امروز ۲۲ بهمن است و روز سرنوشت سازی برای ملت ایران از همه در هر لباس و با هر عقیده فکری خواست که در راهپیمایی که در مسیر دامنه های کوه مند تا فتح قله شکل می گیرد شرکت کنند و اسباب بازی نیز بیاورید که بعد از گشت و گذار بازی خیلی می چسبد ، چه فکر کرده ای همنوع ! من همیشه بر عقیده ی خود راست ایستاده ام و هیچ گاه متمایل به جناحی نبوده ام آن وقت با عیادان استکبار بروم کوهپیمایی و تفریح ، پس بر رسالت خویش سخت ایستادم و در زیر لحاف تکلیف خویش را ادا کنم  که تو پنداری که خوابی بود خوابی بود شادیها / مرادی سخت نا محسوس و در پی نا مرادیها<br />
</span></p>
<p><span>۲۳ بهمن : صبح که هیچ بر ما نگذشت جز مقادیری خواب یک مشت رفیق الواط که عین کنه هر جایی به آدم می چسبند ، بعد از ظهرش اما چون شبش فوتبال داشتیم به آمادگی جسمانی پرداختم ، اول fifa08 را روی کامپیوتر نصب کردم و تیم میدلزبورو از لیگ برتر انگلستان برای خودم برداشتم و بعد با تیم منچستر یونایتد یک مسابقه دادم که با نتیجه سخیف هشت بر صفر مغلوب آن تیم شدم ، اما بشنوید ازشب و بعد از آن مسابقه کذایی آن احوالات در هم و برهم که خدا نصیب گرگ بیابان نکند ، هی به مادرم گفتم غذای نذری به من نمی سازدها ، هی گفت بخور فرزند که بقول مرحوم جمالزاده حیف است از این مرغ که در کره فرنگی سرخ شده و شکمش از آلوی برغان پر تناول نفرمایی و من هم فرمودم &#8230;<br />
در سیاهی شب آنجا که بسان نحسی پر کلاغی سایه افکنده بر طالع تو بلوایی در گرفت ، نعره های بی امون گوش آسمونو کر کرد و دل من پیچشی سخت دچار ، لحظاتی یکبار در خلوتگه من  دل گلاب به رویتان عقده ی دل می گشایم سخت سخت ، به درستی که برزخ احوالی بود ، جهنمی بود و عذابی الیم ، چه گذشت بر من ، تو ندانی تو ندانی .<br />
حالا درست است که شکمم بهترش است ولی دلم که هنوز دارد درد می کند ، نباید دسته گلی ، شیرینی ای ، کمپوتی یا حده اقل از این آبمیوه های صد تومانی برای آدم بیاورند ؟</span></p>
<p><span><br />
</span></p>
<p><span><br />
</span></p>
<p><span><br />
</span></p>
<p><span><br />
</span></p>
<p><span><br />
</span></p>
<p>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/khorma.wordpress.com/185/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/3cc9c_185" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/khorma.wordpress.com/185/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/2cccf_185" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/khorma.wordpress.com/185/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/2cccf_185" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/khorma.wordpress.com/185/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/57e70_185" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/khorma.wordpress.com/185/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/57e70_185" /></a> <img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/57e70_b.gif?host=khorma.wordpress.com&amp;blog=9496951&amp;post=185&amp;subd=khorma&amp;ref=&amp;feed=1" /></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_1235.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title></title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_1234.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_1234.html#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 13 Feb 2010 11:02:18 +0000</pubDate>
		<dc:creator>نوشته هایی در وصف یک خرما</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_1234.html</guid>
		<description><![CDATA[۲۱ بهمن : مهدی رفیق شفیق دوست دوست من ! از آن ور مملکت زنگ می زند و می پرسد حال و احوالت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>
<p><span>۲۱ بهمن : مهدی رفیق شفیق دوست دوست من ! از آن ور مملکت زنگ می زند و می پرسد حال و احوالت که خوب است سرت آیا رو به قبله می رود  می خواهم جوابش را بدهم  که ادامه می دهد چون در یک مناقصه توانسته حدنصاب رای را بیاورند بیا و یه توک پا برو و مدارک ما را تحویل بگیر و پست کن برایمان ! می گویم من مشکلی ندارم یک توک پا صد کیلومتربروم مرکز استان ولی تا من مدارک را بگیرم و بخواهم پست کنم این مراکز پستی اوقات تعطیلی شان می شود  و تا پنج شش روزی بدستت نمیرسدها  می گوید که خوب فکسش کن ، می گویم می دانی هزینه فکس این صد صفحه چقدر می شود ، اصلا من اگر اینقدر پول داشتم الان ور دل برادران و البته خواهران زیباروی خارجه می بودم خلاصه اینکه می گوید برو بگیر من یک خاکی توی آن سرم می کنم بعدش ، من هم رفتم آن اداره مطبوع که ( یک دختر خانم جوان و بسیار با کمالات نشسته بودند پشت میز یک طوری گفتند بفرمایید اینجا را امضا کنید که دل و دست و عقل و هوشم همه را به باد دادی ، تازه نمره تیلیفون شان را به من دادند که اگر مشکلی پیش آمد فقط با خودشان در میان بگذارم و قید کردند که حتما با خانواده که رسمشان چنین است و چنان &#8230;) بی خیال برادر جان ، بی خیال خواهر جان اینها را گفتم پی ببیرید چقدر بی جنبه هستم بلکه یک پیرزن بدعنق پشت میز نشسته بود که نزدیک بود از امضای کریح من ، مرا از پنجره شوت کند بیرون به باغی که منظره ای زیبا داشت و فکر کنم متعلق بود به یک خانواده با اصل و نسب &#8230; </span></p>
<p><span>۲۲ بهمن : صبح پس از بیدار شدن پدر از خواب و میل صبحانه ایشان ابتدا به یادآوری اینکه امروز ۲۲ بهمن است و روز سرنوشت سازی برای ملت ایران از همه در هر لباس و با هر عقیده فکری خواست که در راهپیمایی که در مسیر دامنه های کوه مند تا فتح قله شکل می گیرد شرکت کنند و اسباب بازی نیز بیاورید که بعد از گشت و گذار بازی خیلی می چسبد ، چه فکر کرده ای همنوع ! من همیشه بر عقیده ی خود راست ایستاده ام و هیچ گاه متمایل به جناحی نبوده ام آن وقت با عیادان استکبار بروم کوهپیمایی و تفریح ، پس بر رسالت خویش سخت ایستادم و در زیر لحاف تکلیف خویش را ادا کنم  که تو پنداری که خوابی بود خوابی بود شادیها / مرادی سخت نا محسوس و در پی نا مرادیها<br />
</span></p>
<p><span>۲۳ بهمن : صبح که هیچ بر ما نگذشت جز مقادیری خواب یک مشت رفیق الواط که عین کنه هر جایی به آدم می چسبند ، بعد از ظهرش اما چون شبش فوتبال داشتیم به آمادگی جسمانی پرداختم ، اول fifa08 را روی کامپیوتر نصب کردم و تیم میدلزبورو از لیگ برتر انگلستان برای خودم برداشتم و بعد با تیم منچستر یونایتد یک مسابقه دادم که با نتیجه سخیف هشت بر صفر مغلوب آن تیم شدم ، اما بشنوید ازشب و بعد از آن مسابقه کذایی آن احوالات در هم و برهم که خدا نصیب گرگ بیابان نکند ، هی به مادرم گفتم غذای نذری به من نمی سازدها ، هی گفت بخور فرزند که بقول مرحوم جمالزاده حیف است از این مرغ که در کره فرنگی سرخ شده و شکمش از آلوی برغان پر تناول نفرمایی و من هم فرمودم &#8230;<br />
در سیاهی شب آنجا که بسان نحسی پر کلاغی سایه افکنده بر طالع تو بلوایی در گرفت ، نعره های بی امون گوش آسمونو کر کرد و دل من پیچشی سخت دچار ، لحظاتی یکبار در خلوتگه من  دل گلاب به رویتان عقده ی دل می گشایم سخت سخت ، به درستی که برزخ احوالی بود ، جهنمی بود و عذابی الیم ، چه گذشت بر من ، تو ندانی تو ندانی .<br />
حالا درست است که شکمم بهترش است ولی دلم که هنوز دارد درد می کند ، نباید دسته گلی ، شیرینی ای ، کمپوتی یا حده اقل از این آبمیوه های صد تومانی برای آدم بیاورند ؟</span></p>
<p><span><br />
</span></p>
<p><span><br />
</span></p>
<p><span><br />
</span></p>
<p><span><br />
</span></p>
<p><span><br />
</span></p>
<p>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/khorma.wordpress.com/185/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/8ffdd_185" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/khorma.wordpress.com/185/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/8ffdd_185" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/khorma.wordpress.com/185/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/8a080_185" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/khorma.wordpress.com/185/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/8a080_185" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/khorma.wordpress.com/185/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/8a080_185" /></a> <img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/8a080_b.gif?host=khorma.wordpress.com&amp;blog=9496951&amp;post=185&amp;subd=khorma&amp;ref=&amp;feed=1" /></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_1234.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اغاز،پایان،آغاز</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_1226.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_1226.html#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 10 Feb 2010 13:10:30 +0000</pubDate>
		<dc:creator>نوشته هایی در وصف یک خرما</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_1226.html</guid>
		<description><![CDATA[۱-هست یک وقتهایی آدم دچار حس خود برتر بینی می شود و همین می شود آفت ، می زند از جایی که ندانی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>
<p>۱-هست یک وقتهایی آدم دچار حس خود برتر بینی می شود و همین می شود آفت ، می زند از جایی که ندانی از کجا خورده ای  دقیقا برعکسش من شده ام عین یک انسان با افکاری که تئوری های ضد نژاد پرستی در سرش فوج می زند و انگار نه انگارش هست که پسرجان ، عزیز مدعی ارزش های انسانی قربان آن پوست سبزه ات بروم بس کن این خزعبلات را ، انسانیت آنچه اکنون می خواهد دایه عزیزتر از مادر نیست ها ، اصلا به فرض که خودت هم  انسانی کمی به مشغولیات خودت برس که ظهوری گوید :کشتی می کشیم بر خشکی /  دل دریا اگر چه حاصل ماست .</p>
<p>۲- زندگی کردن در شهری که محرومیتش رنگ شهر است و زنگ در خانه هایش نشانه های قدمت شاید دو سه روزی مفتون را شیفته کند و فایز را مجنون ولی چون آوازه سعدی بشنیدی کی نکنی ترک از یار و این دیار .</p>
<p><p>
  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/khorma.wordpress.com/175/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/ce949_175" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/khorma.wordpress.com/175/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/ce949_175" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/khorma.wordpress.com/175/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/337b9_175" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/khorma.wordpress.com/175/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/337b9_175" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/khorma.wordpress.com/175/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/337b9_175" /></a> <img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/337b9_b.gif?host=khorma.wordpress.com&amp;blog=9496951&amp;post=175&amp;subd=khorma&amp;ref=&amp;feed=1" /></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_1226.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title></title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_1224.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_1224.html#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 10 Feb 2010 09:56:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator>نوشته هایی در وصف یک خرما</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_1224.html</guid>
		<description><![CDATA[۱-هست یک وقتهایی آدم دچار حس خود برتر بینی می شود و همین می شود آفت ، می زند از جایی که ندانی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>
<p>۱-هست یک وقتهایی آدم دچار حس خود برتر بینی می شود و همین می شود آفت ، می زند از جایی که ندانی از کجا خورده ای  دقیقا برعکسش من شده ام عین یک انسان با افکاری که تئوری های ضد نژاد پرستی در سرش فوج می زند و انگار نه انگارش هست که پسرجان ، عزیز مدعی ارزش های انسانی قربان آن پوست سبزه ات بروم بس کن این خزعبلات را ، انسانیت آنچه اکنون می خواهد دایه عزیزتر از مادر نیست ها ، اصلا به فرض که خودت هم  انسانی کمی به مشغولیات خودت برس که ظهوری گوید :کشتی می کشیم بر خشکی /  دل دریا اگر چه حاصل ماست .</p>
<p>۲- زندگی کردن در شهری که محرومیتش رنگ شهر است و زنگ در خانه هایش نشانه های قدمت شاید دو سه روزی مفتون را شیفته کند و فایز را مجنون ولی چون آوازه سعدی بشنیدی کی نکنی ترک از یار و این دیار .</p>
<p><p>
  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/khorma.wordpress.com/175/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/7272a_175" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/khorma.wordpress.com/175/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/7272a_175" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/khorma.wordpress.com/175/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/7272a_175" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/khorma.wordpress.com/175/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/f3e5a_175" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/khorma.wordpress.com/175/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/f3e5a_175" /></a> <img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/f3e5a_b.gif?host=khorma.wordpress.com&amp;blog=9496951&amp;post=175&amp;subd=khorma&amp;ref=&amp;feed=1" /></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_1224.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اگر که دلسوخته ای با تو غریبه نیستم</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_781.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_781.html#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 22 Dec 2009 18:37:17 +0000</pubDate>
		<dc:creator>نوشته هایی در وصف یک خرما</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_781.html</guid>
		<description><![CDATA[۱- شما بگو کمی خلوص در وجود این اراذل متدین نما باشد ، من می گویم حتی ذره ای ! از نجوای پنهانی  [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>
<p>۱- شما بگو کمی خلوص در وجود این اراذل متدین نما باشد ، من می گویم حتی ذره ای ! از نجوای پنهانی  امام حسین با خدایش هم اینها قصه دارند &#8230;<br />
۲- تیتر را بخوان ! اصلا ولش کن <a href="http://www.fardanews.com/fa/pages/?cid=98655">+</a><br />
۳- بعد ۱۷ سال پشت نیمکت نشستن امروز آخرین روز درس من  بود ! تا بعد چه پیش آید . <a href="http://khorma.files.wordpress.com/2009/12/02006.jpg">+</a></p>
<p>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/khorma.wordpress.com/169/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/122d0_169" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/khorma.wordpress.com/169/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/d1bda_169" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/khorma.wordpress.com/169/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/d1bda_169" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/khorma.wordpress.com/169/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/81129_169" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/khorma.wordpress.com/169/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/81129_169" /></a> <img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/81129_b.gif?host=khorma.wordpress.com&amp;blog=9496951&amp;post=169&amp;subd=khorma&amp;ref=&amp;feed=1" /></div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_781.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>از برمان نمی رود</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_697.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_697.html#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 16 Dec 2009 09:21:20 +0000</pubDate>
		<dc:creator>نوشته هایی در وصف یک خرما</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_697.html</guid>
		<description><![CDATA[آدم یه وقتایی رفتار بعضی دوستان رو می بینه تحریک میشه به اینکه من دیگه از این بعضی دوستان برای کسی نخواهم شد [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>
<p>آدم یه وقتایی رفتار بعضی دوستان رو می بینه تحریک میشه به اینکه من دیگه از این بعضی دوستان برای کسی نخواهم شد ، چه  روحیات پر عارضه ای دارند اینها ، واقعا چه جامعه ی در حال رشدی هستیم ما ، حتی بوی غذا که در مطبخ ! مان هم می پیچد این همه آدم را به حرص و ولع نمی اندازد که خدایی ناکرده با این قبیل رفتار ها به گ.. خوری می افتد ! بگذریم  ،خودمان را که خالی کردیم ، برویم سر اصل مطلب که این شعر پروین اعتصامی را دیشب راننده ی سرویسمان گذاشت نمی دانم خواننده اش که بود ولی اوایلش از این که صدایش نمی گذاشت طنین دلنشین امیر تتلو از هندزفریمان به گوشم برسد کلی فحش خورد ولی الحق که مرا دچار تحول شگرفی کرد ، دقیقا همان روز که معلم ادبیاتمان ما را وادار کرد آن شعر را از حفظ بخوانم فهمیدم که می شود چند کیلوبایتی از حافظه مغزمان را بدهیم این چیزها پر کنند آخر و عاقبت دارد   :</p>
<blockquote>
<p>محتسب مستــی بـــه ره دیــــد و گـریبـــــانش گــــرفت<br />
مست گفت ای دوست این پیراهن است افسار نیست</p>
<p>گفت مستــی زان سبب افتـــــان و خیـــــزان مــی روی<br />
گفت جـــــــرم راه رفتـــــــن نیست ره همــــــوار نیست</p>
<p>گفت می بایــــــد تــــــو را تــا خـــــانه قــــــاضی بـــــرم<br />
گفت رو صبـــح آی قـــــاضی نیمـــه شب بیـــدار نیست</p>
<p>گفت تــا داروغــــــه را گـــوئــــیم در مـسجــد بــــــخواب<br />
گفت مسجـــد خــــوابـــــگاه مـــــردم بـــــدکــــار نیست</p>
<p>گفت دینــــاری بـــــده پنهــــــان و خــــــود را وا رهـــــان<br />
گفت کـــــار شــــــرع کـــــار درهــــــم و دینــــــار نیست</p>
<p>گفت آنقـــــدر مستــی زهــــی از ســر بــر افتادت کلاه<br />
گفت در ســــر عقــــل بایــــد بــــی کلاهی عـار نیست</p>
<p>گفت بایــــــد حــــد زننــد هشیـــــــار مـــــردم مست را<br />
گفت هشیــاری بیــــار اینجـــا کسـی هوشیــار نیست</p>
</blockquote>
<p>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/khorma.wordpress.com/155/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/3c3cd_155" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/khorma.wordpress.com/155/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/242a6_155" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/khorma.wordpress.com/155/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/242a6_155" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/khorma.wordpress.com/155/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/242a6_155" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/khorma.wordpress.com/155/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/06925_155" /></a> <img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/06925_b.gif?host=khorma.wordpress.com&amp;blog=9496951&amp;post=155&amp;subd=khorma&amp;ref=&amp;feed=1" /></div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_697.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>خدا کند که بیایی</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_675.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_675.html#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 14 Dec 2009 20:13:44 +0000</pubDate>
		<dc:creator>نوشته هایی در وصف یک خرما</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_675.html</guid>
		<description><![CDATA[بیاد ندارم مذهبم را با ریش و چفیه نشان داده باشم حتی یادم نمی آید در گرمای تیر و مرداد روزه ام را [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>
<p><span>بیاد ندارم مذهبم را با ریش و چفیه نشان داده باشم حتی یادم نمی آید در گرمای تیر و مرداد روزه ام را نگه داشته باشم ، خاطرم هم نیست صبح ها یک بار با شوق نمازم را خوانده باشم یا اصلا اگر خوانده باشم ، ولی خوب به یاد دارم در دلم مهری از امام زمان بود ، یک عجل فرجهم آخر صلواتی اگر می دادم بود ، اگر شبی روضه ای از جدش می شنیدم  زبانم شیرینی نچشیده لا اقل گوشهایم جویای مصائبش بود.</span></p>
<p><a href="http://khorma.files.wordpress.com/2009/12/wks6y9.jpg"></a><a href="http://khorma.files.wordpress.com/2009/12/wks6y9.jpg"></a><a href="http://khorma.files.wordpress.com/2009/12/wks6y9.jpg"><img class="alignnone size-medium wp-image-147" title="خدا کند که بیایی" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/67c23_wks6y9.jpg?w=470&amp;h=353" alt="" width="470" height="353" /></a></p>
<p><p>
  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/khorma.wordpress.com/145/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/67c23_145" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/khorma.wordpress.com/145/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/c89cb_145" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/khorma.wordpress.com/145/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/c89cb_145" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/khorma.wordpress.com/145/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/c89cb_145" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/khorma.wordpress.com/145/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/3aeef_145" /></a> <img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/3aeef_b.gif?host=khorma.wordpress.com&amp;blog=9496951&amp;post=145&amp;subd=khorma&amp;ref=&amp;feed=1" /></div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_675.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>جا مانده رخدادی ؛ جا مانده فریادی</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_674.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_674.html#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 14 Dec 2009 20:13:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator>نوشته هایی در وصف یک خرما</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_674.html</guid>
		<description><![CDATA[جا مانده رخدادی؛ زمستان بر نمای سنگ ، فراوان دشمنان در قصه ی دیروز هاجر۱، خباثت در پی آزرم فرهنگ ، حقیقت شاید آنجا [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>
<h2><span>جا مانده رخدادی؛</span></h2>
<h2><span> </span></h2>
<p><span>زمستان بر نمای سنگ ،<br />
فراوان دشمنان در قصه ی دیروز هاجر<sup>۱</sup>،<br />
</span><span>خباثت در پی آزرم فرهنگ ،<br />
حقیقت شاید آنجا ، در نگاه کودکی خاموش ،<br />
معانی در میان نعل سرهنگ <sup>۲،<br />
</sup></span><span>و قانون زمین در دست شیطان.</span></p>
<h2><span>جا مانده فریادی ؛</span></h2>
<h2><span> </span></h2>
<p><span>صدای کوهکن از عمق یک خواب،<br />
</span><span>نگاه یک امام از خوردن خشم،<br />
</span><span>نماز مرده ای بر مرده ی روز،</span><span><br />
وقوع فاجعه در بطن مهتاب ،</span><span><br />
زرنگی زمان در نعره ی زنگ<br />
و یکتا بینی نمرود در آتش سرد</span></p>
<p><span>توضیحات :<br />
۱٫زنی که با داستانهایش بزرگ شدم .<br />
۲٫ قاطر عزیزی که ما هر وقت می رفتیم ده سوارش میشدیم .</span></p>
<p><span><br />
</span></p>
<p><span>شعر بالا اگه اسمش رو بگذاریم شعر ، کامل نیست ، به جرات <img src='http://www.bushehrws.com/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' />  می تونم بگم هر مصرعش برای خودش داستانی داره و صد البته که بعضی هاش درون محتوایی تاریخی دارن ، با این حال امیدوارم تا الان دستتون اومده باشه که من عجب شاعر قدری هستم !</span></p>
<div>
<p><!--[if gte mso 9]&gt;  Normal 0   false false false        MicrosoftInternetExplorer4  &lt;![endif]--><!--[if gte mso 9]&gt;   &lt;![endif]--><!--  /* Style Definitions */  p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal 	{mso-style-parent:""; 	margin:0cm; 	margin-bottom:.0001pt; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:12.0pt; 	font-family:"Times New Roman"; 	mso-fareast-font-family:"Times New Roman";} @page Section1 	{size:21.0cm 842.0pt; 	margin:72.0pt 89.85pt 72.0pt 89.85pt; 	mso-header-margin:35.45pt; 	mso-footer-margin:35.45pt; 	mso-paper-source:0;} div.Section1 	{page:Section1;} --><!--[if gte mso 10]&gt; &lt;!   /* Style Definitions */  table.MsoNormalTable 	{mso-style-name:&quot;Table Normal&quot;; 	mso-tstyle-rowband-size:0; 	mso-tstyle-colband-size:0; 	mso-style-noshow:yes; 	mso-style-parent:&quot;&quot;; 	mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; 	mso-para-margin:0cm; 	mso-para-margin-bottom:.0001pt; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:10.0pt; 	font-family:&quot;Times New Roman&quot;; 	mso-ansi-language:#0400; 	mso-fareast-language:#0400; 	mso-bidi-language:#0400;} --> <!--[endif]--></p>
<p><span><sup>۲</sup></span></p>
</div>
<p>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/khorma.wordpress.com/128/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/7cb60_128" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/khorma.wordpress.com/128/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/7cb60_128" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/khorma.wordpress.com/128/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/7cb60_128" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/khorma.wordpress.com/128/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/69cbb_128" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/khorma.wordpress.com/128/"><img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/69cbb_128" /></a> <img alt="" border="0" src="http://www.bushehrws.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/69cbb_b.gif?host=khorma.wordpress.com&amp;blog=9496951&amp;post=128&amp;subd=khorma&amp;ref=&amp;feed=1" /></div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_674.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

