<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>جامعه ی وبلاگ نویسان بوشهر &#187; بیان ساده</title>
	<atom:link href="http://www.bushehrws.com/feed_author/jameii/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.bushehrws.com</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Thu, 09 Feb 2012 04:50:31 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3</generator>
		<item>
		<title>چند پند !!!</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_1225.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_1225.html#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 10 Feb 2010 10:46:18 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بیان ساده</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_1225.html</guid>
		<description><![CDATA[  پند اول  بوقلمونی ، گاوی بدید و بگفت: در آرزوی پروازم اما چگونه ، ندانم !گاو پاسخ داد: گر ز تپاله من [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p> </p>
<p><strong>پند اول</strong><br />  بوقلمونی ، گاوی بدید و بگفت: در آرزوی پروازم اما چگونه ، ندانم !<br />گاو پاسخ داد: گر ز تپاله من خوری قدرت بر بالهایت فتد و پرواز کنی <br />بوقلمون خورد و بر شاخی نشست<br />تیراندازی ماهر ، بوقلمون بر درخت بدید<br />تیری بر آن نگون بخت بینداخت و هلاکش نمود !!</p>
<p>نتیجه اخلاقی<br />با خوردن هر گندی شاید به بالا رسی ، لیک در بالا نمانی .</p>
<p><strong>پند دوم</strong> گنجشکی از سرمای بسیار قدرت پرواز از کف بداد و در برف افتاد<br /> گاوی گذر همی کرد و تپاله بر وی انداخت<br /> گنجشک ز گرمای تپاله جان بگرفت و به آواز مشغول شد<br />گربه ای آو ز بشنید، جست و گنجشک بدندان بگرفت و بخورد</p>
<p>نتیجه اخلاقی<br /> هر که گندی بر تو انداخت، حتماً دشمن نباشد<br />هر که از گندی بدر آوردت ، حتماً دوست نباشد !!<br />  گر خوشی، دهان ببند و آواز ، بلند مخوان </p>
<p><strong>پند سوم</strong>خرگوش از کلاغی بر سر شاخه پرسید<br />که آیا من نیز میتوانم چون تو نشسته ، کار نکنم ؟<br />کلاغ پاسخ داد: چرا که نه<br />خرگوش بنشست بی حرکت<br /> روباهی از ره رسید و خرگوش بخورد</p>
<p>نتیجه اخلاقی<br /> لازمه ی نشستن و کار نکردن بالا نشستن است </p>
<p><strong>پند چهارم</strong>برای تعیین رئیس ، اعضاء بد ن گرد آمدند<br />مغز بگفت که مراست این مقام که همه دستورات از من است<br />سلسله اعصاب شایستگی ریاست، از آن خود خواند<br />که منم پیام رسان به شما ، که بی من پیامی نیاید<br /> ریه بانگ بر آورد<br />هوا، که رساند؟ &#8230; من، بی هوا دمی نمانید، پس ریاست مراست<br />و هر عضوی به نحوی مدعی<br />، تا به آخر که مقعد دعوی ریاست کرد<br />اعضاء بنای خنده و تمسخر نهادند و مقعد برفت و شش روز بسته ماند<br />.اختلال در کار اعضاء پدیدار گشت ..<br />روز هفتم ، زین انسداد جان ها به لب رسید<br /> و <br /> مقعد با اتفاق آراء به ریاست رسید .</p>
<p>نتیجه اخلاقی :<br />چون لازمه ی ریاست علم و تخصص نباشد، هر مقعدی ریاست کند .</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_1225.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اندر حکایت اعتراف مرد سیاسی !!</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_842.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_842.html#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 31 Dec 2009 09:55:18 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بیان ساده</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_842.html</guid>
		<description><![CDATA[مردی بود که فعالیت سیاسی می کرد ، نقد دولت ، نقد اجتماعی ، گلایه از وضع موجود و &#8230; روزی به همسرش [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>مردی بود که فعالیت سیاسی می کرد ، نقد دولت ، نقد اجتماعی ، گلایه از وضع موجود و &#8230;
<p>روزی به همسرش گفت که  احتمال دارد او را به دلیل فعالیتهایش دستگیر کنند ( البته به احتمال زیاد زندانی سیاسی محسوب نمی شده ) و او نتواند در برابر لطافتها و گفتمانهای آنها دوام بیاورد ( و البته متنبه شود ) و مجبور به اعتراف شود و گفت اگه با <span>خودکار قرمز</span> اعتراف کردم دروغ می گم و اگر با خودکار غیر قرمز اعترفنامه بنویسم راست می گم . </p>
<p>مدتی گذشت و مرد به دلیل فعالیت زیاد دستگیر و راهی زندان شد و بعد از اینکه با او با مهریانی و لطافت گفتمان کردن او را مجبور به متنبه شدن کرده و خواستند در قالب نامه ای به همسرش از کارهای خود ابزار پشیمانی و از اوضاع زندان و رفتار ماموران با شخصیت تعریف کند ، مرد حکایت ما اینگونه اعترافنامه می نویسد : </p>
<p>&#8221; با سلام به همسر عزیز و مهربانم &#8230; ( تو مسائل خصوصی مردم دخالت نمی کنیم ) من قبل از اینکه به این مکان ( زندان ) بیام در اشتباه بودم اما اینجا فرصتی فراهم شد تا بتوانم در خلوت به گذشته خودم فکر کنم و اشتباهاتم پی ببرم و به درستی کسانی که از آنها انتقاد می کردم ایمان بیاورم ، اینجا هم وضع ما خیلی خوبه ، جای راحت ، امکانات خوب و بازجوهای باشخصیت و مهربان ، فقط تنها مشکل من اینه که اینجا <span>خودکار قرمز</span> ندارم . &#8220;</p>
<p><strong>سبز باشید .</strong></p>
<p></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_842.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>هشیاری و آگاهی لازمه حرکت</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_793.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_793.html#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 24 Dec 2009 14:05:17 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بیان ساده</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_793.html</guid>
		<description><![CDATA[باید به مسائل درست و علمی نگاه کرد؛ فرهنگ ، مذهب ، سیاست ، اجتماع و &#8230; که تو همه اینها ضعف داریم [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><P dir="rtl">باید به مسائل درست و علمی نگاه کرد؛ فرهنگ ، مذهب ، سیاست ، اجتماع و &#8230; که تو همه اینها ضعف داریم و باید کار کنیم تا به حد مطلوب برسیم .</P><br />
<P dir="rtl">ولی متاسفانه دارن تمام ابزارهای پیشرفت اجتماعی و فرهنگی رو در اختیار می گیرن ( البته داشتن ولی الآن دیگه علناً اینکار رو می کنن و ابایی ندارن ) و هر جایی رو که فکر کنین می شه تلاشی برای آگاهی دادن به عموم جامعه از اون استفاده کرد رو از وجود آدمای تلاشگر تو این زمینه پاک می کنن . </P><br />
<P dir="rtl">همونجور که موسوی گفته برگ برنده ما آگاهی مردمه ، اگه آگاهی مردم بالا بره ، آگاهی نسبت به مسائل فرهنگی ، به وظایف و حقوق اجتماعی ، به قانون ، به حقوق طبیعی و قانونی هیچ حکومتی نمی تونه به زور بر سرشون حکومت کنه ، حتی اگه با زور زیاد بیاد نمی تونه دوام بیاره ، چون مردم اگاه نسبت به ضایع شدن حقوقشون تو زمینه های مختلف ساکت نمی مونن و اعتراض می کنن و حاکمیت زور نمی تونه در مقابل این نوع حرکت مردم دوام بیاره . ضرب و شتم ، بازداشت ، دادگاه و حبس یه مسکن برای حکومته و دوای دردش نمی شه .</P><br />
<P dir="rtl">الآن حکومت برای ابقای خودش حاضره دست به هر کاری بزنه و بدتر از اون انسانهایی در راس و جایگه تصمیم گیری اون نشستن که حتی نمی تونن مسیر رهایی خودشون رو بدرستی پیدا کنن هر چند اینقدر تو منجلابی که خودشون برای خودشون ساختن فرو رفتن که به راحتی از اون نمی تون بیرون بیان . جالبه که برای رهایی از یه دردسری که دارن کاری رو انجام می دن که یه دردسر دیگه برای خودشون درست می کنن ، دروغگوهایی که برای توجیه دروغهاشون دروغ می گن !!</P><br />
<P dir="rtl">از اون طرف مردم نیمه آگاهی که از خیلی از رفتارهای حکومت خسته شدن و عکس العملهای بدی در جواب اعتراض هاشون می بینن ، تقریباً هیجان زده هستن ;که امیدوارم بتونیم در روند حرکت تصمیم درستی بگیریم .</P><br />
<P dir="rtl">سیستم نمی ذاره آگاهی نهادینه بشه به روشهای مختلف جلوشو می گیره ، اجازه نمی ده حرکتی برای اصلاح امور اجتماعی و فرهنگی انجام بشه چون تغییر در این امور به ضررش تموم میشه، چون این جریان مسائلی رو زیر بنای فرهنگ و اجتماعش قرار داده که دست گذاشتن رو اونها و اصلاحشون پایه های حکومت رو می لرزونه و همینطور در زمینه دین و مذهب و چنان مسائل رو به هم گره زده که بتونه هر کسی رو که براش خطری داشته باشه به راحتی از جلوی راه برداره که این رو به عینه مدام می بینیم اتهاماتی از قبیل ارتداد ، ضد ولایت ، توهین به پیامبر ، اقدام علیه امنیت ملی ، براندازی پفکی شاید یه کم دیگه بگذره جرم پاره کردن عکس خدا هم اضافه بشه . </P><br />
<P dir="rtl">می خوام بگم هزینه هشیاری خیلی زیاد شده و انسانهای آگاه به جرم هشدار دادن روانه حبس می شن ولی باز باید تلاش کرد و نترسید ما باید هزینه بدیم کشورهایی که به مراتب بالایی از مردم سالاری رسیدن آزاد مردانشون کم هزینه ندادن، امروز به سمت روح و روان هم شلیک می کنن.</P><br />
<P dir="rtl">امروزه حتی حرمت مراجعی که از مردم هم حمایت می کنن و بر حق و حقوق اونها تاکیید می کنن هم نگه داشته نمی شه و از هیچ گونه اهانتی به اونها ابائی ندارن . فکر می کنن با اینکه کارها می تونن انسانهای بزرگ رو کوچک کنن  که سخت در اشتباهن .</P><br />
<P dir="rtl"> بزرگترین اشتباه هر حکومت ایستادن در مقابل مردمه ، تاریخ این رو ثابت کرده .</P><br />
<P dir="rtl"><STRONG>در محرم سبز باشید .</STRONG></P><br />
<P><!--[if gte mso 9]&gt;--></p>
<p>  Normal<br />
  0</p>
<p>  false<br />
  false<br />
  false</p>
<p>  EN-US<br />
  X-NONE<br />
  AR-SA</p>
<p>  MicrosoftInternetExplorer4</p>
<p>باید به مسائل درست و علمی<br />
نگاه کرد؛ فرهنگ ، مذهب ، سیاست ، اجتماع و &#8230; که تو همه اینها ضعف داریم<br />
و باید کار کنیم تا به حد مطلوب برسیم .</p>
<p>ولی متاسفانه دارن تمام ابزارهای پیشرفت<br />
اجتماعی و فرهنگی رو در اختیار می گیرن ( البته داشتن ولی الآن دیگه علناً اینکار<br />
رو می کنن و ابایی ندارن ) و هر جایی رو که فکر کنین می شه تلاشی برای آگاهی دادن<br />
به عموم جامعه از اون استفاده کرد رو از وجود آدمای تلاشگر تو این زمینه پاک می<br />
کنن . </p>
<p>همونجور که موسوی گفته برگ برنده ما<br />
آگاهی مردمه ، اگه آگاهی مردم بالا بره ، آگاهی نسبت به مسائل فرهنگی ، به وظایف و<br />
حقوق اجتماعی ، به قانون ، به حقوق طبیعی و قانونی هیچ حکومتی نمی تونه به زور بر<br />
سرشون حکومت کنه ، حتی اگه با زور زیاد بیاد نمی تونه دوام بیاره ، چون مردم اگاه<br />
نسبت به ضایع شدن حقوقشون تو زمینه های مختلف ساکت نمی مونن و اعتراض می کنن و<br />
حاکمیت زور نمی تونه در مقابل این نوع حرکت مردم دوام بیاره . ضرب و شتم ، بازداشت<br />
، دادگاه و حبس یه مسکن برای حکومته و دوای دردش نمی شه .</p>
<p>الآن حکومت برای ابقای خودش حاضره دست<br />
به هر کاری بزنه و بدتر از اون انسانهایی در راس و جایگه تصمیم گیری اون نشستن که<br />
حتی نمی تونن مسیر رهایی خودشون رو بدرستی پیدا کنن هر چند اینقدر تو منجلابی که<br />
خودشون برای خودشون ساختن فرو رفتن که به راحتی از اون نمی تون بیرون بیان . جالبه<br />
که برای رهایی از یه دردسری که دارن کاری رو انجام می دن که یه دردسر دیگه برای<br />
خودشون درست می کنن ، دروغگوهایی که برای توجیه دروغهاشون دروغ می گن !!</p>
<p>از اون طرف مردم نیمه آگاهی که از خیلی<br />
از رفتارهای حکومت خسته شدن و عکس العملهای بدی در جواب اعتراض هاشون می بینن ،<br />
تقریباً هیجان زده هستن ;که امیدوارم بتونیم در روند حرکت تصمیم درستی بگیریم .</p>
<p>سیستم نمی ذاره آگاهی نهادینه بشه به<br />
روشهای مختلف جلوشو می گیره ، اجازه نمی ده حرکتی برای اصلاح امور اجتماعی و فرهنگی<br />
انجام بشه چون تغییر در این امور به ضررش تموم میشه، چون این جریان مسائلی رو زیر<br />
بنای فرهنگ و اجتماعش قرار داده که دست گذاشتن رو اونها و اصلاحشون پایه های حکومت<br />
رو می لرزونه و همینطور در زمینه دین و مذهب و چنان مسائل رو به هم گره زده که<br />
بتونه هر کسی رو که براش خطری داشته باشه به راحتی از جلوی راه برداره که این رو<br />
به عینه مدام می بینیم اتهاماتی از قبیل ارتداد ، ضد ولایت ، توهین به پیامبر ،<br />
اقدام علیه امنیت ملی ، براندازی پفکی شاید یه کم دیگه بگذره جرم پاره کردن عکس<br />
خدا هم اضافه بشه . </p>
<p>می خوام بگم هزینه هشیاری خیلی زیاد شده<br />
و انسانهای آگاه به جرم هشدار دادن روانه حبس می شن ولی باز باید تلاش کرد و نترسید<br />
ما باید هزینه بدیم کشورهایی که به مراتب بالایی از مردم سالاری رسیدن آزاد<br />
مردانشون کم هزینه ندادن، امروز به سمت روح و روان هم شلیک می کنن.</p>
<p>امروزه حتی حرمت مراجعی که از مردم هم حمایت می کنن و بر حق و حقوق اونها تاکیید می کنن هم نگه داشته نمی شه و از هیچ گونه اهانتی به اونها ابائی ندارن . فکر می کنن با اینکه کارها می تونن انسانهای بزرگ رو کوچک کنن  که سخت در اشتباهن .</p>
<p></p>
<p><strong>در محرم سبز باشید .</strong></p>
<p></p>
<p></P></P></p>
<p></P></p>
<p></P></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_793.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سبز در خون</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_561.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_561.html#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 14 Dec 2009 08:03:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بیان ساده</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_561.html</guid>
		<description><![CDATA[دل خون می شود               اشک از دیده جاری می شود نه دل پاره پاره می شود      خون از دیده جاری می [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>
<p>دل خون می شود</p>
<p>              اشک از دیده جاری می شود </p>
<p>نه </p>
<p>دل پاره پاره می شود </p>
<p>     خون از دیده جاری می شود .</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_561.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اندر حکایت &#8230;</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_562.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_562.html#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 14 Dec 2009 08:03:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بیان ساده</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_562.html</guid>
		<description><![CDATA[واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند     *     چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند مشکلی دارم ز [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div></div>
<p>واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند     *     چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند</p>
<p>مشکلی دارم ز دانشمند مجلس باز پرس         *      توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند </p>
<p>گوییا  باور  نمی دارند  روز  داوری                   *     این همه قلب و دغل در کار داور می کنند </p>
<p>یا رب این نودولتان را بر خر خودشان نشان        *    کاین همه ناز از غلام ترک و استر می کنند</p>
<p>ای گدای خانقه برجه که در دیر مغان              *    می دهند آبی که دلها را توانگر می کنند </p>
<p>حسن بی پایان او چندان که عاشق می کشد  *    زمره دیگر به عشق از غیب سر بر می کنند </p>
<p>بر در میخانه عشق ای ملک تسبیح گوی          *     کاندر آنجا طینت آدم مخمر می کنند </p>
<p>                                 صبحدم از عرش می آمد خروشی، عقل گفت </p>
<p>                                 قدسیان گویی که شعر حافظ از بر می کنند </p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_562.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>امر مشتبه شده !</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_563.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_563.html#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 14 Dec 2009 08:03:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بیان ساده</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_563.html</guid>
		<description><![CDATA[اگر امر بر کسی مشتبه شود که آدم بزرگی است و این شخص دارای جایگاهی باشد و بخواهد با حرفهای قشنگ و مزین [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[</p>
<p>اگر امر بر کسی مشتبه شود که آدم بزرگی است و این شخص دارای جایگاهی باشد و بخواهد با حرفهای قشنگ و مزین شده به مقدسات مردم را دور خود جمع کند در حالی که حقیقت ۱۸۰ درجه برعکس باشد چه باید کرد ؟ در قبال چنین شخصی چه موضعی باید گرفت ؟</p>
<p>اگر به او گفته بشه که سرّ تو عیان شده و همه می دونن که تو چه جور آدمی هستی ، چرا اینقدر سجاده آب می کشی ، پیشینه و حال تو رو همه می دونن دست از کارت بردار . ولی با وجود اینکه خودش هم می دونه دیگه دستش رو شده باز به راهش ادامه می ده و همینجور مردم رو نفهم فرض می کنه و با حرکات و حرفاش به شعور مردم توهین می کنه .</p>
<p>باده نوشی که در او روی و ریایی نبود   **  بهتر از زهد فروشی که در او روی و ریاست </p>
<p>ما نه رندان ریاییـــــم و حــــریفان نفاق  **   آن که او عالم سر است بدین حال گواست </p>
<p></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_563.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>زندگی در این روزها !!</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_564.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_564.html#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 14 Dec 2009 08:03:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بیان ساده</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_564.html</guid>
		<description><![CDATA[چند روزی بود می خواستم چیزی بنویسم اما نمی تونستم تا اینکه کتابی خوندم ، متن زیر که گزیده ای از یکی از [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>چند روزی بود می خواستم چیزی بنویسم اما نمی تونستم تا اینکه کتابی خوندم ، متن زیر که گزیده ای از یکی از کتابهای نادر ابراهیمی نویسنده معاصر است رو بجای مطلب انتخاب کردم  و در آخر قسمتی به اون اضافه کردم . 
<p>&#8221; زندگی ، ملک وقف است دوست من ! تو ، حق نداری روی آن فساد کنی و به تباهی اش بکشی یا بگذاری دیگران روی آن فساد کنند .</p>
<p>حق نداری بایر و برهنه و خلوت و بی خاصیتش نگه داری یا بگذاری که دیگران نگهش دارند . حق نداری بر آن ستم کنی و ستم را روی آن بر تن و روح خویش ، خاموش و سر به زیر بپذیری .</p>
<p>حق نداری در برابر مظالمی که دیگران روی آن انجام می دهند سکوت اختیار کنی و خود را یک تماشاگر ناتوان مظلوم بی پناه بنمایی . </p>
<p>حق نداری به بازیش بگیری ، لکه دار و لجن مالش کنی ، آلوده و بی حرمتش کنی یا دورش بیندازی . </p>
<p>حق نداری در آن ، چیزی که به زیان دردمندانو ستمدیدگان باشد بکاری ، برویانی و بار آوری .</p>
<p>حق نداری علیهش ، حتی در بدترین روزگار و سخت ترین شرایط ، اعلامیه صادر کنی یا به آن دشنام دهی .</p>
<p>حق نداری با رنگهای چرک و تیره شهوت ، نفرت ، دئانت و رذالت رنگینش کنی .</p>
<p>مگر آنکه </p>
<p>از بیخ و بن </p>
<p>ملک وقف بودنش را فراموش یا انکار کرده باشی که در این صورت ، البته ، نه خود تو مساله ای هستی و نه آنچه می کنی مساله ایست که قابل بحث و اعتنا باشد .</p>
<p>در حقیقت نبوده ای و نیستی تا چنین و چنان کردنت روی زمینی که ما ملک وقفش می دانیم  ، چنین و چنان کردنی القی شود .</p>
<p>نیامده ای ، نمانده ای و نرفته ای . از هیچ به قدر هیچ  باید خواست نه بیشتر . &#8220;</p>
<p>*</p>
<p>آری</p>
<p>آنانکه جانشان را این روزها از دست دادند یا به جای بودن در کنار ما ، در زندانها به سر می برند :</p>
<p>نتوانستند ببینند که زندگی و ایرانشان را به تباهی و فساد بکشند .</p>
<p>به خود حق ندادند که بگذارند زندگی و ایرانشان را خلوت و بی خاصیت کنند .</p>
<p>به خود حق ندادند که در برابر ستمی که بر آنان و ایرانشان می رود سکوت کنند .</p>
<p>و نتوانستند ببینند که زندگی و ایرانشان لجن مال و آلوده و بی حرمت شده .</p>
<p></p>
<p>و آنانکه ستمها روا می دارند بدانند نه تنها در دیار باقی مجازات می شوند که در این دنیا هم روزی خواهد رسید که به پای همین مردم خواهند افتاد و چنان خوار و ذلیل خواهند شد که هزاران بار آرزوی مردن کنند . و چنان از صفحه روزگار محو خواهند شد که گویی نیامده اند و نمانده اند و نرفته اند .</p>
<p><strong>تاریخ خود شاهدی بر این مدعاست .</strong></p></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_564.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>برای نوید !</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_565.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_565.html#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 14 Dec 2009 08:03:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بیان ساده</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_565.html</guid>
		<description><![CDATA[یکشنبه صبح بود ، زنگ زد ، تعجب کردم ، این موقع زنگ نمی زد . : سلام نوید ، خوبی جواب سلام [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>یکشنبه صبح بود ، زنگ زد ، تعجب کردم ، این موقع زنگ نمی زد .<br />
<P>: سلام نوید ، خوبی</P><br />
<P>جواب سلام می ده ، یه احوال پرسی مختصر .</P><br />
<P>فکر کردم کاری باهام داره که اون موقع صبح زنگ زده .</P><br />
<P>: چه خبر نوید ، این موقع صبح ، کجایی ؟</P><br />
<P>جواب می ده بوشهر .</P><br />
<P>با تعجب می پرسم بوشهر ( آخه الآن اومدنش یه خورده غیر عادی بود ) اتفاقی افتاده .</P><br />
<P>مثل همیشه اولش خونسرد می گه نه چیزی نیست اما صداش به لرزه می افته .</P><br />
<P>: چی شده نوید ؟ !</P><br />
<P>شروع می کنه گریه کردن ، باز می پرسم چی شده ، می گه : اسی بابام ، بابا ما رو تنها گذاشت .</P><br />
<P>شوکه می شم ، باور نکردم با خودم گفتم داره شوخی می کنه ولی آدم مگه با مرگ باباش شوخی می کنه ، رفتم تا کنارش باشم .</P><br />
<P>الآن که پنج روز درگذشت آقای <STRONG>مهدی زاده </STRONG>پدر نوید می گذره هنوز باورش برام سخته که دیگه بین ما نیست. </P><br />
<P>تو این ده ساله که با نوید دوست هستیم و من به خونه ی اونا رفت و آمد داشتم ، آقای مهدی زاده طوری با ما (من و یکی دیگه از بچه ها ) رفتار می کرد که اگه بگم مثل یه دوست سخنی به گزاف نگفتم . وقتی به خونشون می رفتیم با ما هم کلام می شد و خودشو تا سطح ما پایین می کشید تا ما هم حرفاشو بفهمیم . </P><br />
<P>از موقعی که نوید به شیراز رفته &#8211; حدود یکسال &#8211; ما کمتر آقای مهدی زاده رو دیدیم که اینم از بی معرفتی ما بود که به دیدنش نمی رفتیم . فکر چهار روز قبل از فوت اون مرحوم بود که با <a href="http://naderland.blogfa.com/" target="_blank">قاسم</a> از نزدیک خونشون رد    می شدیم که یهو به دلمون افتاد که به آقای مهدی زاده یه سر بزنیم اما تو وضعیت مناسبی نبودیم و گفتیم یکی دو روز بعد تو یه فرصت مناسب با هماهنگی بریم . بعد از اینکه نوید بهم خبر داد به قاسم زنگ زدم گفتم : قاسم بی خودی هوای آقای مهدی زاده به سر ما نزده بود اونم شوکه شد ، بعد که دیدمش گفت :             <STRONG>ما شدیم مردم ای کاشها</STRONG> !!</P><br />
<P>نمی خوام مثل این برنامه هایی که وقتی یکی مرد تازه یادشون می افته که آی چه شخصیتی از بین ما رفت ، اینجا از اون مرحوم تعریف کنم چون هر کی اونو می شناخته که می دونه کی بوده اونایی هم که نمی شناختن با گفته های من نمی تونن یه نفر رو اونجور که باید بشناسن ، این چیزا رو نوشتم که درد دلی کرده باشم ، فقط می گم غصه کشور و مردم اونو از ما گرفت .</P><br />
<P> این چند روز جای خالیش رو تو خونشون حس می کردم . وقتی خانم مهدی زاده رو  که همیشه منو پسرم صدا می زد با اون حال روز دیدم حرفی برام نیومد که بهش تسلیت بگم . </P><br />
<P><STRONG>نوید جان ، اندوه تو و خانوادت درد مشترک ماست .</STRONG></P><br />
<P> </P></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_565.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>امسال فهمیدم فلسطین را</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_566.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_566.html#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 14 Dec 2009 08:03:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بیان ساده</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_566.html</guid>
		<description><![CDATA[می خواستم مطلبی در مورد فلسطین ، روز قدس و حوادث اخیر بنویسم که مطلب زیر رو روی وب خوندم ، دیدم تمام [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>می خواستم مطلبی در مورد فلسطین ، روز قدس و حوادث اخیر بنویسم که مطلب<br />
زیر رو روی وب خوندم ، دیدم تمام حرفا و چیرایی رو که می خواستم بنویسم و<br />
یه کم هم بیشتر رو خیلی بهتر بیان و احساس رو خوب منتقل کرده ، تصمیم<br />
گرفتم به جای اینکه خودم بنویسم این مطلب رو بذارم که از سایت موج سبز<br />
آزادی نقل شده .</p>
<p>&#8220;</p>
<div>
<p dir="rtl">این روزها روز فلسطین درصدا و<br />
سیمای ماست. تصویرهای فجیع و غیرانسانی است که از هر کانال پخش می شود و<br />
دل هرآدمی با ذات انسانی را به درد می آورد. کیست که از هر ضربه ای که بر<br />
بدن نحیف فلسطین وارد می شود برخود نلرزد، کیست که بدن مجروح کودک و جوان<br />
فلسطینی را ببیند و اندوه را در اعماق وجود خود حس نکند. فلسطین دستهایش<br />
خالی است ولی روح بزرگش هم چنان مقاومت می کند. فلسطین از نظر ما حماس و<br />
حزب اله و فتح و غیره نیست. فلسطین مردمی بی پناه اند که فقط می خواهند در<br />
سرزمین مادریشان زندگی کنند.</p>
<p dir="rtl">مردم فلسطین دشمنی دارند به نام دولت اسراییل. اگر ضربه ای<br />
می خورند از دشمن غریبه است، اگر می میرند بدست یک دشمن غریبه است، اگر<br />
شکنجه می شوند، اگر زندانی می شوند، اگر تهدید می شوند، همه جا دشمن غریبه<br />
را در مقابل خود می بینند.</p>
<p dir="rtl">هر سال این صحنه ها بارها و بارها توسط کانال های تلویزیونی<br />
ما پخش می شوند تا هرچه بیشتر دلمان به درد آید و نفرتمان از دشمن فلسطین<br />
بیشتر شود. ولی امسال من با دقت بیشتری به تصویرها نگریستم و دلم از اندوه<br />
و کینه لبریزتر شد. اشکهایم ناخودآگاه سرازیر شدند، دستهایم را مشت کردم<br />
تا بر سر دشمن بکوبم. امسال من فلسطین تکه پاره شده و مردمان رنج دیده آن<br />
را نمی دیدم. امسال فلسطینی بی پناه را نمی دیدم. امسال دشمنی به نام<br />
اسراییل را حس نمی کردم، ولی اندوه و خشم درونم آنچنان بود که اگر می<br />
توانستم من هم دشمنی را می دریدم. چه کسی را؟</p>
<p dir="rtl">امسال تصویرهای تلویزیون را به چشم می دیدم و در مغزم تصویر<br />
دانشجویان دست و چشم بسته ای که از بام ساختمان کوی داشگاه در ۱۸ تیر همین<br />
سال به پایین پرتاب می شدند مدام تکرار می شد. صدای درد آنها وقتی بر زمین<br />
برخورد می کردند درونم منفجر می شد. امسال من درندگان بی وجدانی را می<br />
دیدم، که اسراییلی نبودند بلکه هم زبان و هم وطن بودند، که عزیزان من، هم<br />
وطنان مرا، بدون اینکه گناهی مرتکب شده باشند به شیوه اقوام تاتار و چنگیز<br />
می زدند، می دریدند، می سوزاندند.</p>
<p dir="rtl">امسال من مردان نامردی را دیدم که سراپا مسلح، اسلحه را بسوی<br />
زن و مرد و کودک و جوان و پیر گرفته و شلیک می کردند انگار که معنی انسان<br />
در ذهن بیمارشان هرگز مفهومی نداشته است. امسال من نامردانی را دیدم که با<br />
تکیه بر سلاح و جمعشان بر گوش پیرمردی چنان سیلی زدند که به زمین خورد و<br />
خون از دهان و بینی اش جاری شد فقط بخاطر اینکه به خیل ددمنشانی که بر سر<br />
جوان بیگناهی ریخته و او را می زدند اعتراض کرده بود.</p>
<p dir="rtl">امسال من در میان حرکت آرام و بی صدای خیل عظیمی از مردم<br />
مردی را دیدم که دختر جوانی را با چوب کلفت و بلندی می زد در حالیکه دخترک<br />
کنار جوی آب بر زمین افتاده بود و چندی بعد دیدم که همین مرد وزیر<br />
دادگستری کشورم شده است. امسال من دهها جوان که آینده ساز این سرزمین<br />
بودند را بی جان دیدم در حالی که بدن ناکامشان آماج شکنجه های مشتی بیمار<br />
روانی که دیوانه قدرت اند قرار گرفته بود.</p>
<p dir="rtl">امسال من ناله جگرسوخته مادران و پدرانی را شنیدم که ثمره<br />
زندگیشان بیگناه بدست بی دینان و حیوان صفتانی دریده شده بود. امسال من<br />
نالیدم، نه به درد فلسطین که به درد دل این مادران و پدران هم میهنم<br />
نالیدم که نه جنگی بود و نه دفاعی و نه دشمن بیگانه ای ولی همه امید<br />
زندگیشان پامال نیاز هوسبازانه عده ای نه نامسلمان که بی دین قرار گرفت.</p>
<p dir="rtl">امسال من به مردم فلسطین غبطه خوردم، چرا چون دشمنی غیر خودی<br />
را در برابر دارند و می دانند چرا می میرند ولی کامران ها و محسن ها و ندا<br />
ها و ترانه ها و سهراب ها و عاطفه ها و امیر ها و بهزادها و &#8230; ندانستند،<br />
چرا هدف ددمنشانه ترین رفتار ها قرار گرفته و کشته شدند. امسال من هر پلیس<br />
امنیتی، هر بسیجی و هر لباس شخصی سلاح بدستی را سرباز تا دندان مسلح<br />
اسراییلی دیدم.</p>
<p dir="rtl">امسال من چهره اسحاق رابین و نتانیاهو را همه جا در صورت<br />
احمدی نژاد و رادان و احمدی مقدم و افضلی و جعفری و فیروزآبادی و &#8230;&#8230;..<br />
دیدم. امسال من هر جا خبری از اسراییل و فلسطین بود خواندم ولی ندیدم و<br />
نشنیدم رهبران اسراییل جایی فلسطینیان را علنی تهدید به مرگ کنند لااقل<br />
جنبه ظاهر را حفظ می کنند ولی دیدم و شنیدم و خواندم که نامردانی که<br />
ناصواب ملیت ایرانی را برخود دارند با تکیه بر مبارزات و شهادت های<br />
دیگران، بدون اینکه خود کوچکترین نقشی در آن مبارزات داشته باشند، از صغیر<br />
و کبیر مردم ایران را تهدید به سرکوب می کنند و وقاحت و بی شرمی را به<br />
آنجا رسانده اند که عربده کشانی بی مغز چون حاج منصور، که اگر تریاک و<br />
عرقش دیر شود صدای پشه هم از گلویش در نمی آید چه رسد به عربده، انسان های<br />
پاک و دستکار و درست اندیش سرزمین مرا تهدید به مرگ می کنند.</p>
<p dir="rtl">من دلم برای فلسطینی می سوزد و خواهد سوخت چرا که بی پناه و<br />
رنج دیده اند ولی اگر خاری در پای یک هم طن ایرانی ام برود و خنجری در پای<br />
یک فلسطینی، اول خار پای ایرانی را درمی آورم، بعد اگر توانستم به خنجر می<br />
پردازم. من، عجب خودخواهم، می خواهم ایرانم آزاد و آباد باشد. من هرچه<br />
گشتم در وطنم دشمن غریبه ای نیافتم ولی گروهی بیمار سادیسمی را دیدم که از<br />
غفلت ما استفاده کرده و با پول ما خود را تا دندان مسلح کرده اند تا ما را<br />
بیازارند و خود سرخوش باشند. بیماری مزمن قدرت، سرطان دولتمردان زورگوی ما<br />
شده و رهایی از آن برایشان ممکن نیست تا مرگشان دیر یا زود فرا رسد.</p>
<p dir="rtl">سال ۵۷، من انقلاب را به چشم خود دیدم. لحظه لحظه هایی را<br />
دیدم که هر یک کتابی خاطره اند. سال ۵۷ من یکی از آنها بودم که گل سرخ<br />
میخک بدست سرباز و پلیس می داد و فریاد می زد &#8220;ارتش برادر ماست&#8221;. ولی قسم<br />
می خورم، به خون پاک و بیگناه سهراب و محسن و کامران و امیر و ندا و ترانه<br />
و عاطفه و&#8230;..که تا روز برپایی حکومت مردمی در ایران هرگز نخواهم گفت<br />
بسیجی یا پلیس از خود ماست. امسال من خود شاهد بودم که پلیس امنیت و بسیجی<br />
برای اینکه از لباس شخصی های اوباش کم نیاورند چه جنایت ها کردند.</p>
<p dir="rtl">ستم ماندنی نبوده و نیست. شما دل و روسیاهان، گیرم که بعد ها<br />
بتوانید نام آلوده و چهره کثیفتان را در لجنزارها پنهان از دید مردم کنید،<br />
از دید خدا چگونه پنهان می شوید؟ خیال می کنید اگر هم چنان منکر خدا باشید<br />
از روز دادرسی در امان خواهید ماند؟ به شما قول می دهم مردم روز دادرسی را<br />
در همین دنیا برایتان تدارک خواهند دید.</p>
<p dir="rtl">از آسمان سر زمین من<br />شهاب هایی بر زمین افتادند<br />ولی قطره قطره اشک های ما ستاره ایست<br />که هر روز و شب به آسمان می روند<br />آسمان سرزمین من<br />پر ستاره خواهد ماند ای ابر های سیاه</p>
<p dir="rtl">از حضرت علی(ع) نقل است که تا مظلوم در برابر ظالم سر خم می کند، ظلم پایدار می ماند.</p>
<p dir="rtl">مردم ایران هرگز در برابر تعدادی زورگو و ستمگر سکوت نمی کنند حتی اگر ظالمان تا دندان مسلح باشند.</p>
</div>
<p> </p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_566.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>یه پست فوتبالی</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_567.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_567.html#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 14 Dec 2009 08:03:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بیان ساده</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_567.html</guid>
		<description><![CDATA[**  شاهین ثابت کرد جایگاه فوتبال بوشهر ته جدول لیگ برتر نیست . تاریچخه فوتبال بوشهر از همه شهرهای ایران بیشتره ، در [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>**  شاهین ثابت کرد جایگاه فوتبال بوشهر ته جدول لیگ برتر نیست . تاریچخه فوتبال بوشهر از همه شهرهای ایران بیشتره ، در واقع بوشهر دروازه ورود فوتبال به ایرانه . ولی به دلیل شرایط اقتصادی فوتبال ما افت کرده .
<p>**  من نمی دونم پارس جنوبی یه شرکت خصوصیه یا یک مجموعه عظیم ملی ، نبض اقتصاد ممکلت تو استان ماست ولی برای کمک کردن به این استان جونشون در میاد ، کمک هم که می کنن میزن اسم تیم رو خراب می کنن ، شاهین شاهینه دیگه شاهین پارس جنوبی یعنی چی ؟ مگه شما به تبلیغ روی اسم و پیراهن تیم شاهین نیاز دارین ؟ پارس جنوبی یه پروژه ملیه خیلی فراتر از این حرفاست ولی مثل اینکه افراد خیلی فراتر نیستن . من خواهش می کنم کسی شاهین رو شاهین پارس جنوبی صدا نزنه همه بگن شاهین تا تو تمام ایران فقط بگن شاهین بوشهر .</p>
<p>**  باید از زحمات کللی فرد تشکر کرد ایشون برای موفقیت شاهین تمام تلاشش رو کرد ، شاهین رو از لیگ یک به لیگ برتر آورد تقریباً با اقتدار البته بجز چند هفته آخر !! ولی خوب تولیگ برتر نتونست نتیجه مطلوب رو بگیره ، من فکر می کنم عدم نتیجه گیری برگرده به اینکه خود کللی فرد تجربه لیگ برتر رو نداشت ، چون ما دو تا بازی برده رو بدلیل بی تجربگی یکی رو به باخت و یکی دیگه رو با مساوی عوض کردیم . حالا با اومدن محمود یاوری و نتیجه خوبی که تو این دو بازی گرفتن امیدها برای بالاتر رفتن تو جدول لیگ بیشتر شده و امیدوارم این روند بهبودی تیم تا آخر فصل ادامه پیدا کنه . بازم می گم کللی فرد رو از خودمون نرونیم ایشون هم جزئی از فوتبال بوشهرن کاش در کنار یاوری می موندن تا تجربه بیشتری تو لیگ برتر پیدا کنن .</p>
<p>**  می گن وقتی آب سر بالا بره غورباغه ابوعطا می خونه ، وقتی رسانه ملی به رسانه غیر ملی تبدیل می شه گزارشگرش هم باید غیر ملی بشه و هر چی دلش بخواد می گه ولی خدا رو شکر بچه با بازیه خوبشون تو اون بازی و بازی بعد جواب دندون شکنی به تمام اراجیفها و اراجیفگوها دادن .</p>
<p>**  واقعاً تماشگرا تو استادیوم برای شاهین سنگ تموم گذاشتن و از یک ساعت قبل از شروع بازی یعنی زمانی که تیم برای گرم کردن به زمین اومد تا آخر بازی به طور مداوم تشویق کردن که انگیزه ی دوچندانی به بازکینان شاهین برای برد داد و جو سنگینی برای تیم مس به وجود آوردن که این تیم نتونست کاری از پیش ببره طوری که خود مظلومی هم اعتراف کرد که غافلگیر شدن و جلوی شاهین شیرازه تیمشون از هم پاشیده شد . تشکر ویژه از همه ی کسانی که به استادیوم اومده بودن دمشون گرم و ازشون می خوام تا آخر فصل همینطور به تشویق کردنشون ادامه بدن .</p>
<p>**  بازیکنای شاهین هم خیلی خوب بازی کردن ، بازی زیبا ، جذاب و پر گل بود و گلها یکی از یکی قشنگتر ، رضا بازیاری می خواد گلزن ترین مدافع بشه و سوپرگل عبدالله کرمی هم چشنواره گل رو تکمیل کرد هر چند شاهین می تونست گلهای بیشتری بزنه تا به همه نشون بده که هیچ تیمی تو بوشهر حاشیه امنیت نداره و تیمها وقتی میان بوشهر باید پاهاشون بلرزه .</p>
<p></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_567.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>عقب نشینی یا یه عوام فریبی دیگه !!</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_568.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_568.html#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 14 Dec 2009 08:03:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بیان ساده</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_568.html</guid>
		<description><![CDATA[دو شب پیش مشاور رسانه ای رئیس دولت در برنامه خبری شبکه دو گفت : باید به این مردمی که به خیابانها آمدند [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>دو شب پیش مشاور رسانه ای رئیس دولت در برنامه خبری شبکه دو گفت : باید به این مردمی که به خیابانها آمدند آفرین گفت و از آنها تقدیر کرد . ( دقیقاً عین جمله خاطرم نیست ولی مظمون همین بود ) . این حرف در حالی از دهان مشاور رئیس دولت بیرون اومد که رئیسش سه ماه پیش همین مردم و جمعیت انبوه رو مشتی      &#8221; خس و خاشاک &#8221; نامیده بود . این تغییر موضع چه معنی می تونه داشته باشه ؟ از طرف دیگه با وجود اتخاذ همچین موضعی هنوز با تجمعات مردمی برخورد بدی صورت می گیره ! گفتن چنین حرفایی از رسانه ای که ملی بودنش به شدت زیر سوال رفته به یک عوام فریبی شبیه داره تا به مردم نشون بدن که ما طرفدار مردم هستیم و از اونجایی که خیلیها  از اتفاقاتی که می افته بدلیل سانسورهای خبری بی اطلاع هستن این حرفا رو باور می کنند .
<p>جالب اینجاست که مهمان دیگه برنامه خارجی ها رو به این متهم کرد که اونها این حرکت مردم رو به براندازی تعبیر می کنند در حالی خیلی از شخصیتهای اصلاح طلب و عده زیادی از مردم به جرم براندازی دارن محاکمه می شن . </p>
<p><strong>قسم حضرت عباس رو قبول کنیم یا دم خروس رو .</strong></p>
<p><strong>سبز باشید .</strong></p>
<p></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_568.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بخوانید تا بدانید !!</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_569.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_569.html#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 14 Dec 2009 08:03:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بیان ساده</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_569.html</guid>
		<description><![CDATA[  بخوانید تا بشناسید &#8230; روی لینک زیر کلیک کنید تا : قاضی مرتضوی را بهتر بشناسید]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p> </p>
<p>بخوانید تا بشناسید &#8230;</p>
<p>روی لینک زیر کلیک کنید تا : </p>
<p><a target="_blank" href="http://www.mowjcamp.com/article/id/45328">قاضی مرتضوی را بهتر بشناسید </a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_569.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تفکر آزاد ، دانشگاه و روز دانشجو</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_570.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_570.html#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 14 Dec 2009 08:03:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بیان ساده</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_570.html</guid>
		<description><![CDATA[دانشگاه !! مرکز علم و فرهنگ و تحول ، پایگاه حق طلبی ، مبارزه با ظلم و فساد ، کانون نخبگان کشور ، [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>دانشگاه !!
<p>مرکز علم و فرهنگ و تحول ،</p>
<p>پایگاه حق طلبی ، مبارزه با ظلم و فساد ،</p>
<p>کانون نخبگان کشور ، </p>
<p>جایگاه رشد و ترقی ،</p>
<p>مکان امن تفکر ، </p>
<p>و . . . </p>
<p>اگر در خدمت جریان حاکم باشه !!!</p>
<p>اما اگر در خدمت جریان حاکم نباشه :</p>
<p>یه مشت دانشجوی اخلالگر ،</p>
<p>یه عده آشوبگر ،</p>
<p>مخل امنیت ،</p>
<p>اراذل و اوباش و اغتشاشگر </p>
<p>و اگه از رئیس دولت بپرسی یه مشت خس و خاشاک در حال تحصیل اغتشاشگری !!!</p>
<p>چند شب قبل از ۱۶ آذر از طرف صدا و سیمای غیر ملی ( یا همون میلی ) و خبر سراسر وابسته ۲۰:۳۰ دوربین و تریبون می برن دانشگاه تهران و به قول خودشون می خوان تریبون آزاد بزارن در مورد تفکر و عقیده آزاد در دانشگاه ! و می خوان نشون بدن که ما طرفدار آزادی فکر و اندیشه و آزادی بیان در دانشگاه و به طبع اون در کل مملکت هستیم ! </p>
<p>ولی هنوز چند روز گشته در روز ۱۶ آذر ، روز دانشجو ، روزی که اختصاص داره به قشر برجسته جامعه ، درحالی که مراسم روز دانشجو برگزار می شه به دانشجوهایی که دارن نظراتشون در مورد دولت حاکم بیان می کنن و در حالی که حق دارن مخالفتشون رو با سیاستها و خود دولت حاکم اعلام کنن و در یک تجمع اعتراضی آرام حضور پیدا کردن ، در درون دانشگاه با باتوم گاز و اشک آور حمله ور می شن و دانشجوها رو مورد ضرب و شتم قرار می دن ، کاری که دیگه تو دنیا کمتر انجام می دن البته بجز حکومتهای توتالیتر و دیکتاتوری .</p>
<p>حرف از حکومت علی زده می شه و ادعای تشابه حکومت می کنن ! در حالی که اثری از تشابه یا چیزی نزدیک به اون هم دیده نمی شه ، سخن از عدل علی زده می شه و با کارهای عوامفریبانه می خوان نشون بدن عدالت برقراره ، حکایت از جوانمردی علی می کنن و با اسلحه و باتوم و غیره به جان مردم بی دفاع ، زن و مرد ، دختر و پسر ، پیر و جوون می افتن می کشن و زخمی می کنن و حبس ، اونم مردمی که رفتار مدنی در برابر این همه خشونت از خودشون نشون می دن ! حرف از آزادگی علی می زنن ولی آزدگی ای در رفتار نمی بینیم . علی دروغ نمی گفت ولی الآن راست نمی شنویم ! از ناراحت شدن علی برای زن یهودی حکایت می شه و الآن سنی های مسلمون هم تحت فشارن ! علی با مرد یهودی در دادگاه یکسن می نشینن و الآن قاتلان جوونای ما با سرخوشی زندگی می کنن ! به علی اعتراض می شد به حکومتش ایراد می گرفتن بهش فحش و ناسزا می گفتن ولی کسی رو گردن نزد ، به زندان نینداخت ، شلاق نزد در عوض کمک کرد ولی الآن به جرم اعتراض و حق طلبی می کشند ، می زنند و زندانی می کنن !! شاید علی اونها با علی که شناختیم فرق می کنه همانطور که احتمالاً خداشون هم با خدای ما فرق می کنه چون این کارها رو برای رضای خداشون می کنن !!</p>
<p>روز دانشجو با تلخی که داشت روز بزرگی بود اول اینکه دانشجویان نشان دادن جنبش دانشجویی همیشه زنده است و هیچ وقت در مقابل زور ساکت نمی مونه حتی با سرکوب و دوم که برای من خیلی مهم بود و خوشحال کننده سعی دانشجویان برای پیوستن به مردمی که به حمایت از اونها به خیابان آمده بودن و ملحق شدن به مردم تا ثابت کنن که از مردم جدا نیستن و فرزندان همین مردمن و همه با هم هستن .</p>
<p><strong>به امید روزی که در جامعه ای قانونمند ، آزاد و آرام زندگی کنیم ، ایران مال ماست .</strong></p>
<p></p></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_570.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

