همه نوشته ها در تولدی دیگر

گرگ و میش!

نوشته شده در تولدی دیگر۲۲م تیر ۱۳۸۹

سرم پر از سوالات بی جوابه. سوالاتی که با خودشون سوالات دیگه ای را همراه داره

سعی میکنم بیخیال بشم اما نمیشه اگه جوابی پیدا نکنم قسمتی از زندگیم مجهول میمونه

چرا؟ چه جوری؟ کی؟ چی شد؟ ووووو

چه جور میشه که آدمه یهو کاملا تغییر میکنن؟ اونیکه مظهر صداقت و وفاداری بود  یهو ……

مگه نمیگن عشق  ناب ببخش تا عشق ناب دریافت کنی؟

من که جز صداقت و وفاداری چیز نبخشیدم!!!!

سوالات زیاده بهتره باز هم بیخیال بشم

.

.

.

.

۱سال پیش خواب دیدم تو یه جنگل تاریک تنهای تنهام . یه نفر اومد دسته منو گرفت و برد به یه دشت روشن و پر از گل . بعد از یه مدت اون دشت غبار آلود شد. یه هوایی مثل گرگ و میش. نه تاریک نه روشن

الان که فکر میکنم میبینم من اون جنگل سیاه و دشت پر از گل را تو زندگی واقعیم سپری کردم و حالا تو اون هوای گرگ و میشم. اونموقع  یه دوست منو از اون جنگل بیرون کشید ، حالا خودم تنهایی باید این شرایط را سپری کنم . تو این شرایط نمیمونم . یاد گرفتم که قوی و امیدوارم باشم.

من پیروز خواهم شد و دوباره پا به دشت پر از گل و شادی زندگیم خواهم گذاشت.

.

.

.

.

.

پ.ن.۱٫ با شرایط سختی دارم دست و پنجه نرم میکنم اما مطمئنم که پیروز میشم

پ.ن.۲٫ از همتون خواهش میکنم التماس میکنم عهدی را که نمیتونید پاش بمونید هرگز نبندید

پ.ن.۳٫ امتحانها تمام شد. اما باید برای پایان نامه مطالعه داشته باشم. کلی هم فیلم دور خودم جمع کردم که باید ببینم

پ.ن.۴٫ چرا بستنی  شکلاتی خوشمزه ترین خوراکی تو دنیاست؟!!!

۷ خرداد چقدر مقدسه

نوشته شده در تولدی دیگر۸م خرداد ۱۳۸۹

۷ همیشه مقدسه

۷ آسمان

۷ دریا

۷ سین

ووووووووو از همه مهمتر …

۷ خرداد

.

.

.

هیچوقت یادم نمیره که تو چه شرایطه روحیه بدی بودم پارسال

دنیا و آدماش برام تیره و تار بودن

و امروز دنیا را زیباتر و با معناتر میبینم

بلاخره با کمک دوست گلم کمر زندگی را شکوندم

۱ساله که از آشنایی ما میگذره

۳۶۵ روز سرشار از شادی ،خاطرات خوش ، خنده های از ته دل

لحظات سخت هم بودن، اما فقط روزهای خوب به یادم موندن

همدلی ، صداقت ،اعتماد و شناخت میتونه پایه های دوستی را مستحکم کنه نباید نا امید شد

نباید در لحظات ناراحتی و دلخوری تصمیمی گرفت

۳۶۵ روز گذشت و گذشت تا امروز ۷ خرداد امسال من دیگه اون مرده متحرک نیستم

من زنده ام. میخندم و شادم

دوست گلم دستای مهربونت را میبوسم که دریای بیکران محبتند

ممنونم که پا به پای من اومدی و خنده را به لبهای من یرگردوندی

خدایا مثل همیشه ممنونم که در شرایط سخت بهم صبر دادی

ممنونم که با وجود همه بدیهام بهترینها را بهم دادی

.

.

.

تقدیم به تو که بهترینی و به یاد ۱۲ جشن ماهگردمون

 

طعم تلخه دوریامون ، سختی و صبوریامون
همه هیچ اند پیش پای عشق پاک و بی ریامون
وقتی از ستاره
دوریم حتی وقتی سوت و کوریم

وقتی از تو خاطرات عاشقی هم بی عبوریم

گره گرم نگامون ، نرمی لبخندهامون
لحن عاشق صدامون ، لحظه لحظه قصه هامون
سوسوی ستاره هامون ، چشم از دوری جدامون
یادمون میاره روزه ماه گرد
حلقه هامون

می دونم تلخم و تندم ، می دونم بدیم زیاده
اما اینو هم می دونم که خدا تو رو یه هدیه به
منه دیوونه داده

می دونم لجباز
و قدم ، گاهی هم بی حس و چوبی

اما اینو هم می دونم با تموم این بدی هام که
چه قدر عزیز و خوبی

می خوام این رسم قشنگه ناب عاشقانه هامون
تا ابد تا لحظه ی مرگ تا سکوت قصه هامون
بمونه بین من و تو ، حک بشه تو لحظه هامون
رسم زیبا و عزیزه ، ماه گرد
حلقه هامون

حلقه هامون

 

نوشته شده در تولدی دیگر۲۰م اردیبهشت ۱۳۸۹

iewoifkweffghefgkehgkegheghegeeeedukf

rjirkjrilhnhyjhuyu

rggتاناالسیعفزبهسیفبزنیسلرنعقغبل۳تالنامه۳۵غعفلخه۵عغهناذقف

سنگسار ثریا

نوشته شده در تولدی دیگر۲۹م فروردین ۱۳۸۹

آری این منم دختر ایرانی امروز و شاید زن ایرانی فردا

تا وقتی دختر خونه بابام اجازه و اختیاره کاملم دست بابا جونمه

اگه ازدواج کنم اقای شوهر

 تا وقتی دختر بچه هستم  از انجام هر بازی یا کاری منعم.

بازیهایی که هم جنسهای من در تمام دنیا میتونن انجام بدن اما دختر ایرانی؟؟

وقتی به سن جوونی میرسم  محدودیتها
بیشتر میشه

نباید با پسرها تو دانشگاه، خیابون یا هرجای دیگری  به هر دلیلی وایسم و حرف بزنم

تازه بعد از اینهمه محافظه کاریها همیشه پشت سرم حرفه

مجرد باشم یا ازدواج کنم باز هم حرف پشته سرمه

وای به اینکه بیوه بشم یا اینکه طلاق بگیرم

همیشه و همه جا محکومم

 

دیشب بلاخره فیلم سنگسار ثریا را دیدم

قلبم به رنج اومد. خیلی سعی میکنم که به این حقایق تلخ اهمیت ندم اما نمیشه

این چه دین و قانونه الهی هست که اجازه میده با یه انسان اینجوری رفتار بشه؟

آدم دلش نمیاد به حتی یه حیوون سنگ بزنه، چقدر سنگ دل باید باشیم که چنین
قانونی را وضع کنیم؟

 

متاسفانه مشکلات و محدودیتهای ما زنهای ایرانی فراوونه و خود ما زنها بیشتر بهشون
دامن میزنیم

دوستای عزیز، دختران گرامی بیایم به خاطر خودمون برای همجنسهای آیندمون

 

کمتر پشت سر دیگری حرف بزنیم  هرچند که
اون گناهکار باشه ، حسا ب و کتابش دست خداست

آبروی کسیو نبریم

اجازه ندیم در حضور ما درباره هم جنسمون بد بگن

نگذاریم خودمون با دست خودمون بیشتر توی این باطلاق نادانی فرو بریم

باید از خودمون شروع کنیم تا مردها و جامعه کمتر جرات اهانت به ما را داشته
باشند

بیاییم خودمون سنگ به شخصیت دختران و زنهای ایرانی که زمانی شهره عفافت بودند
نزنیم

 

پ.ن.۱٫ چند سال پیش فیلم مالونا و حالا هم ثریا تا مدتها تو ذهنم میمونن

پ.ن.۲٫ اینروزها همه چیز آرومه، سرم خیلی شلوغه ، وقت ندارم درس بخونم

پ.ن.۳٫ تو یه موسسه توی کلاسهای امادگی کنکور کارشناسی ارشد درس میدم

پ.ن.۴٫ چندروز پیش دوست گلم برام جشن تولد گرفت و کلی سورپرایزم کرد. عالی
بود. 

پ..ن.۴٫ باز هم فقط و فقط خدا

 

 

 

 

آغار سال نو و بهار زندگی من

نوشته شده در تولدی دیگر۱م فروردین ۱۳۸۹

 


چه زیباست همراهی روز تولدم با تولد طبیعت


چه حس زیبا و عمیقی


همیشه بهار برای من شروعی دوباره بوده چون با روز تولد من همراه


شروع سال جدید وتولدم حس تازگی بهم میده. همه چیز در من تازه میشه


بهترین سال زندگیم را گذروندم


بهترین سال تحویل را امسال جشن گرفتم


حضور انسانها چقدر زیاد میتونه تو زندگیهامون موثر باشه!


۲۶ ساله شدم به خیلی از آرزوها و اهدافم رسیدم ، پیشرفت زیادی داشتم آنقدرکه شکستها را کمرنگ میکنه


هنوز راه زیادی در پیش و اهداف و آرزوهای زیادی در سر دارم. جاده ای که تو اون قرار گرفتم بی پایانه


به خدا توکل میکنم چون فقط اون دوست وفادار منه اونه که از کارها و اشتباهاتم نمیرنجه ،همیشه همراهمه و همیشه بهترین را برام خواسته


خدایا ترا سپاس بابت همه آونچیزهایی که قادر به بیان همشون نیستم


.


.


.


.


بهترین آرزوها و شادترین لحظات را براتون دارم


سپاس که همیشه با نظرات زیباتون همراهم بودید و کمکم کردید


با امید به آزادی


 


 

یک سال گذشت

نوشته شده در تولدی دیگر۸م اسفند ۱۳۸۸

تولد تولد       تولدوبلاگم مبارک


امروز وبلاگم یکساله شد


تمامیه نوشتهامو مرور کردم .چه روزهایی چه خاطره های شیرین و تلخی!!


به جرات میتونم بگم که بهترین روزهای زندگیم را سپری کردم


با یه اتفاق و آشنایی با یه دوست تغییری در زندگیم ایجاد شد که روزهام از سیاهی دلتنگی غمناکی به روزهای شاد و رنگی و به طعم شیرین تر از عسل تبدیل شد


دوست گلم سپاس که اینقدر خوبی


خدایا ترا سپاس که بهتری دوست را تو راه زندگیم قرار دادی


.


.


.


.


از مسافرت برگشتم جای همه دوستان خالی بود خیلی خیلی بهم خوش گذشت


دلم برای نوشتهاتون تنگ شده بود


سپاس گزارم که بهم سر زدید


.


.


.


خدا جونم بازم ازت سپاس گزارم خودت میدونی که چه لطفی در حقم کردی 


دوستت دارم خدا جونم


 


 

نقل قولهایی درمورد دین

نوشته شده در تولدی دیگر۲۸م بهمن ۱۳۸۸

Normal
0

false
false
false

EN-US
X-NONE
FA


یک فیلسوف تابحال هرگز یک روحانی را نکشته است،
در حالیکه روحانیون فلاسفه زیادی را کشته اند….
دنیس دیروت

وقتی که مردم بیشتر آگاه می شوند،
کمتر به روحانی و بیشتر به معلم توجه می کنند.
رابرت گرین اینگر سول

دین بهترین وسیله
برای ساکت نگه داشتن عوام است.
ناپلئون بناپارت

وقتی مروجین مذهبی به سرزمین ما آمدند،
در دست شان کتاب مقدس داشتند و ما در دست زمین هایمان را
داشتیم
.
پنجاه سال بعد،
ما در دست کتاب های مقدس داشتیم و آنها در دست زمین های
ما را داشتند
.
جومو کیانتا

مذهب
تنها برای بردگی انسان ها خلق شده است.
ناپلئون

روحانى نسبت به برهنگى و رابطه طبیعى دو جنس حساسیت
دارد،

اما از کنار فقر و فلاکت مى گذرد.
سوزان ارتس

کشیش ها مى گویند که آنها به مردم بخشیدن و خیریه را مى
آموزند
.
این طبیعى است.
چون آنها خود از پول صدقه مردم زندگى مى کنند.
همه گداها مى آموزند که مردم باید به آنها پول بدهند.
رابرت گرین اینگر سول

قسمت هایى از انجیل را که من نمى فهمم ناراحتم نمى کنند،
قسمت هایى از آن را که مى فهمم معذبم مى کنند.
مارک تواین

به من بگو قبل از تولد کجا بوده ای
تا به تو بگویم پس از مرگ کجا خواهی رفت.
نیچه

مذهب مردم را متقاعد کرده که : مردی نامرئی در آسمانها
زندگی می کند

که تمام رفتارهای تو را زیر نظر دارد، لحظه به لحظه آن
را
.
و این مرد نامرئی لیستی دارد از تمام کارهایی که تو
نباید آنها را انجام دهی،

و اگر یکی از این کارها را انجام دهی،
او تو را به جایی می فرستد که پر از آتش و دود و سوختن
و شکنجه شدن و ناراحتی است و باید تا ابد در آنجا زندگی
کنی،

رنج بکشی، بسوزی و فریاد و ناله کنی
ولی او تو را دوست دارد !
جورج کارلین

یکی از بزرگترین تراژدی های بشریت این است که
اخلاقیات بوسیله دین دزدیده شده است.
آرتور سی کلارک

مذهب ،
آه خلق ستمدیده است،
قلب دنیای بی قلب و روح شرایط بی روح.
مذهب افیون توده هاست .
کارل مارکس

آنجا که علم پایان می یابد،
مذهب آغاز میگردد .
بنجامین دیزرائیلی

دین،
افساری است که به گردن تان می اندازند،
تا خوب سواری دهید،
و هرگز پیاده نمی شوند،
باشد که رستگار شوید
کائوچیو

اولین روحانی جهان
اولین شیادی بود
که به اولین ابله رسید.
ولتر

 

شما کدام خوشه هستید؟

نوشته شده در تولدی دیگر۱۸م بهمن ۱۳۸۸

Normal
0

false
false
false

EN-US
X-NONE
FA

یه بازی جدید و
سرگرم کردن مردم ساده ایرونی!! اینروزها این یارانه ها و خوشه ها شده نقل هر
مجلسی، همه میگن و میخندند ،  بیخبر از
کلاهی که داره سرشون میره و اینکه باز بازیچه قرار میگیرن. ای دریغ …..

میخوام بدونم با
اینکار چندتا بیخانمان خانه دار میشن؟ شکم چندتا انسان گرسنه سیر میشه؟ آیا دیگه
کسی نیست که شبها یه جای سرد با شکم گرسنه بخوابه؟ آیا پسر جوونی باقی نمیمونه که
بخواد ازدواج کنه و مشکل مالی نداشته باشه؟ آیا افزایش روز افزون معتادا کمتر
میشه؟و و و ….

حالا دیگه مملکت ما
مشکلی نداره، گرسنه ای نداره، همه جا آرامش حکم فرماست، حق به حق دار میرسه، پول
نفتمون تو جیب خودمون میره، تورم بیرنگ شده، مردم به راحتی صاحب خونه میشن، ازدواج
میکنن، مسافرت میرن، پول آب و برق نمیدن فقط مونده مشکل حجاب که حل بشه؟؟؟؟ اینهم
یه بازی جدید حجاب برتر…. آیا حجاب بین انسانها و شخصیت ما به عنوان انسان تو
این مملکت حفظ میشه که بخواهیم به مشکل حجاب برسیم؟ یعنی مشکل دیگه ای وجود نداره؟

وقتی مادربزرگم
میاد تو خونه پای جا نمازش میگه دختر فلانی ….. و……. سرم سوت میکشه.  اصلا بر فرض که اون …..  به ما چه. این
فرهنگ رو به زوال به کجا میره؟ از کجا نشات گرفته که مادربزرگم پای جانماز به کسی
تهمت میزنه که حضور نداره و نمیتونه ازخودش دفاع کنه؟ بله از همین دین مثلا
ناااااااااب محمدی .

درد دل از این بی
فرهنگیها و عواقبش که گریبان گیر همه ما هست زیاده.

بازهم فقط پای این
دین درمیونه که متاسفانه ریشه تو روح ما کرده و 
داره نابودمون میکنه. خیلی سعی میکنم این مشکلات را ندیده بگیرم چون واقعا
قلبمو میرنجونه اما بدجور گریبان گیرمونه. هرجا میری فقط ظلم و ستم و بی عدالتی
میبینیم .

از خدا میخوام که
بهمون صبر بده. ما جوونها هم باید تلاش کنیم
.

Normal
0

false
false
false

EN-US
X-NONE
FA

Normal
0

false
false
false

EN-US
X-NONE
FA

 

پ.ن.۱٫ از همه سپاس
گزارم که بهم سر زدید و عذر میخوام که نتونستم بیام بهتون سر بزنم. حسابی درگیر
امتحانات بودم.

پ.ن.۲٫ بلاخره
امتحاناتمون هم تمام شد. خسته نباشید.

پ.ن.۳٫ مبایلمو ازم
دزدیدن. من مبایلمو میخواااااااااااام

پ.ن.۴٫ امام رضاتون طلبیده دارم میرم سرزمین موجهای
آبی مشهد

یه داستان واقعی!!

نوشته شده در تولدی دیگر۲۱م دی ۱۳۸۸

ایندفعه میخوام یه داستان واقعی را براتون تعریف کنم…..

این اتفاقیه که توی ژاپن افتاده. روزی یک ژاپنی برای اینکه خونشو مرمت کنه دیوارهای خونشو میشکونه ( همونطور که میدونید دیوارهای خوانه های ژاپن دو جداره هستند و یه فضای خالی بین دو دیوار هست) یکدفعه متوجه مارمولکی میشه که اونجا گیر افتاده  و یکی از پاهاش با میخی  به دیوار کوبیده شده بود.  درحالیکه دلش برای مارمولک میسوخت به میخ نگاه کرد و متوجه شد که اون میخ مدتهاست که به پای مارمولک کوبیده شده. و از خودش پر سید این مارمولک چطور میتونه در این وضعیت تو جای تاریک بدون غذا تو این مدت طولانی زنده مونده باشه؟؟؟؟؟؟؟!!

همینطور که مرد ژاپنی توی فکر بود دید که یک مارمولک دیگر  در حالیکه یه سوسک مرده تو دهنش داشت به مارمولکی که گیر افتاده بود نزدیک میشه…..

مرد از دیدن این صحنه شوکه و متحیر میشه و متوجه میشه که تو این مدت مارمولک دیگری برای اون غذا میاورده…

به این موضوع فکر کنید که چگونه  یه موجود کوچک کاری میتونه کنه که مخلوقی با ذهن بسیار عالی نمیتونه

بیایید هرگز دوست داشتن خود و دیگران را ترک نکنیم


درسهایی که میتوان ازین داستان بگیریم:

۱٫هرگز در حالیکه دوستانمون بهمون نیاز دارن نگیم که کار داریم و سرمون شلوغه

۲٫شاید همه دنیا مال ما باشه اما شاید ما تنها دنیا و امید اون دوست باشیم

۳٫هرگز خودمون و تواناییها و امیدمون را از دست ندیم

وقتی یه مارمولک میتونه چرا ما نتونیم؟؟؟

فحش های دانشجویی!!

نوشته شده در تولدی دیگر۱۷م دی ۱۳۸۸

 


 


 


فلسفه ی فحش خیلی پیچیده است چه بسا فحش هایی که هر کس می ده بیانگر شخصیت و درون او باشد . اما از اونجا که فحش در بین دانشجویان امروزه ی ما جایگاه بسیار ویژه ای دارد بنده شما رو با تعدادی از اونها آشناتون می کنم که از شهرت ویژه ای برخوردارند :


 


 


دانشجوی تهران شمال :


نکته : وقتی می خونید این قسمتو سعی کنید لباتون تا حد امکان غنچه باشه:


بی ادب , تو واقعا عقلتو از دست دادی دیوونه . منو ترسوندی بی شعور تلفظ : بی ششووور ) امیدوارم ولنتاین کچل شی . بد بد بد)


 


 


دانشجوی تهران جنوب :


(…. …. …. ….. … .. … ..کلا سانسور شد )


 


 


دانشجوی دانشگاه تهران :


وطن فروش مزدور , لیبرال خود فروخته , مخل نظام , تو حق شرکت در انتخابات بعدی رو نداری با اون کاندید از خودت نفهم تر , فاشیست تند رو


(توجه داشته باشید که موضوع دعوا سیاسی بوده)


 


 


دانشجوی پزشکی :


در دیکشنری این بروبچ کلمه ی فحش تعریف نشدست


 


 


دانشجوی هنر :


من شعر دوازدهم از هشت کتاب استاد سهراب رو به تو بی ادب بی فرهنگ تقدیم می کنم امیدوارت گیتارت بشکنه و تا اخر عمر یکه و تنها و بی عشق و ژولیت بمونی .


وفتی هم کار بالا می گیره کاریکاتور همدیگه رو می کشن .


 


 


دانشجوی الهیات :


یا ایهو الذی فحشو فحشً فاحشتن ای هستیت به عدم مبدل , ای دچار دور تسلسل شده , ای علتت به ممکن الوجود گرویده , فلسفه ی تو دچار تضاد شده و من به خود اجازه ی بحث نمی دم …. *


*: این آخری که گفت از اون ناجوراش بود که فلش بک زد به دوران دبیرستان و رشته ی علوم انسانی که می خوند و واسه خودش یلی بود


 


دانشجوی تربیت بدنی:


به من گفتی … , … خودتی و جد و آبادت


به همین کوتاهی البته بعدش یه ۲ ساعتی بزن بزن می شه


 


 


دانشجوی زبان خارجی :


هنوز دعوا نشده , شروع می کنن خارجکی بلغور کردن البته به نظر من اگه ترجمه ی حرفاشونو می دونستند خودشون رو زبونشون فلفل می ریختن و ۲ روز تو اتاق خودشونو حبس می کردن


 


دانشجوی حقوق :


تو با این کارت به حقوق شهروندی من تجاوز کردی و من طبق اصل ۱۵۳ قانون اساسی حق دارم ازت شکایت کنم و مادرتو به عزات بشونم شما می تونید هیچی نگید اما هر چی بگید بر علیه شما تو دادگاه استفاده می شه .


راستی اگه وکیل تسخیری خواستی به خودم بگو


 


دانشکده ی … :


کسی با تو زر نزد . کثافت مرض . از جلو چشام خفه شو


( من قصد توهین یه هیشکی رو ندارم )


 


 


دانشجوی دختر


دراکثرموارددختره وقتی باپسره دعواش میشه:


 


دختر:تو همیشه به من دروغ گفتی , تو هیچ وقت منو دوست نداشتی , من بازیچه ی دستای کثیفت بودم , حالا جواب خونوادمو چی بدم ؟ برو گمشو دیگه نمی خوام ببینمت .