همه نوشته ها در براي دلتنگي ام

دنیای خشونت

نوشته شده در برای دلتنگی ام۱۵م شهریور ۱۳۸۹

 


 


در تاریخ ۵ ژانویه ۱۹۶۹ پسری در Canton در ایالت Ohio ی آمریکا بدنیا آمد.کودکی سفید و لاغر،مو های او رنگ سیاه داردو با چشمانی قهوه ای در کودکی مادر و پدر اوعلاقه ی چندانی به متولد شدن او نداشتند.دوران کودکی مرلین خیلی سخت و با بد ترین و کثیف ترین شرایط گذشت.


 وفتی که همه بچه ها به مدرسه می روند او از رفتن به مدرسه پابلیک محروم شد و به مدرسه ای که کشاورزان و کارگران می روند محکوم شد.دلیلش رو نمی دونم و نتوانستم پیدا کنم.مرلین تقریبا خیلی باهوش و می توانست به جاهای خوبی برسه ولی بیشتر به علت جنون پدرش و شرایط مزخرف زندگی آن موقعش بود که حالا آدمی با خصوصیات کنونی رو می بینیم.می گن که آینده خشونت وارش در همان موقع قابل پیشبینی بوده، چون در محیط چندان مناسبی رشد نیافت.


 فعالیت موسقی Brian Warner در منطقه ای به اسم Tampa Bay در ایالت فلوریدا در سال ۱۹۸۹ آغاز شد. گهگاهی به عنوان خبرنگار موسقی کار می کرد و به آزادی بیان که اون موقع خیلی از رسانه ها بیان می کردند، علاقمند شد. خیلی ها به تعنه و مسخره، آینده اش را در تلاش برای شکایت، اعتراض و بیاناتی با آزادی بیان تصور می کردند.همین وقت ها بود که با یه گیتاریست که Scott Mitchellنام داشته اشنا میشه که تقریبا هم عقیده ی هم بوده اند


 


MARILYN MANSON از ترکیب این اسم ها اوومده  :


Marilyn Monroe، مانکن و هنر پیشه ی ممتاز دهه ی ۶۰ میلادی.
Charles Manson، جانی ترین قاتل زنجیره ای دهه ی ۶۰ میلادی جالبه که موسیقی دان هم هست 


نکات جالب و خواندنی از مانسون



 اون گروهی داره که موزیک جنجالی میسازن و عقاید خاصی هم داره،و در کل گروهی هست که بیشتر طرفداراش رو نوجوونها تشکیل میدن



منسون از اون گروههاست که خیلی ها مردد هستن به اینکه واقعا این حرفها و کارهاش برای شهرت و پول در آوردن هست یا واقعا هدف خوبی داره و واقعا نمیشه جوابی به این سوال داد.


چیزی که توی موسیقی اون و مصاحبه هاش بیداد میکنه انزجار اون از مذهب هست


 


یه مصاحبه جالب ازش جایی خونم که اونو مینویسم :
ماریلین منسون در جواب سوال یکی از طرفدارانش که ازش پرسیده بود تو چرا اینقدر از مسیح و خدا متنفری گفت:
من خدا و عیسی را به روش خودم دوست دارم عیسی هم یک انسان بوده و فاحشه ها و جنایتکاران را دوست داشته .من نمی خواهم انجیل را مسخره کنم ولی مردم همانطور که به من بسیار سطحی می نگردند به انجیل هم بسیار سطحی می نگرند. اگر خیلی ادعایتان می شود که پیرو عیسی هستید و درباره عشق به همنوع موعظه می کنید بروید و یک بچه خیابانی پیدا کنید و او را سرپناه بدهید برای غذا و مدرسه یشان پول خرج کنید و اینکه واقعا” به یک نفر کمک کنید.


 


در کل اون آدم عجیبی هست و عقایدش میتونه از نظری جالب هم باشه,اما از نظر اعتیاد به مواد و مسایل جنسی خیلی بدنام هست.



و موزیکشم برای همه (حتی همه کسایی که از سبکهای مشابه خوششون میاد) ممکنه جالب به نظر نرسه



اولا میگن !!! مانسون دکترای فلسفه داره . طوری که من تحقیق کردم در دوران بچگی در یک مدرسه مذهبی یه چیزی تو مایه های کلیسا درس خونده و خیلی ازار دیده . تا جایی که گفته میشه یک پدر روحانی بهش تجاوز کرده . به خاطر مشکلی که برای یکی از راهبه های مسیحی به وجود میاره از مدرسه اخراج میشه و یک مجله راه میندازه . توی اون مجله اشعارش رو چاپ می کنه که بوی ضد مسیحیت میده . بعد هم خواننده میشه . در سالهایی که می نوشته اعتیاد داشته ولی بعدا اونو ترک می کنه و الان شدیدا مخالف مواد هست .مانسون یک ضد مسیحیت و یک منتقد اجتماعیه و شعراش همه جنبه انتقادی داره ولی اونو با سبک خودش به نمایش می زاره . در حال حاضر مخالفان زیادی در امریکا داره که تو فیلم بولینگ برای کلمباین هم نشون میده


 



تمام شعرا رو خودش می گه ولی اهنگها کار مشترک گروهشه . متن شعرهاش از دید بعضی ها خیلی جالب و زیبا و از دید بعضی ها که میگن هیچی نمی تون درگ کنند


 


 اسم اصلیش هم برایان وارنر هست



در مورد چهره ارایش کرده و شوهای خشنش باید بگم مانسون اعتقاد داره که باید کریه ترین و کثافت ترین چهره ادم و زمین رو به نمایش گذاشت تا مردم در پس زیبایی هایی که تلویزیون ها و تبلیغات براشون می سازن گم نشن و واقعیت کثیف و پر درد دنیا رو ببینن .


 


خودشو را به شکل زنها آرایش میکنه و اسم مریلین رو رو خودش میگذاره


 (و البته میگه چون به مریلین مونرو علاقمند بوده)



دکترای افتخاری موسیقی بهش دادن و توی یکی از دانشگاه ها درس میده



مانسون آهنگ ساز خیلی از فیلم ها بوده
کار آهنگ سازیش عالیه
اما مانسون قبل از اینکه گروه خودش رو تشکیل بده خبر نگار بوده
زن رو فقط برای سکس
کثیف ترین آدم سال ۱۹۹۶
فکر کنم ۴ تا عمل جراحی خبیسانه داشته
یکیش اینه که استخوان های بالای ران خودش رو در آورده تا بتونه … خودش رو لیس بزنه


 


 

وعده دیدار ما تا جهنم

نوشته شده در برای دلتنگی ام۱۲م شهریور ۱۳۸۹



 


هی تو … من خیلی چیزای مهمتری دارم که باید بهشون فکر کنم خودتو هل نده تو افکار پریشونم


با اینکه خیلی مهمه که تو چه کار کردی اما … وعده دیدار ما تا جهنم ! اونجا دیگه هیچ بهانه ای رو


ازت قبول نمیکنن ، از منم قبول نمی کنن . اگر رفتن تو جهنم نوبتی بود اول من میرم میدونی چرا ؟


تا شعله هاش بیشتر و بیشتر شه بعد تو بیا که حسابی یخات آب شه . فکر میکنی جهنم رو به چه


بهایی به ما میدن ؟ نمیدونی ؟ من میدونم جهنم رو در ازای هوس  تو و سادگی من بهمون


میبخشن . پس وعده دیدار ما یکی از همین روزها  جهنم !


 


پی نوشت۱: حوصله فکر کردن به موضوع خاصی و ندارم هرچی اومد نوشتم


پی نوشت۲: نمیدونم تو این شبهایی که گذشت چه تقدیری واسم نوشته شد فقط امیدوارم مرگ


آسونی برام نوشته شده باشه … همین !


پی نوشت۳: تمام زندگی ام داره با اکراه میگذره ، ، سخت تر این نیست که همه کاراتو همه رفتارات با


اکراه باشه ، از نظر قانون مدنی و مجازات اسلامی اکراه مانع نفوذ کارهاست میدونید یعنی چی ؟ یعنی


تا اکراه برطرف نشه هیچ حقوق و مسولیتی به زندگی من بار نمیشه ینی زندگی رو هوا …


پی نوشت۴: اگه یه روز از تاریکی به روشنایی برم بازم دلم میخد تاریک بنویسم چیزی شبیه آزار و مرض


پی نوشت۵: پژو ۲۰۶ سفید بدون صندوقی تو عسلو پیدا شده آدرس بدید تحویل بگیرید!


پی نوشت۶: اگه گریه بزاره با صدای پویا بیاتی   دانلود کنید لطفاً


پی نوشت۷: خداحافظ نوشتن کار من نیست / آخه کلی باهات ناگفته دارم !


 

موجودی بنام مرد

نوشته شده در برای دلتنگی ام۱۰م شهریور ۱۳۸۹

 


امروز داشتم سیب زمینی سرخ میکردم که یهو این موضوع به فکرم رسید :


مرد … سیب زمینی !! آخه چه ارتباطی میتونن به هم داشته باشن . نه اینکه فکر کنید  مشکلات


شخصی دارم و  وارد این پست کردما نه اصلا و ابداً به چیزایی که میگم اعتقاد دارم . فقط لطفا جنبه


داشته باشید و واقع نگر باشید . به نظرتون من چرا موقع سرخ کردن سیب زمینی یاد نقش مرد در


زندگی افتادم هووم؟؟ خوب معلومه دیگه کافی کمی دقت کنید مردها موجواتی ساده و بدبختن که به


معنای واقعی کلمه گاهی نقششون تو زندگی از یک سیب زمینی هم کمتره . جنس مذکر تو نقشای


مختلف رو تصور کنید ، پدر ، برادر ، همسر و پسر !!! هیچ جنسه مذکری تحمل این همه نقش و نداره و


توی تمام نقشا لنگ میزنه . اگه الان دارید فکر میکنید که نه فلان جنس مذکر تو فلان نقش آدم قابلی


هست با نهایت تاسف باید عرض کنم که این خیالی پوچ بیش نی . جنس مرد طبلی تو خالی است اگر


دقت کرده باشید معمولا از سوم راهنمایی صدایی بلند و ناخوش داره اما کافیه … ای بابا …. بی خیال


میترسم فیلتر شه وبم  خلاصه اینکه از هیچ مردی چیزی به دل نگیرید چون تمام حرفها و حرکاتشون


از روی ناتوانیه که ازش رنج می برن . اما خانوما بیشتر از این لجشون میگیره که عموما میدونن طرف


مقابل کم آورده که داره داد میزنه ، زور میگه ولی خو پیغمبر خدا هم بیاد این مرد تو کتش نمیره که کم


آورده واقعا خیلی مسخره و خنده داره  جالب اینه که خودشونم میدونن و به رو خودشون نمیارن


 نتیجه اخلاقی اینکه : خانوم عزیز جنس مذکر مثل موم تو دستته ، اون هیچ کاری ازش بر نمیاد اگر


تو احساس ناخوشی در ارتباط با یک مرد داری همه و همه از بی عرضگی خودته


 


پی نوشت۱: آخیییییش دلم لک زده بود واسه ضد مرد نوشتن . اولا زیاد مینوشتم تو وب قبلیم


پی نوشت۲: حاضرم کل کل پستی یا کامنتی با آقایون راه بندازم هر کی حاضره ثبت نام کنه بیمه هم


باید پرداخت کنه


پی نوشت۳:  آقا قصد بی ادبی به کسی ندارما سوء برداشت نشود لطفا


پی نوشت۴: در توضیح خط آدر باید بگم بی عرضگی درمون نداره اما ناشی از مهربونی و گذشت الکی


و مزخرف زنانه است .


پی نوشت۵: قالَ خم سلام الله علیه : الرجال ناتاوانون و لا عقلو فی کلهون پس امراتونا لا ناراحتون


از اینکه گزاف نوشخارونً


پی نوشت۶: پلیز دونت بی افرید آف می


پی نوشت۷: اضافه وزن را در این اوضاع و احوال کجای دلم بگذارم پروردگارا


پی نوشت۸: پژو ۲۰۶ سفید بدون صندوقی در عسلو پیدا شده آدرس بدید تحویل بگیرید


پی نوشت۹: با پای خودت رفتی تو تالوی ورود ممنوع چه میشود کرد که نادانیم


پی نوشت۱۰: دی اِند


با تشکر مدیریت پااااااااااااااااارک


 

نوشته شده در برای دلتنگی ام۶م شهریور ۱۳۸۹

 



 



 

سکوت

نوشته شده در برای دلتنگی ام۵م شهریور ۱۳۸۹

 



 


 

بخدا من عزادارم

نوشته شده در برای دلتنگی ام۵م شهریور ۱۳۸۹

 



 


ماه رمضون امسال نتونستم روزه بگیرم


چون هر لحظه ناخودآگاه بغضامو قورت میدم مثل زهر مار میمونه


 تف به این زندگی که تو رو داره من و داره این احساس مزخرف رو داره


 میخام بغضامو، داغمو فریاد بزنم میخام عزاداری کنم واسه تو واسه خود نمیشه نمی زارم اونقدری که


این مصیبت برام بزرگه عزاداری کنم!


 


پی نوشت: چقدر تلخم این روزها


 

سفرنامه – قسمت اول

نوشته شده در برای دلتنگی ام۳م شهریور ۱۳۸۹

 


فصل اول : ایران- شلمچه


ساعت ۴ حرکت بود ما تا ۴ داشتیم تو خیابون عاشوری دنبال شرکت زیارتی حضرت زینب میگشتیم هی


تو دلم می گفتم نکنه جا بمون خلاصه یه دور کل عاشوری و گشتیم تا فهمیدیم همین اول خیابونه


پیش سر خروسه هست  ها همونجا بود ولی خو همه سوار شده بودن و من شانس آوردم دختری


تنها و بی کس بودم و آقایون منو یه ردیف جلوتر از بوفه جا دادن اما ۲ تا صندلی داشتم یکی خودم


یکی هم همسفر خیالی ام  خو چکار کنم تنهایی حوصله ام سر می رفت واسه همین تو خیالم هی


حرف میزدم ! جلو یه آقایی نشسته بود که همه اش کتاب میخوند ، سمت راستم دوتا خانوم بودن که از


اول تا آخر هی غر میزدن با تلفنم زیاد و بلند حرف میزدن . پشت سرم هم رو بوفه ۲ آقای جوون بودن که


یکی نامزد داشت و مداح بود یکی هم می خواست زنشو طلاق بده  آمارشونو درآوردم خو  .


حالا به کوتاه نوشتام توی مسیر بوشهر تا شلمچه دقت کنید : ۱- ای آب فرات از کجا میایی ، آلوده و


ناپاک تو چرا میایی ؟  ۲- هدف دوست داشتنی مشکلات رو آسون میکنه ۳- سرم درد گرفتا چراغو


خاموش کن ۴- لالایی با صدای نظار قطری  ۵- آبمیوهه تاریخ مصرفش گشته ! ۶- وضو بگیرید در


وضوخانه ای که آب ندارد  ۷- ما موتور سواریم فقط مونده تک چرخ بزنیم ( اینو همون گفت که میخواست


زنشو طلاق بده آخه رو موتور نشسته بود دیگه  ) ۸- وقتی دردی داری که نمیشه به کسی گفت


چکار باید کرد آیا ؟   ۹- عجب دنیای وارونه ای استارت میزنه خاموش میشه   ۱۰- یه آقایی


از پشت عارق زد یه خانومی گفت بوش   ۱۱- یه خانومی میزنه زیر خنده آقاهه میگه این خنده بود


یا گریه ؟   ۱۲- روحانی که پیرمرد ۷۰ ساله رو به صیغه کردن زنا تشویق میکنه   ۱۳- آبمیوه


ها طلسم شده بدمزه است


ساعت ۲ نیمه شب رسیدیم شلمچه . تا حالا دم مرز نرفته بودم  ملت تو حسینیه شهداء شلمچه


گروه گروه با کارواناشون نشسته بودن و منتظر که نوبتشون بشه اتوبوسا بیان تا حرکت کنن . آقا ما بعد


نماز صبح و زیارت عاشورا گفتیم یه چرت بزنیم  همونجا دراز کشیدم کنار چمدونم پیشه بقیه ( کاروان


حضرت زینب ) چشمام گرم شده بود که احساس کردم یکی داره آواز میخونه اول فکر کردم دارم خواب


میبینم مث کتاب کنار هم خوابیده بودیم چادرمو زدم کنار این ورم که یه خانومی خوابیده بود رو مو کردم


اون ور دیدم بله یه پیرمردی کنارم خوابیده داره آواز میخونه . ساعت ۱۰:۳۰ بود که رفتیم سوار اتوبوس


شدیم که بریم مرز . خلاصه بگم که در گرمای نقطه جوش همراه با چمدانهامون با پای پیاده تا از بازرسی


این آمیریکاییا و عربا راحت شدیم ساعت ۱ ظهر شد که رسیدیم به اتوبوسای عراقی که ما رو تا نجف


می بردن .


فصل دوم : نجف- سامرا


غروب به نجف رسیدیم و بعد از استقرار تو هتل یا همون فندوق عربا  با آب جوش غسل زیارت کردیم


 و رفتیم حرم حضرت علی (ع)  آدم باورش نمیشه که واقعا اونجاست مثل خوابه  خلاصه میگم


که بلاگفا گیر نده و گمرکی نگیره ازم  ها دیگه اون هی برقا قطع میشد از شیر آب سرد آب جوش


می اومد که من به هم اتاقیام که یه پیر زن با دختر ۴۳ سالش بود پیشنهاد دادم صبحا با آب دوش جای


درست کنه ولی نمی دونم چرا قبول نکرد  . فردا عصر رفتیم  زیارت حرم مسلم بن عقیل و مسجد


سهله  و خانه حضرت علی ( چه خونه دلبازی هم داشته )  . فردای اون روز رفتیم مسجد کوفه ، این


مسجد از مقدس ترین جاهای دنیاست چون از آدم تا خاتم اونجا بودن و نماز بجا آوردن یه عالمه مقام


اونجا بود مقام پیامبران و امامان زیادی ، از جمله حضرت ابراهیم ، حضرت نوح ( و جایی که کشتی نوح


به گل نشسته بود ) ، حضرت محمد (ص) حضرت ادریس ، حضرت آدم ، امام صادق ، امام سجاد و …


خیلی زیاده کلا اونجا ۷۲ رکعت نماز داره یعنی تو هر مقامی ۲ تا ۴ رکعت نماز داشت ما از ساعت ۴ عصر


که اونجا رسیدیم تا بعد از نماز مغرب مشغول نماز خوندن بودیم کلا ۳۷ رکعت بیشتر نشد همه رو


نخوندیم اصلا هم خسته نشدیم چون دسته جمعی بودیم خیلی حال داد .  ( مسجد سهله هم


تریبا مثل مسجد کوفه مقام زیاد داشت اونجا هم نماز زیاد خوندیم از همه اش منحصر به فرد تر جایی بود


که امام زمان اونجا غیبت کرده بودن صغری و کبری شو نمیدونم  .


میدونم اصلا خسته نشدین از خوندن پس ادامه میدم  بعد از ۲ روز و ۳ شب ساعت ۴ صبح حرکت


کردیم سمت سامرا مسیر خیلی سخت ، طولانی و خسته کننده ای بود و گرما بیداد میکرد کولرهای


اتوبوس اصلا خنک نمی کرد و آب جیره بندی بود البته من که جیره ای بودنشو حس نکردم چون تا میگفتم


تشنه امه ۶۰ نفر بهم آب تعارف میکردن  کلا چون از همه کوچیکتر بودن زیادی هوامو داشتن


بابا اینا گفتن من تنها برم تا یه کم از لوس بودنم کم شه نفهمیدن اونجا لوس تر میشم  . ظهر


رسیدیم سامرا خیلی حرم و صحن غریبی بود بعد از انفجارهایی که اونجا شده بود بیشتر شبیه مخروبه


بود تل بزرگی از خاک و سنگ دم در ریخته شده بود و ضریح رو با چوب و پارچه سبز پوشانده بودن و در


حال مرمت و تعمیر اونجا بودن . به ما گفتن که زیاد نمونین زیارت کنید تا زود برگردیم چون اصلا امنیت


نداره . مکانهای زیارتی سامرا ۱- حرم امام هادی و امام حسن عسکری پدر امام زمان ۲- مرقد نرجس


خاتون مادر امام زمان و مرقد عمه امام زمان ۳- سرداب امام زمان که قسمتی از خانه امام حسن


عسکری بوده که بعد از ایشان به فرزندشان حضرت مهدی رسیده .


حرکت به سمت بغداد …


اینکه سمیه تو بغداد چکار کرد و اینا رو در هفته های آینده دنبال کنید تا برنامه بعد


خداحافظ همین حالا


پی نوشت : هر کی پستمو کامل نخونه خره


پی نوشت۲: همه ما عزاداریم – گمشده و خونریزیم !


پی نوشت۳: بهترین خریدار ۲۰۶ های خائن ۰۹۱۷۶۴۴ …..  !!


 

دیوار

نوشته شده در برای دلتنگی ام۲۷م مرداد ۱۳۸۹

 



تو سرم درد شدیدی حس می کردم ، رو پیشونیم عرق سرد نشسته بود ، چشمام و ابروهام مثل اخم


بهم گره خورده بودن ، انگار چشمام پر از آب بود چون همه چیز و مات می دیدم ، تنم داغ کرده بود ،


دستمو به دیوار گرفتم خدا رو شکر که اون موقع دیوار اتاقم بود وگرنه باید روی زمین مثل مارهای زخمی


می خزیدم . مثل کسایی که چاقو تو شکمشون فرو رفته باشه خم و با چشمای وق زده و مات و گونه -


های خیس با دیوار جلو می رفتم ، رسیدم پشت پنجره باد پرده های توری و سفید رو تکون می داد ،منم


تکون می داد اما من دیوار رو داشتم . نفسهام به شماره افتاده بود و دهنم  قفل شده بود ، چیزی که


پشت پنجره می دیدم مثل خوابهای عجیب و غریبی بود که سالها هر شب تکراری می دیدم ! یه عابر


داشت توی مه و تاریکیه کوچه می رفت !! چشمامو بستم بعد حس کردم یه رودخونه از چشمام رو تنم


جاری شد ، نفس عمیق که می کشیدم به جای بازدم چشمه ی چشمام خروشان تر می شد . اون


لحظه یه آغوش می خواستم ، خودمو کشوندم گوشه دیوار و دیوار های اتاق من رو سخت در آغوش


گرفتند ، چه آسون ، چه راحت خوابم برد ، راحت تر از شبهایی که نرفت خوابم برد !!!


 


پی نوشت۱: هیچ کس نمیدونه من از چی ناراحتم حتی خودم !


پی نوشت۲: وقتی باد درختا رو تکون میده میرم تو رویا چشمام ریز میشه ، قلبم کند میزنه ، دستام


میلرزه ، پاهام آهسته میره ، نبضم نمیزنه ، پلکم نمیپره !


پی نوشت۳: شاید پست بعدی راجع به سفر کربلا نوشتم .


پی نوشت۴: حالم خوش نی ، چشمامو که میبندم دوتا چشم چراغ میبینم که تو تاریکی و خلوت جاده


داره دور میشه !


پی نوشت۵: فحشی که از ته دل دادم : هوسباز آشغال !!!!


پی نوشت۶: دنبال رضایت و لیاقت  نباشید آخره آخرش بهت میگن انتخابت اشتباه بود اون لایق نبود !


پی نوشت۷:


ماده ۲۱۷ ق.م.ا ( قانون مجازات اسلامی ) : هرگاه جراحتی که نفر اول وارد کرده مجروح را در حکم مرده


قرار داده و تنها آخرین رمق حیات در او باقی بماند و در این حال دیگری کاری را انجام دهد که به حیات او


پایان بخشد اولی قصاص می شود و دومی تنها دیه جنایت بر مرده را می پردازد .


تنیجه : هیچی دیگه پولداری دیه رو میدی بعد واسه خودت راست راست میگردی !


پی نوشت۸: دکتر بهم گفت یه چیزایی یادم میده که زندگی کنم !


 

دستهای خالی

نوشته شده در برای دلتنگی ام۲۰م مرداد ۱۳۸۹

 



 


پی نوشت : بخاطر من ؟


 

Can’t Wish it all away

نوشته شده در برای دلتنگی ام۱۹م مرداد ۱۳۸۹

“You hold the answers deep within your own mind.

شما سوالات رو درست در اعماق ذهنتون نگه میدارین
Consciously, you’ve forgotten it.

و با آگاهی کامل فراموش می کنین
That’s the way the human mind works.

که این همون طریقی هست که ذهن انسان کار می کنه
Whenever something is too unpleasant, to shameful for us
to entertain, we reject it.

هروقت که یک چیز برامون نا خوشایند و دردناکه اون رو پس می زنیم
We erase it from our memories.

اون رو از ذهنمون پاک  می کنیم
But the imprint is always there.”

ولی اثرش برای همیشه باقی می مونه

(Can’t wash it all away)

نمیتونم پاکش کنم
(Can’t Wish it all away)

نمیتونم آرزو کنم که از بین بره
(Can’t hope it all away)

نمیتونم امیدی داشته باشم  که از بین بره
(Can’t cry it all away)

نمیتونم بخوام از بین بره

The pain that grips you

اون دردی که محکم بهت چسبیده
The fear that binds you

اون ترسی که گرفتارت میکنه
Releases life in me

زندگی رو در من رها می کنه
In our mutual
Shame we idolize

و با شرم دو طرفه ای که ما میپرستیمش
To blind them from the truth

تا از حقیقت ناپدیدشون کنیم
That finds a way from who we are

راهی رو که از اون چیزی که خودمون هستیم پیدا خواهد کرد
Please don’t be afraid

تورو خدا نترس
When the darkness fades away

وقتی تاریکی محو میشه
The dawn will break the silence

و طلوع خورشید سکوت رو خواهد شکست
Screaming in our hearts

سکوتی رو که در درون قلبمون فریاد می کشه
My love for you still grows

عشق من نسبت به تو هنوز داره بیشتر و بیشتر میشه!
This I do for you

و این تمام کاریه که میتونم برات بکنم
Before I try to fight the truth my final time

قبل از اینکه برای آخرین بار با حقیقت بجنگم

“We’re supposed to try and be real.

ما مثلا باید سعی کنیم تا افراد حقیقی باشیم
And I feel alone, and we’re not together. And that is real.”

و من احساس تنهایی می کنم.ما باهم نیستیم و این، اون حقیقته!

Can’t wash it all away

نمیتونم پاکش کنم
Can’t wish it all away

نمیتونم آرزو کنم که از بین بره
Can’t cry it all away

نمیتونم بخوام از بین بره
Can’t scratch it all away

نمیتونم (از ذهنم) پاکش کنم

Lying beside you

درست در کنارت دراز می کشم
Listening to you breathe

به نفسهات گوش میدم
The life that flows inside of you

به زندگی که در درونت جریان داره
Burns inside of me

زندگی که در درون من می سوزه!
Hold and speak to me

من رو در آغوش بگیر و با من حرف بزن!
Of love without a sound

با من حرف بزن راجع به عشقی که بی صداست
Tell me you will live through this

و به من بگو که تا عبد درونش زندگی خواهی کرد
And I will die for you

و اون موقست که برات خواهم مرد
Cast me not away

من رو از خودت ترد نکن!
Say you’ll be with me

بگو که با من خواهی ماند
For I know I cannot
Bear it all alone
و این کاریه که میدونم به تنهایی نمیتونم تحملش کنم
“You’re not alone, honey.”

عزیزم، تو تنها نیستی!
“Never… Never.”

هیچ وقت. . .هیچ وقت. . . !

Can’t fight it all away

نمیتونم باهاش بجنگم
Can’t hope it all away

نمیتونم بهش امیدی داشته باشم
Can’t scream it all away

نمیتونم با فریاد زدن از بین ببرمش
It just won’t fade away, No,no, no ,no.

چون اصلا محو نمیشه، نه، نه، نه، نه

Can’t wash it all away

نمیتونم پاکش کنم
Can’t wish it all away

نمیتونم آرزو کنم که از بین بره
Can’t cry it all away

نمیتونم بخوام از بین بره
Can’t scratch it all away

نمیتونم (از ذهنم) پاکش کنم

(Can’t fight it all away)

نمیتونم باهاش بجنگم
(Can’t hope it all away)

نمیتونم امیدی داشته باشم که از بین بره
Can’t scream it all away

نمیتونم با فریاد از بین ببرمش
Ooh, it all away

آه، از بین بره
Ooh, it all away

آه، از بین بره
(It all away)

از بین بره
“But the imprint is always there. Nothing is ever really forgotten.”

اما اثرش برای همیشه به جا خواهد موند، هیچ چیز برای همیشه از ذهن آدم پاک نمیشه! ! !
“OhT God! please don’t hate me!. . .”

آه خدای من.تورو خدا از من متنفر نباش

“Because I’m dying too.”

چون منم دارم می میرم
“Because I’m dying too.”

چون منم دارم می میرم
“Because I’m dying too.”

چون منم دارم می میرم
“Because I’m dying too.”

چون منم دارم می میرم

“Because I’m dying too.”

چون منم دارم می میرم

پی نوشت۱: حوصله نوشتن ندارم فعلا اینو داشته باشید تا بعد !

پی نوشت۲: از دوستام بخاطر زحمتی که کشیدن هم قبل از سفر و هم بعد از اون و اومدن پیشم خیلی ممنونم.

پی نوشت۳: دانلود آهنگ بالا از اوانسنس

Charlie Sheen to Wife Brooke Mueller: I’ll Kill You



August 10, 2010 – ۶:۴۴ am | By foxnewsonline@foxnews.com | Posted in Uncategorized | Edit | Comments Off

Cheney Released From Hospital After Surgery

August 10, 2010 – ۶:۴۴ am | By foxnewsonline@foxnews.com | Posted in Uncategorized | Edit | Comments Off

BP Resumes Relief Well’s Permanent Plug

August 10, 2010 – ۶:۴۴ am | By foxnewsonline@foxnews.com | Posted in Uncategorized | Edit | Comments Off

Christian Charity Plans to Stay in Afghanistan- Clinton ‘Heartbroken’ Over Loss of Workers

August 10, 2010 – ۶:۴۴ am | By foxnewsonline@foxnews.com | Posted in Uncategorized | Edit | Comments Off

N.C. Man Accused of Killing Teen With Stone

August 10, 2010 – ۶:۴۴ am | By foxnewsonline@foxnews.com | Posted in Uncategorized | Edit | Comments Off

Is Google Watching Your Backyard?

August 10, 2010 – ۶:۴۴ am | By foxnewsonline@foxnews.com | Posted in Uncategorized | Edit | Comments Off

Hawking: Abandon Earth or Face Extinction

August 10, 2010 – ۶:۴۴ am | By foxnewsonline@foxnews.com | Posted in Uncategorized | Edit | Comments Off

Mosque Project Raises Concerns in Tenn.- YOU DECIDE: Want Religious Center Near You?

August 10, 2010 – ۶:۴۴ am | By foxnewsonline@foxnews.com | Posted in Uncategorized | Edit | Comments Off

U.S., Russia Simulate Terror Attack in Sky

August 10, 2010 – ۶:۴۴ am | By foxnewsonline@foxnews.com | Posted in Uncategorized | Edit | Comments Off

Smog Killing 700 a Day in Moscow

August 10, 2010 – ۶:۴۴ am | By foxnewsonline@foxnews.com | Posted in Uncategorized | Edit | Comments Off

↓ Further Information