همه نوشته ها در برگریزان

سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت

نوشته شده در برگریزان۵م مرداد ۱۳۸۹

به جز حریم تو بر من حرام عشق

نوشته شده در برگریزان۲م مرداد ۱۳۸۹

درد پنهان به تو گویم که خداوند منی

نوشته شده در برگریزان۲۴م تیر ۱۳۸۹

شیطان

نوشته شده در برگریزان۲۳م تیر ۱۳۸۹

در غریبی و فراق و غم دل پیر شدم

نوشته شده در برگریزان۱۱م تیر ۱۳۸۹

دور از رخ تو چشم مرا نور نماندست

نوشته شده در برگریزان۱۰م خرداد ۱۳۸۹

گفتم خرابت میشوم…گفتا تو آبادی مگر…؟

نوشته شده در برگریزان۳۰م اردیبهشت ۱۳۸۹

اگر من ضعیفم پناهم قوی است

نوشته شده در برگریزان۱۸م اردیبهشت ۱۳۸۹

بر شما بگذشت و بر ما هم گذشت

نوشته شده در برگریزان۱۰م اردیبهشت ۱۳۸۹

حاصلم دوش بجز ناله شبگیر نبود

نوشته شده در برگریزان۶م اردیبهشت ۱۳۸۹

ای مرگ بیا که زندگی ما را کشت

نوشته شده در برگریزان۵م اردیبهشت ۱۳۸۹

ای دعا از تو اجابت هم ز تو

نوشته شده در برگریزان۲م اردیبهشت ۱۳۸۹

پس از مرگ جوانان گل مماناد

نوشته شده در برگریزان۲۴م فروردین ۱۳۸۹

جهان بر آب نهادست و زندگی بر باد

نوشته شده در برگریزان۲۰م فروردین ۱۳۸۹

فکری بکن که خون دل آمد ز غم به جوش

نوشته شده در برگریزان۱۶م فروردین ۱۳۸۹

راه او ز علی می گذرد

نوشته شده در برگریزان۱۳م فروردین ۱۳۸۹

چون پیاله دلم از توبه که کردم بشکست

نوشته شده در برگریزان۱۱م فروردین ۱۳۸۹

امشب دیگر ماه هم نیست

نوشته شده در برگریزان۹م فروردین ۱۳۸۹

بگو کجایی تا بجویم نامت را

نوشته شده در برگریزان۵م فروردین ۱۳۸۹

سالی که نکوست از نگاهی دیگر..

نوشته شده در برگریزان۲۵م اسفند ۱۳۸۸