همه نوشته ها در ابوحنانه — صفحه 2

سفر به جا مانده ای از ایران ۱

نوشته شده در ابوحنانه۲۹م تیر ۱۳۸۹

تاجیکستان را برای اولین سفر آسیای میانه انتخاب کرده بودم یکی از دلایل آن فارسی زبان بودن این کشور بود و دلیل دیگر آن نیز نزدیکی فرهنگ مردم این منطقه با کشور خودمان بود و دلیل دیگر این بود که می خواستم کشورهای جدا شده از ایران را از نزدیک ببینم و با فرهنگ آنها و تغییرات فرهنگی آنها بیشتر آشنا شوم .

با پرواز تاجیک ایر حدود ۲ ساعت در آسمان بودیم تا به شهر دوشنبه پایتخت جمهوری تاجیکستان رسیدیم . پرواز راحتی بود و چندین بار طی پرواز از سوی خدمه مورد پذیرایی قرار گرفتیم .

صحبت های خدمه پرواز که فارسی تاجیکی صحبت می کردند گاهی باعث نشاط خاطر مسافران ایرانی می شد چرا که مثلاً می گفتند : لطفاً از جای خود بر نخیزید ، هواپیما می خواهد خیزش کند یا کرسی های ( صندلی ها) خود را به حالت اولیه بر گردانید و … .

به فرودگاه دوشنبه وارد شدیم . فرودگاه کوچکی بود . 

به زودی

نوشته شده در ابوحنانه۲۲م تیر ۱۳۸۹

سفر به سرزمین تاریخ و تمدن ایران زمین و همچنین سفر به کشورهای آسیای میانه برای ردیابی نفوذ و ماندگاری فرهنگ و هنر ایران زمین در سرزمین آبا و اجدادیشان از پست های آتی من است. پذیرای شما خواهم بود.

منتظر شما خواهم ماند.

هر سال دریغ از پارسال

نوشته شده در ابوحنانه۹م تیر ۱۳۸۹

کاخ سعد آباد را نرفته بودم ، تصمیم گرفتم که بازدیدی از آنجا  داشته باشم .


ارزش رفتن و دیدن داشت ، به خصوص که مجموعه سعد آباد در یکی از بهترین نقاط آب و هوایی تهران بنا شده و مجموعه ای بی نظیر از درختان با سن بالا در آن موجود است  ، اگر نرفته اید پیشنهاد می کنم حتماً بروید .


خارجیان زیادی هم برای بازدید از این کاخ مراجعه می کنند . روزی که رفته بودم  حدود ۸۰ نفر از دانشجویان کرد عراقی که در رشته تاریخ درس می خواندند از شهر سلیمانیه به آنجا آمده بودند ، این مجموعه برای آنها جالب بود ولی یک موضوع که مرا بسیار ناراحت کرد و در سوالات دانشجویان کرد عراقی هم  بیان شد این بود که چرا سفره هفت سین شما که اینهمه بازدید کننده دارد اینگونه است؟ مگرسفره هفت سین سمبل جشن ملی و سنتی ایرانی نیست؟


جوابی برای آنها نداشتم به جزء اینکه بگویم : در حال تعمیرات هستند!


 در جلوی کاخ ملت ( کاخ سفید) مجموعه سفره هفت سینی گذاشته اند که به نظر در حال تعمیر می آید ولی اینگونه نیست ، سفره هفت سین، نماد فرهنگ ایرانی ، بسیار کثیف ، نامنظم ، بعضی از پایه ها شکسته و مهمتر از آن قرآن وسط سفره در معرض باد و باران (کتاب قران ساخته شده که یا مقلب القلوب  به روی آن نوشته شده) قرار دارد ،  گلدان های گل شکسته و گل ها خشک شده بودند در کل چیزی که به نام سفره هفت سین قرار داده بودند اگر جمع می شد ، آبرومندانه تر بود ، نبود؟


حرفی برای آدم باقی نمی ماند جز ” هر سال دریغ از پارسال”!


 


 

آقا تو مسئولی!

نوشته شده در ابوحنانه۲۴م خرداد ۱۳۸۹

اینجا کنسولگری  ییلاقی انگلستان در منطقه سر تل ( sare -tol) بوشهر می باشد که در حال حاضر بخشی از آن به عنوان موزه دریانوردی است .

این عمارت بسیار بزرگ و زیبا که در زمان حضور نیروهای انگلیسی در بوشهر مورد استفاده قرار می گرفته بعدها به نیروی دریایی ارتش واگذار شد و تا سال ها این نیرو از آن در بخش های اداری خود استفاده می نمود تا اینکه میراث فرهنگی بر این ساختمان دست گذاشت و ….. .

میراث فرهنگی مشغول به کار شد و در ابتدا  نمای این ساختمان زیبا و قدیمی را با کامپوزیت کار کرد! ( واقعاً خنده داره ولی در عکس های زیر مشاهد می نمائید) و مشغول نابود نمودن این بنای زیبا بود که کار از سوی میراث فرهنگی کشور متوقف شد ، کار خرید ساختمان از نیروی دریایی ارتش نیز منتفی گردید و ساختمان به این زیبایی که هنوز شومینه ها ، درب های چوبی و پلکان های چوب گردو  و… آن کاملاً سالم به جا مانده اند به حال خود رها گردیده است .

از این موارد در کشور ما به وفور یافت می شود ولی نمی دانم آیا کسی هست که ایرانی باشد و با تاریخ این مرز و بوم مشکل داشته باشد ؟ یعنی بخواهد که مستندات تاریخی موجود نباشد؟

هر کس را می بینی به نوعی از تاریخ این سرزمین سخن می گوید که گویی تنها ترین مدافع تاریخ ایران زمین است ولی پای عمل که می رسد همگان لنگ می زنند ، به هر حال ما نتوانستیم کسی را گیر بیاوریم و بگوئیم :  آقا تو مسئولی ، شما چطور؟

کار شرع، کار درهم و دینار نیست

نوشته شده در ابوحنانه۱۲م خرداد ۱۳۸۹

همیشه از خواندن اشعار پروین اعتصامی لذت می بردم و دیوان این شاعره گرانقدر را بارها و بارها خوانده ام ولی همیشه برایم تازگی خاص خودش را دارد ، شاید یکی از دلایلش درونمایه  اجتماعی اشعار این شاعره فقید می باشد.

اینها را گفتم تا به این موضوع برسم که طرح مبارزه با بد حجابی که مدتی است در کشور ما راه افتاده در حال پیگیری است ، کاری به درستی یا نادرستی این طرح ندارم و دوست هم ندارم در این خصوص اظهار نظر نمایم ، اما در جایی مطلبی خواندم که از قرار معلوم افراد بدحجاب را بنا به نوع آن با مبالغی جریمه می کنند ، برایم جالب بود و به یاد این بیت شعر از پروین اعتصامی افتادم که  : 

گفت: دیناری بده پنهان و خود را وارهان

گفت: کار شرع، کار درهم و دینار نیست

پس بهتر دیدم کل شعر مست و هوشیار را برای علاقمندان بیاورم که بهره فراوانی از این شعر زیبا ببرند ، به نظر من که شعر بسیار جالب و پرمعنایی است.

محتسب، مستی به ره دید و گریبانش
گرفت

مست گفت ای دوست، این پیراهن است،
افسار نیست

گفت: مستی، زان سبب افتان و خیزان می‌روی

گفت: جرم راه رفتن نیست، ره هموار
نیست

گفت: می‌باید تو را تا خانه قاضی برم

گفت: رو صبح آی، قاضی نیمه شب بیدار
نیست

گفت: نزدیک است والی را سرای، آنجا
شویم

گفت: والی از کجا در خانه خمار نیست

گفت: تا داروغه را گویم ، در مسجد
بخواب

گفت: مسجد خوابگاه مردم بدکار نیست

گفت: دیناری بده پنهان و خود را وارهان

گفت: کار شرع، کار درهم و دینار نیست

گفت: از بهر غرامت، جامه‌ات بیرون
کنم

گفت: پوسیده ست، جز نقشی ز پود و تار
نیست

گفت: آگه نیستی کز سر در افتادت کلاه

گفت: در سر عقل می‌باید، بی کلاهی عار
نیست

گفت: می بسیار خوردی، زان چنین بیخود
شدی

گفت: ای بیهوده گو، حرف کم و بسیار
نیست

گفت: باید حد زند هوشیار مردم، مست
را

گفت: هوشیاری بیار، اینجا کسی هوشیار
نیست

 

من مالباخته ام ، هوش سیاه کجاست؟

نوشته شده در ابوحنانه۳م خرداد ۱۳۸۹

روز گذشته به خوشحالی و میمنت باطری ماشینم را در روز روشن و در مسیر پر تردد جلوی شرکت به سرقت بردند .

جالب اینجاست که جناب دزد با فرصت کافی و اطمینان از اینکه هیچ مشکلی ممکن نیست برایش بوجود آید با حوصله تمام به باز کردن پیچ ها اقدام نموده  و در پایان اثر روغنی انگشت مبارکش نیز بر روی درب موتور به جای مانده است .

سرعت عمل پلیس ۱۱۰ نیز در این زمان در نوع خود بی نظیر بود ، پس از ۲۳ بار تماس ناموفق با ایشان بالاخره با تماس یکی از دوستان این پلیس بعد از ۴۳ دقیقه در محل حاضر و به شنیدن صحبت های من پرداختند و پس از به نتیجه نرسیدن محل را ترک نمودند.

پلیس محترم فرمودند که با اثر انگشت به جای مانده به دلیل عدم در اختیار داشتن وسایل کافی ، نمی توانیم برای شما کاری کنیم! و شما می بایست پس از شکایت در دادگاه و سپس مراجعه به اداره آگاهی تقاضای انگشت نگاری کنی!!

جالب ترین بخش این قضیه اینجاست که در این مکانی که ما ماشین را پارک می کنیم ، در فاصله کمتر از چند ماه سرقت های زنجیره ای برای خودرو دیگر همکاران نیز اتفاق افتاده است و حتی چند خودرو نیز به سرقت رفته و در این فاصله حدود ۱۰۰ متری ، این سارق محترم پلیس را مبهوت هنرنمایی های خود نموده است!!

به هر حال شاید انتظار ما بالاست و پس از دیدن سریال هوش مصنوعی که در آن پلیس با سرعت عمل های جانانه و گرفتن نیابت قضایی های آنی و فکر های خلق الساعه و …  مجرمین را به دام می انداخت ، توقع ما نیز بالار فته است .

به هر حال من مالباخته ام ، هوش سیاه کجاست؟


مرگ تدریجی و پلیس!

نوشته شده در ابوحنانه۲۰م اردیبهشت ۱۳۸۹

۱- روز گذشته در شهر کرج پشت چراغ قرمز ایستاده بودم که پلیس یک کامیون یخچال دار را به کنار خیابان فراخواند و پس از ایستادن کامیون از او برگ معاینه فنی را درخواست کرد ، راننده کامیون هم آن را نشان داد و پلیس رفت ، چراغ سبز شد و کامیون سریع شروع به حرکت کرد ، دود بسیار غلیظی فضا را در بر گرفت و تمام آلودگی از پنجره های باز ماشین به داخل آمد .

۲- هر روز در خیابان و جاده برخورد داریم با خودروهایی که بسیار دودزا هستند و حال آدم از این دود های غلیظ و آلوده به هم می خورد .

۳- چندی پیش در شهر اصفهان پشت چراغ قرمز ایستاده بودم ، یک موتور سوار به نزدیک خودروی مینی بوس قرمز رنگ قدیمی آمد و به راننده آن گفت : برگ معاینه فنی نمی خی؟! تعجب کردم که چگونه برای جلوگیری از تردد بی مورد خودروها به مراکز معاینه  فنی ، مراکز را برای بازاریابی به خیابان ها آورده اند؟!

۴- پلیس گاهی اوقات در جاده های کشور در گوشه ای کمین می کند تا اگر راننده ای خلاف کند ، بعد از خلاف او را جریمه نماید ، یعنی همان گاهی اوقات را نمی آید آشکار باشد که تا شاید راننده  همان یک خطا را نیز در آن لحظه انجام ندهد هر چند که جلوگیری از خلاف و … در رانندگی برای سلامت رانندگان و دیگر مردم می باشد ولی نمی دانم که چرا همین آقایان پلیس هزاران خودرویی ( سبک و یا سنگین) را که اینهمه دود می کنند و برای جان میلیون ها نفر از افراد جامعه مضر و به مثابه استشمام سم می باشد و مرگ تدریجی را به همراه دارد جریمه ای را در نظر نمی گیرند و به راحتی از کنار آن می گذرند؟

اینبار به این خودروهای دود زا و عکس العمل پلیس بیشتر توجه کنید .

قونقا باشی

نوشته شده در ابوحنانه۱۴م اردیبهشت ۱۳۸۹

تبریز یکی از شهرهای بسیار زیبا و تاریخی کشورمان می باشد که جاذبه های بسیار زیادی برای دیدن دارد چه تاریخی و چه تفریحی .

یکی از جاهایی که در سفر تبریز همیشه به آن سر می زنم “قونقا” است .قونقا یا تراموا گونه ای از قطار شهری است که ۱۷۵ سال قبل ابتدا در اتریش و به طور همزمان در روسیه به کار افتاد. سپس در سراسر دنیا متداول شد.

 تبریز که نخستین شهری در ایران بود که صاحب چنین سیستم حمل و نقل شهری شد و راه اندازی آن به حدود دوران جنگ جهانی اول سال ۱۲۸۰ شمسی باز می گردد .

«قونقاباشی» نام محل و میدانی در تبریز است که در ضلع جنوب غربی باغ گلستان در اول خیابانی واقع شده است که منتهی به ایستگاه راه آهن می شود. این میدان مبدا حرکت تراموا بود.

خط واگن اسبی تبریز ، برای انتقال مسافران از شهر به »واغزال« (ایستگاه راه آهن) ، که در بیرون از شهر و در سمت غرب قرار داشت احداث شده بود . واغزال ، نام روسی ایستگاه راه آهن تبریز – جلفا است که در فاصله سال های ۱۲۹۵-۱۲۹۰ ش(۱۹۱۶-۱۹۱۱ م) ، با سرمایه بانک اسقراضی روس احداث شد . واژه های »قونقا باشی« و »واغزال« هنوز هم در گفتگوی روزمره مردم تبریز به کار می رود. از این پس تبریزی ها هر وقت از میدان قونقا عبور کنند تبلور یاد و خاطره گذشته میدان را با استناد به هویت تاریخی آن خواهند دید.

در هر سفر به تبریز و ورود به این اثر بنا شده تاریخی ، به قدری خود را در گذشته حس می کنم که تا کنون در هیچ کجای دیگر چنین حسی را نیافته ام ، مجسمه های موجود در این قطار به قدری زنده هستند که انسان خود را چند دهه عقب تر می بیند ، پسرکی که خود را به صورت قاچاقی به قطار آویزان کرده ، مردی که برای رسیدن به قطار می دود ، روشنفکری که  مشغول خواندن روزنامه است و …. .

عکس های زیبایی از سفر تبریز داشتم که متاسفانه به دلیل فیلتر شدن اکثر سایت های آپلود عکس نتوانستم آنها را آپلود نمایم ، چه می شود کرد آپلود سنترها هم فیلتر شده اند و ما دست به سر مانده ایم!




ترمه و بادگیر

نوشته شده در ابوحنانه۵م اردیبهشت ۱۳۸۹

همیشه فکر می کردم که شهر یزد یک شهر
مرده- بی روح و خشک است تا اینکه چند روز پیش یک سفر به این شهر داشتم و نظرم به
کلی عوض شد . تصمیم گرفتم که یکبار دیگر این شهر را برای دیدن انتخاب نمایم چرا که
زیر ساخت های خوبی برای گردشگری در این شهر مهیا گردیده است از مراکز دیدنی و
تاریخی گرفته تا مکان های اقامتی بسیار خوب ، از تاریخی و سنتی و قدیمی گرفته تا
مدرن و جدید. بادگیرهای زیبای این شهر هم که گفتن ندارد بخصوص بادگیر مرتفع باغ دولت ابادش که نسیم بسیار روحنوازی در زیر آن روح آدمی را نوازش می دهد.

جای همگان خالی در یک هتل بسیار زیبا
که قدمتی ۷۰ ساله دارد ( البته در ابتدا هتل نبوده و تغییر کاربری داده شده) سکونت
داشتیم ، هتل ” داد” هتلی سنتی و مدرن بود که واقعاً اقامت در آن را با
قیمت مناسبش به همه دوستان سفارش می کنم.

میدان امیر چخماق یزد و باغ زیبای
دولت آباد نیز از جمله مکان های زیبای یزد بودند که می توان آنها را جزء بازدید
های خود قرار داد .

شیرینی های متنوع و خوشمزه یزد و از
همه مهمتر پارچه
  ” ترمه” یزد را
هم هیچگاه نباید از نظر دور داشت .

زمان من در یزد کم بود و بازدید از
زیبایی ها و دیدنی های آن را به وقتی دیگر موکول می کنم.

عکس های زیر برگ سبزیست که برای
دوستان به ارمغان آورده ام. ایران زیباست قدرش را بدانیم و از دیدنی هایش دیدن کنیم. 

  

   

   

   

   

   

“>

شاهکار مهندسی میراث فرهنگی

نوشته شده در ابوحنانه۲۸م فروردین ۱۳۸۹

این تصاویری ، تصاویری از اولین ناو
جنگی ایران (کشتی پرسپولیس) می باشد که در زمان قاجاریه از کشور آلمان خریداری شده بود و چند سال
پیش از زیر آب بیرون کشیده شد و هم اکنون در موزه دریانوردی بوشهر نگهداری می شود.


   

   

برای دریافت اطلاعات بیشتر و دقیق تر
حتماً به آدرس زیر بروید تا ضمن اطلاعات کامل از این ناوجنگی  ببینید چه بر سر تاریخ ما می آید .

http://www.bona.ir/details.php?id=4426_0_16_0_C