<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>جامعه ی وبلاگ نویسان بوشهر &#187; ابوحنانه</title>
	<atom:link href="http://www.bushehrws.com/feed_author/abushahr/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.bushehrws.com</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Thu, 09 Feb 2012 04:50:31 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3</generator>
		<item>
		<title>وام قرض الحسنه!</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_12494.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_12494.html#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 05 Feb 2012 10:35:44 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوحنانه</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_12494.html</guid>
		<description><![CDATA[این تصویر رو چند روز قبل از یکی از مغازه های شهر اصفهان گرفتم ، خیلی جا خوردم از اینکه چنین مسئله ای [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong>این تصویر رو چند روز قبل از یکی از مغازه های شهر اصفهان گرفتم ، خیلی جا خوردم از اینکه چنین مسئله ای رو دیدم البته مسائل و موارد بسیاری در دور و بر ما وجود دارند که دارای پتانسیل ایجاد ابهام و تعجب بسیاری در مردم می شوند ولی این تصویر به ناگاه ذهن مرا به خود مشغول کرد .</strong></p>
<p><strong>&#8221; اعطا وام قرض الحسنه برای دوخت پرده&#8221; !!</strong></p>
<p><strong>نمی دانم این پول های نفت که بر سر سفره ها آمده ، این پول های اعطایی یارانه ، این همه لطف و بخشش و احسان به مردم چه شده است که آنان را وادار به خرید کردن و نو نمودن وسایل و امکانات منزلشان نمی کند؟! که مغازه دار مجبور باشد با ایجاد مدل های انگیزشی به فروش بیشتر بپردازد!</strong></p>
<p><strong>به راستی مردم مملکتمان را چه شده است؟</strong></p>
<p align="baseline"></p>
<p><strong><img width="491" height="367" src="http://up.vatandownload.com/images/ntj3qoe1dnt3jjgv3b4g.jpg" /></strong></p></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_12494.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>وام قرض الحسنه!</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_12493.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_12493.html#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 05 Feb 2012 10:35:43 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوحنانه</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_12493.html</guid>
		<description><![CDATA[این تصویر رو چند روز قبل از یکی از مغازه های شهر اصفهان گرفتم ، خیلی جا خوردم از اینکه چنین مسئله ای [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong>این تصویر رو چند روز قبل از یکی از مغازه های شهر اصفهان گرفتم ، خیلی جا خوردم از اینکه چنین مسئله ای رو دیدم البته مسائل و موارد بسیاری در دور و بر ما وجود دارند که دارای پتانسیل ایجاد ابهام و تعجب بسیاری در مردم می شوند ولی این تصویر به ناگاه ذهن مرا به خود مشغول کرد .</strong></p>
<p><strong>&#8221; اعطا وام قرض الحسنه برای دوخت پرده&#8221; !!</strong></p>
<p><strong>نمی دانم این پول های نفت که بر سر سفره ها آمده ، این پول های اعطایی یارانه ، این همه لطف و بخشش و احسان به مردم چه شده است که آنان را وادار به خرید کردن و نو نمودن وسایل و امکانات منزلشان نمی کند؟! که مغازه دار مجبور باشد با ایجاد مدل های انگیزشی به فروش بیشتر بپردازد!</strong></p>
<p><strong>به راستی مردم مملکتمان را چه شده است؟</strong></p>
<p align="baseline"></p>
<p><strong><img width="491" height="367" src="http://up.vatandownload.com/images/ntj3qoe1dnt3jjgv3b4g.jpg" /></strong></p></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_12493.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مدارک دانشگاه های انگلیس بی اعتبار شد !!!!!</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_12366.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_12366.html#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 01 Feb 2012 08:05:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوحنانه</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_12366.html</guid>
		<description><![CDATA[آقا زوره ، وقتی ما می گیم زوره مگر تو جرات داری حرف بزنی؟! هر چی می گیم شما باید بگی چشم! اگر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong>آقا زوره ، وقتی ما می گیم زوره مگر تو جرات داری حرف بزنی؟!</strong>
</p>
<p><strong>هر چی می گیم شما باید بگی چشم! اگر نگفتی ، چشمت رو در می آِریم!</strong></p>
<p><strong>قضیه از این قراره بعد از مسائلی که بین ایران و انگلیس رخ داد و منجر به تسخیر سفارت انگلیس شد و از طرفی دیگر انگلیس کارهایی را بر علیه کشور ما انجام داد و &#8230; نمایندگان مجلس به این فکر افتادند که دانشگاه های انگلستان را از حیث مدرک بی اعتبار اعلام نمایند! اما نمی دونم آقازاده هایی که با بورس های دولتی و غیر دولتی! در آنجا درس می خوانند چه کار باید کنند ، تکلیف مردم عادی که روشنه ولی من دلم برای اون آقازاده ها می سوزه!</strong></p>
<p><strong>راستی بخش آخر مصاحبه با حسن غفوری فرد نماینده فعلی مجلس را ببینید :</strong></p>
<p><strong><span>پس از بسته شدن سفارت انگلیس برخی<br />
دانشجویانی که در آنجا تحصیل می کردند نسبت به آینده خود نگران بودند. شما<br />
در شورایعالی انقلاب فرهنگی چه تصمیمی برای آنها گرفتید؟</span></p>
<p>به<br />
جز کشور انگلیس تعداد زیادی هستند که هر سال برای تحصیل به کشورهایی مانند<br />
هند، مالزی می روند برای همین ما درباره چگونگی فعالیت این موسسات در شورا<br />
بررسی هایی را آغاز کردیم. چون فعالیت این موسسات باید مطابق قوانین وزارت<br />
علوم، تحقیقات و فناوری باشد. </p>
<p>از طرفی شنیده می شود فعالیت برخی<br />
موسسات اعزام دانشجو به کشور انگلیس همچنان ادامه دارد در حالی که ما با<br />
کشور انگلیس هیچ ارتباط و مراوده‌ای نداریم و افرادی که برای ادامه تحصیل<br />
به این کشور می روند، دانشجو محسوب نمی‌شوند و مدارکشان نیز توسط وزارت<br />
علوم، تحقیقات و فناوری ارزیابی نمی‌شود.</p>
<p><span>با این حساب برای تطبیق مدارکشان مشکل پیش می آید.</span></p>
<p>بله. قطعا پس از بازگشت به کشور مشکلاتی برای آنها برای تطبیق مدارک به وجود خواهد آمد.</p>
<p><span>پس کسانی که قبلا در این کشور تحصیل کردند چطور؟</span></p>
<p>ما<br />
 با وزارت علوم به اجماع رسیدیم که از امسال بورسیه تحصیل به کشور انگلیس<br />
قطع شود، بنابراین موسسات هم نباید هیچ دانشجویی را به این کشور اعزام کنند<br />
 اما کسانی که قبلا تحصیل کردند مشکلی ندارند و شامل این سیاست نمی شوند.</p>
<p><span>اما مدیر کل بورس و امور دانشجویان خارجی وزارت علوم اعلام کرده بود که امکان تحصیل با هزینه شخصی وجود دارد.</span></p>
<p>وقتی وزارت علوم مدرک دانشگاه های انگلیس را قبول نداشته باشد به نظرم کسی هم تمایلی برای تحصیل پیدا نمی کند.</p>
<p><span>همیشه<br />
 اینگونه نبوده است که هر قطع رابطه سیاسی با خود قطع رابطه علمی به همراه<br />
بیاورد، همانطور که با وجود نبود رابطه سیاسی با آمریکا، هنوز هم در زمینه<br />
علمی ما با این کشور در ارتباط هستیم؟</span></p>
<p>موضوع کشور انگلیس یک<br />
استثنا است که تا اطلاع ثانوی وضع بر همین منوال خواهد بود و دانشجویی از<br />
ایران به این کشور اعزام نخواهد شد. بنابراین دانشجویانی که خواهان ادامه<br />
تحصیل در خارج از کشور هستند با توجه به سیاست‌های جدید وزارت علوم، از این<br />
 پس نباید انگلیس را به عنوان کشور مقصد انتخاب کنند.</strong>
<p><strong><br /></strong></p></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_12366.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بنزین یورو۴</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_12337.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_12337.html#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 30 Jan 2012 04:15:35 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوحنانه</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_12337.html</guid>
		<description><![CDATA[آلودگی هوای تهران بر هیچکس پوشیده نیست . اما این هوا طی چند ماه گذشته آنقدر کثیف و آلوده بود که مطمئناً آمار [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong>آلودگی هوای تهران بر هیچکس پوشیده نیست . اما این هوا طی چند ماه گذشته آنقدر کثیف و آلوده بود که مطمئناً آمار مرگ و میر را افزایش داده بود و یکی از عمده ترین مسائل مرتبط با آلودگی هوای تهران را می توان به تعداد خودروها و نوع بنزین مصرفی آنها دانست .</strong></p>
<p><strong>از وقتی که بنزین های وارداتی ، جای خود را به بنزین های داخلی با کیفیت بسیار پائین دادند ، آلودگی هوا را در اکثر نقاط کشور مشاهده و احساس می کردیم اما مورد مهمی که اینجا می بایست به آن اشاره کرد این است که ورود بنزین یورو۴ درتهران که مصادف شد با بارندگی خوب و همچنین تعطیلی های چند روزه در کشور ، همه و همه دست به دست هم دادند تا به نسبت چند ماه اخیر این روزها هوای آلوده کمتری را استنشاق کنیم ، هر چند که هوا هنوز هم آلوده است اما به نظر می رسد توزیع این بنزین های جدید توانسته از میزان آلودگی ها کم نماید .پس تا الان بنزین یورو۴ نمره خوبی دریافت می کند تا بعد .</strong></p>
<p><strong>امیدوارم که در این باره درست فکر کرده باشم .</strong></p></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_12337.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دلار و تخم مرغ</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_12224.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_12224.html#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 24 Jan 2012 16:05:13 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوحنانه</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_12224.html</guid>
		<description><![CDATA[می گفت دلار رفته بالا ، طلا رفته بالا ، قیمت ملک لحظه ای داره بالا می ره ، مواد غذایی قیمتش رو [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong>می گفت دلار رفته بالا ، طلا رفته بالا ، قیمت ملک لحظه ای داره بالا می ره ، مواد غذایی قیمتش رو کنترل نمی کنند و روز به روز داره می ره بالا و&#8230;. .</strong></p>
<p><strong>گفتم : چرا نگرانی ؟</strong></p>
<p><strong>گفت: به خاطر اینکه زندگی کردن مشکل شده ، نمی تونیم با خیال راحت و بدون استرس زندگی کنیم .</strong></p>
<p><strong>گفتم : ما که در ایران زندگی می کنیم چه ارتباطی با دلار داریم ، دلار پول کفاره!!</strong></p>
<p><strong>گفت : دیوانه تمام دنیا به هم مرتبطند ، تمام کشورها که نمی توانند همه چیز رو تولید کنند و با هم تعامل دارند و از همدیگه خرید می کنند به همین دلیل بالا رفتن قیمت دلار بر خیلی از چیزها تاثیر داره.</strong></p>
<p><strong>گفتم : خوب اینها رو که گفتی مثلاً چه ربطی به تخم مرغ داره؟ تخم مرغ که از خارج نمی آد ، از یه جایی می آد که &#8230; ، پس چرا با بالا رفتن قیمت دلار تخم مرغ بالا می ره؟</strong></p>
<p><strong>گفت: مثل اینکه خیلی از مرحله پرتی ، بابا جون تجهیزات مرغداری که از خارج وارد می شه رو چی می گی؟</strong></p>
<p><strong>گفتم : اصلاً من که به این چیزها کارزی ندارم و سر در نمی آرم ، فقط اینو می دونم که هر چی سرمان می آید از حضور شما حامیان استکبار جهانی هست ، چرا با وجود اینکه پول نفت می آد سر سفره هامون و هر ماه پول به حسابمون می ریزند بازهم شما دارید مسئولین رو مقصر می کنید که ثبات اقتصادی وجود نداره؟</strong></p>
<p><strong>گفت : برو بابا تو هم مثل اینکه اصلاً توی این دنیا نیستی ، بهتره بشینی سر همون سفره و با پول نفت که به دستت می رسه زندگیت رو بچرخونی.</strong></p>
<p><strong>گفتم : پس چی ؟ فکر می کنی اینکار رو نمی کنم؟ ولی راستیاتش از بوی نفت خوشم نمی آد و بوی نفت باعث سردردم می شه ولی چه کار کنم به خاطر اینکه با تو مخالفت کنم مجبورم بوی نفت رو هم تحمل کنم.</strong></p></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_12224.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دلار و تخم مرغ</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_12225.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_12225.html#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 24 Jan 2012 16:05:13 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوحنانه</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_12225.html</guid>
		<description><![CDATA[می گفت دلار رفته بالا ، طلا رفته بالا ، قیمت ملک لحظه ای داره بالا می ره ، مواد غذایی قیمتش رو [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong>می گفت دلار رفته بالا ، طلا رفته بالا ، قیمت ملک لحظه ای داره بالا می ره ، مواد غذایی قیمتش رو کنترل نمی کنند و روز به روز داره می ره بالا و&#8230;. .</strong></p>
<p><strong>گفتم : چرا نگرانی ؟</strong></p>
<p><strong>گفت: به خاطر اینکه زندگی کردن مشکل شده ، نمی تونیم با خیال راحت و بدون استرس زندگی کنیم .</strong></p>
<p><strong>گفتم : ما که در ایران زندگی می کنیم چه ارتباطی با دلار داریم ، دلار پول کفاره!!</strong></p>
<p><strong>گفت : دیوانه تمام دنیا به هم مرتبطند ، تمام کشورها که نمی توانند همه چیز رو تولید کنند و با هم تعامل دارند و از همدیگه خرید می کنند به همین دلیل بالا رفتن قیمت دلار بر خیلی از چیزها تاثیر داره.</strong></p>
<p><strong>گفتم : خوب اینها رو که گفتی مثلاً چه ربطی به تخم مرغ داره؟ تخم مرغ که از خارج نمی آد ، از یه جایی می آد که &#8230; ، پس چرا با بالا رفتن قیمت دلار تخم مرغ بالا می ره؟</strong></p>
<p><strong>گفت: مثل اینکه خیلی از مرحله پرتی ، بابا جون تجهیزات مرغداری که از خارج وارد می شه رو چی می گی؟</strong></p>
<p><strong>گفتم : اصلاً من که به این چیزها کارزی ندارم و سر در نمی آرم ، فقط اینو می دونم که هر چی سرمان می آید از حضور شما حامیان استکبار جهانی هست ، چرا با وجود اینکه پول نفت می آد سر سفره هامون و هر ماه پول به حسابمون می ریزند بازهم شما دارید مسئولین رو مقصر می کنید که ثبات اقتصادی وجود نداره؟</strong></p>
<p><strong>گفت : برو بابا تو هم مثل اینکه اصلاً توی این دنیا نیستی ، بهتره بشینی سر همون سفره و با پول نفت که به دستت می رسه زندگیت رو بچرخونی.</strong></p>
<p><strong>گفتم : پس چی ؟ فکر می کنی اینکار رو نمی کنم؟ ولی راستیاتش از بوی نفت خوشم نمی آد و بوی نفت باعث سردردم می شه ولی چه کار کنم به خاطر اینکه با تو مخالفت کنم مجبورم بوی نفت رو هم تحمل کنم.</strong></p></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_12225.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نفتی ها بخونند</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_12188.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_12188.html#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 21 Jan 2012 15:30:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوحنانه</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_12188.html</guid>
		<description><![CDATA[  دوستی دارم که نوبتکار بود                          سخت کوش و جدی و هشیار بود گاه در اندیشه تقطیر بود                                  فکر LPG و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p align="center"><strong><br />
</strong>
</p>
<p align="right"><strong> <br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>دوستی دارم که نوبتکار بود                          سخت کوش و جدی و هشیار بود</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>گاه در اندیشه تقطیر بود                                  فکر LPG</span><span> و گاز و قیر بود</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>گاه می آمد به سوی آیزوماکس                   <span>     </span> تا بگیرد دیزل و نفت و سلاپس</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>عاشق افزایش تولید بود                                  فکر مشتقات آیزوفید بود</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>گاه کارش آب ترش و شور بود                          گاه با گوگرد و با سولفور بود</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>مدتی در واحد آب و بخار                                 در کنار برق و گرما و فشار</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>هر کجا که نشتی اِستیم داشت                       <span>    </span>او ز اتلاف انرژی بیم داشت</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>گاه می آمد کنار کوره ها                                  تا کند چک مهره و ماسوره ها</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>یک نظر هر روز بر اِستاک داشت                      آرزوی یک هوای پاک داشت</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>یک نمونه از فلوگس می گرفت                        <span>  </span>گازهای رفته را پس می‌گرفت</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>گاه می دیدم  کنار بویلر است                         <span>   </span>گاه دستش بر روی اکسچنجر است</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>گاه روی برج و گاهی روی فن                        <span>  </span>گاه در واحد و گاهی بُردْ من</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>عینکی در جیبِ بیلر سوت داشت                 <span>    </span>  بر سر و پایش کلاه و بوت داشت</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>دسته ای پِرمیت کار گرم داشت                     <span>  </span>   خلق و خویی مهربان و نرم داشت</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>کوله باری تجربه بر دوش او                           ایمنی آویزه ای در گوش او</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>نزد همکاران همیشه ارج داشت                        باحقوق خود هزاران خرج داشت</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>خوب می آموخت کار خویش را                         مشکلات روز های پیش را</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>کار با پیچ گوشتی و آچار را                           <span>  </span>رفع برخی معضلات کار را</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>نحوه رفتار با همکار را                                <span>   </span>کار ایمن با همه ابزار را</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>دائما اندیشه تعمیر داشت                              <span>   </span>چهره ای محجوب و سر در زیر داشت</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>در حوادث دقت بسیار داشت                           <span>  </span>چشم هایی دائماً بیدار داشت</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>درک باید کرد این سرمایه را                            برد بالا این حقوق پایه را</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>تا شدم با او صمیمی و رفیق                             درک کردم چیست ابزاردقیق</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>درک کردم نام ترموکوبل را                             زوج گرماییِ جفت و دوبل را</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>شدت جریان در اوریفیس را                            خواندن اندازه کولیس را</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>درک کرد م متر و اینچ و فوت را                      یا فشار گیج وAbsolute</span><span> را</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>خوب فهمیدم فشار گیج چیست                    <span>     </span>کار کردن بر رویstage</span><span> <span lang="FA">چیست</span></span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>دقت بسیار میکرومتر را                                کار کردنْ روزِ عیدِ فطرو دیگر روزهای تعطیل را</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>در اورهال ها که واحد بسته بود                       کارها بی وقفه و پیوسته بود</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>اندک اندک فید نقصان می گرفت                    تیم تعمیرات اسکان می گرفت</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>یک طرف جَرِّثقیل بیست تن                           یک طرف سیمان و فولاد و بتن</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>باز می شد شیرها ریز و درشت                        با چکش با نیروی بازو و مشت</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>با تمام دقت و با احتیاط                                    حمل می کردند بر روی دورات</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>بعد می بردند سوی کار گاه                               تا شود چک بی خطا و اشتباه</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>گاه واحد غرق شیر آلات بود                            مملو از انسان و تجهیزات بود</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>برج ها خالی ز کاتالیست بود                            هر کسی فکر محیط زیست بود</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>جوشکاران جملگی  مشغول جوش                  با فلنج و مغزی و زانو و بوش</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>کار می کردند اغلب بی خطر                           یا اگرهم بود خطر با اندیشه میشد مختصر</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>حال می گویم برایت حرف ها                           از مبدل ها و یا از ظرف ها</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>باز می کردند شِل را از تیوب                           بر طرف می شد تمامی عیوب</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>لوله ها بعضاً کمی فرسوده بود                         پر ز اکسید و ذغال و دوده بود</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>گاه می شستند آن را با اسید                          تا شود خوش رنگ و زیبا و سفید</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>گاه می دادند آن را شستشو                            با فشار آب جِت از هردو سو</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>کار باجِت واقعاً دشوار بود                                 تیز بود و قابل هشدار بود</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>یاد دارم افسری از ایمنی                                 ساعت ده وقت چای و بستنی</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>گفت ما داریم تنها یک شعار                            گام اول ایمنی و بعد کار</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>گفتم اکنون شمه ای از کار خود                       عذر می خواهم از این اشعار خود</span></strong></p>
<p dir="rtl"><span><span><br /></span></span></p>
<p dir="rtl"><span><span></span></span></p>
<p dir="rtl"><span><span><br /></span></span></p>
<p dir="rtl"><span><span><strong>محمد مهدی پوینده</strong></span></span>
</p></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_12188.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نفتی ها بخونند</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_12187.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_12187.html#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 21 Jan 2012 15:30:11 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوحنانه</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_12187.html</guid>
		<description><![CDATA[  دوستی دارم که نوبتکار بود                          سخت کوش و جدی و هشیار بود گاه در اندیشه تقطیر بود                                  فکر LPG و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p align="center"><strong><br />
</strong>
</p>
<p align="right"><strong> <br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>دوستی دارم که نوبتکار بود                          سخت کوش و جدی و هشیار بود</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>گاه در اندیشه تقطیر بود                                  فکر LPG</span><span> و گاز و قیر بود</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>گاه می آمد به سوی آیزوماکس                   <span>     </span> تا بگیرد دیزل و نفت و سلاپس</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>عاشق افزایش تولید بود                                  فکر مشتقات آیزوفید بود</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>گاه کارش آب ترش و شور بود                          گاه با گوگرد و با سولفور بود</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>مدتی در واحد آب و بخار                                 در کنار برق و گرما و فشار</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>هر کجا که نشتی اِستیم داشت                       <span>    </span>او ز اتلاف انرژی بیم داشت</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>گاه می آمد کنار کوره ها                                  تا کند چک مهره و ماسوره ها</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>یک نظر هر روز بر اِستاک داشت                      آرزوی یک هوای پاک داشت</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>یک نمونه از فلوگس می گرفت                        <span>  </span>گازهای رفته را پس می‌گرفت</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>گاه می دیدم  کنار بویلر است                         <span>   </span>گاه دستش بر روی اکسچنجر است</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>گاه روی برج و گاهی روی فن                        <span>  </span>گاه در واحد و گاهی بُردْ من</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>عینکی در جیبِ بیلر سوت داشت                 <span>    </span>  بر سر و پایش کلاه و بوت داشت</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>دسته ای پِرمیت کار گرم داشت                     <span>  </span>   خلق و خویی مهربان و نرم داشت</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>کوله باری تجربه بر دوش او                           ایمنی آویزه ای در گوش او</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>نزد همکاران همیشه ارج داشت                        باحقوق خود هزاران خرج داشت</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>خوب می آموخت کار خویش را                         مشکلات روز های پیش را</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>کار با پیچ گوشتی و آچار را                           <span>  </span>رفع برخی معضلات کار را</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>نحوه رفتار با همکار را                                <span>   </span>کار ایمن با همه ابزار را</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>دائما اندیشه تعمیر داشت                              <span>   </span>چهره ای محجوب و سر در زیر داشت</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>در حوادث دقت بسیار داشت                           <span>  </span>چشم هایی دائماً بیدار داشت</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>درک باید کرد این سرمایه را                            برد بالا این حقوق پایه را</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>تا شدم با او صمیمی و رفیق                             درک کردم چیست ابزاردقیق</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>درک کردم نام ترموکوبل را                             زوج گرماییِ جفت و دوبل را</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>شدت جریان در اوریفیس را                            خواندن اندازه کولیس را</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>درک کرد م متر و اینچ و فوت را                      یا فشار گیج وAbsolute</span><span> را</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>خوب فهمیدم فشار گیج چیست                    <span>     </span>کار کردن بر رویstage</span><span> <span lang="FA">چیست</span></span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>دقت بسیار میکرومتر را                                کار کردنْ روزِ عیدِ فطرو دیگر روزهای تعطیل را</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>در اورهال ها که واحد بسته بود                       کارها بی وقفه و پیوسته بود</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>اندک اندک فید نقصان می گرفت                    تیم تعمیرات اسکان می گرفت</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>یک طرف جَرِّثقیل بیست تن                           یک طرف سیمان و فولاد و بتن</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>باز می شد شیرها ریز و درشت                        با چکش با نیروی بازو و مشت</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>با تمام دقت و با احتیاط                                    حمل می کردند بر روی دورات</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>بعد می بردند سوی کار گاه                               تا شود چک بی خطا و اشتباه</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>گاه واحد غرق شیر آلات بود                            مملو از انسان و تجهیزات بود</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>برج ها خالی ز کاتالیست بود                            هر کسی فکر محیط زیست بود</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>جوشکاران جملگی  مشغول جوش                  با فلنج و مغزی و زانو و بوش</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>کار می کردند اغلب بی خطر                           یا اگرهم بود خطر با اندیشه میشد مختصر</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>حال می گویم برایت حرف ها                           از مبدل ها و یا از ظرف ها</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>باز می کردند شِل را از تیوب                           بر طرف می شد تمامی عیوب</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>لوله ها بعضاً کمی فرسوده بود                         پر ز اکسید و ذغال و دوده بود</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>گاه می شستند آن را با اسید                          تا شود خوش رنگ و زیبا و سفید</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>گاه می دادند آن را شستشو                            با فشار آب جِت از هردو سو</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>کار باجِت واقعاً دشوار بود                                 تیز بود و قابل هشدار بود</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>یاد دارم افسری از ایمنی                                 ساعت ده وقت چای و بستنی</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>گفت ما داریم تنها یک شعار                            گام اول ایمنی و بعد کار</span><br />
    </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span>گفتم اکنون شمه ای از کار خود                       عذر می خواهم از این اشعار خود</span></strong></p>
<p dir="rtl"><span><span><br /></span></span></p>
<p dir="rtl"><span><span></span></span></p>
<p dir="rtl"><span><span><br /></span></span></p>
<p dir="rtl"><span><span><strong>محمد مهدی پوینده</strong></span></span>
</p></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_12187.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شما از چه تعجب می کنید؟</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_12097.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_12097.html#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 16 Jan 2012 09:30:14 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوحنانه</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_12097.html</guid>
		<description><![CDATA[- وقتی شخصی رو دیدم که بعد از بازگشت از خارج از کشور حدود ۵۰۰ دلار باقیمانده از سفرش را می خواست در [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong>- وقتی شخصی رو دیدم که بعد از بازگشت از خارج از کشور حدود ۵۰۰ دلار باقیمانده از سفرش را می خواست در بازار بفروشد و یکی می گفت غلافش کن بازداشتت می کنند تعجب کردم .</strong></p>
<p><strong>- وقتی چند شب پیش که کنار خیابان ایستاده بودم و خودروی ون نیروی انتظامی هم ایستاد تا تذکری به خانمی میانسال بدهد ، نمی دانم چه بحثی بین آن زن و مامور پلیس پیش آمد که مامور انتظامی به یکباره مرا مورد خطاب قرار داد که چرا نگاه می کنی؟ چرا در کار پلیس دخالت می کنی؟ برو رد کارت! تعجب کردم.</strong></p>
<p><strong>- همان شب وقتی مامور انتظامی از همکارش خواست که سریع فیلمبرداری رو شروع کند ، اون همکار لباس شخصی نیز بلافاصله با دوربین هندی کم خود داشت از مقاومت زن میانسال برای سوار شدن به ون پلیس و حرفهای رد و بدل شده میان آنها با فاصله ای در حدود ۲۰ الی ۳۰ سانتی متری صورت آن زن فیلم می گرفت و مردم هم که در خیابان در حال عبور بودند این صحنه ها را مشاهده می کردند ، از اینکه بر فرض خلافکار بودن این زن ( که به هیچ عنوان حداقل در ظاهر اینگونه نبود ) اینگونه آبرو و حیثیتش را در ملاء عام می بردند تعجب کردم .</strong></p>
<p><strong>- چندی پیش که برای سفری به خارج از کشور می رفتم در گیت مربوط به چک گذرنامه یک افسر زن نشسته بود که برخورد بسیار خوبی داشت و بسیار مودبانه برخورد می کرد ، دوستان و دیگر مراجعین نیز همین عقیده را داشتند از ایشان تشکر کردم به خاطر این برخوردش ولی ایشان گفتند که این وظیفه ماست ( برخورد خوب و مناسب ) از این موضوع تعجب کردم .</strong></p>
<p><strong>- از اینکه هر روز به جای هوای پاک ، هوای آلوده را استشمام می کنم و می دانم عمده آن به خاطر بنزین بی کیفیت داخلی است که بعضی از نمایندگان مجلس نیز به خاطر آن اعتراض کرده بودند تعجب نمی کنم ، از اینکه آنها بعد از یکسری مسائل در این باره سکوت اختیار کردند تعجب می کنم .</strong></p>
<p><strong>راستی شما از چه تعجب می کنید؟</strong></p></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_12097.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شما از چه تعجب می کنید؟</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_12096.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_12096.html#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 16 Jan 2012 09:30:13 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوحنانه</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_12096.html</guid>
		<description><![CDATA[- وقتی شخصی رو دیدم که بعد از بازگشت از خارج از کشور حدود ۵۰۰ دلار باقیمانده از سفرش را می خواست در [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong>- وقتی شخصی رو دیدم که بعد از بازگشت از خارج از کشور حدود ۵۰۰ دلار باقیمانده از سفرش را می خواست در بازار بفروشد و یکی می گفت غلافش کن بازداشتت می کنند تعجب کردم .</strong></p>
<p><strong>- وقتی چند شب پیش که کنار خیابان ایستاده بودم و خودروی ون نیروی انتظامی هم ایستاد تا تذکری به خانمی میانسال بدهد ، نمی دانم چه بحثی بین آن زن و مامور پلیس پیش آمد که مامور انتظامی به یکباره مرا مورد خطاب قرار داد که چرا نگاه می کنی؟ چرا در کار پلیس دخالت می کنی؟ برو رد کارت! تعجب کردم.</strong></p>
<p><strong>- همان شب وقتی مامور انتظامی از همکارش خواست که سریع فیلمبرداری رو شروع کند ، اون همکار لباس شخصی نیز بلافاصله با دوربین هندی کم خود داشت از مقاومت زن میانسال برای سوار شدن به ون پلیس و حرفهای رد و بدل شده میان آنها با فاصله ای در حدود ۲۰ الی ۳۰ سانتی متری صورت آن زن فیلم می گرفت و مردم هم که در خیابان در حال عبور بودند این صحنه ها را مشاهده می کردند ، از اینکه بر فرض خلافکار بودن این زن ( که به هیچ عنوان حداقل در ظاهر اینگونه نبود ) اینگونه آبرو و حیثیتش را در ملاء عام می بردند تعجب کردم .</strong></p>
<p><strong>- چندی پیش که برای سفری به خارج از کشور می رفتم در گیت مربوط به چک گذرنامه یک افسر زن نشسته بود که برخورد بسیار خوبی داشت و بسیار مودبانه برخورد می کرد ، دوستان و دیگر مراجعین نیز همین عقیده را داشتند از ایشان تشکر کردم به خاطر این برخوردش ولی ایشان گفتند که این وظیفه ماست ( برخورد خوب و مناسب ) از این موضوع تعجب کردم .</strong></p>
<p><strong>- از اینکه هر روز به جای هوای پاک ، هوای آلوده را استشمام می کنم و می دانم عمده آن به خاطر بنزین بی کیفیت داخلی است که بعضی از نمایندگان مجلس نیز به خاطر آن اعتراض کرده بودند تعجب نمی کنم ، از اینکه آنها بعد از یکسری مسائل در این باره سکوت اختیار کردند تعجب می کنم .</strong></p>
<p><strong>راستی شما از چه تعجب می کنید؟</strong></p></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_12096.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>لعنت بر تو</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_12022.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_12022.html#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 10 Jan 2012 10:50:09 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوحنانه</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_12022.html</guid>
		<description><![CDATA[خدایا امروز کاملاً به هم ریخته ام ، از لحاظ روحی از لحاظ فکری و &#8230; . دلیلش هم شاید برای خیلی ها [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong>خدایا امروز کاملاً به هم ریخته ام ، از لحاظ روحی از لحاظ فکری و &#8230; . دلیلش هم شاید برای خیلی ها آشنا باشد ، بله آلودگی هوا چیزی که سال هاست پول های این مملکت برایش خرج می شود ولی انگار نه انگار .</strong></p>
<p><strong>اول گفتم شاید خدا با ما مشکل دارد ولی بعد با خودم گفتم که خداوند که ظالم نیست و به بندگانش ظلم نمی کند.</strong></p>
<p><strong>بعد گفتم شاید هم استکبار جهانی در این کار دست دارد و باعث تشدید آلودگی هوا می شود و با ندادن بنزین و &#8230; باعث می گردد که بنزین داخلی و بی کیفیت استفاده کنیم در نتیجه هوا به شدت آلوده شود ولی با خودم گفتم مسئولین اعلام کرده اند که تحریمها هیچ اثری بر مردم ما ندارد!.</strong></p>
<p><strong>بعد گفتم شاید خود ما مشکل داریم که زاده شدیم در این کشوری که خودمان هم نمی دانیم مشکل از کجاست ، به چه کسی مربوط است و اصلاً مشکل چیست؟!!!!!!!</strong></p>
<p><strong>امروز صبح به استقبال یکی از همکارانم که بعد از چند روز غیبت به شرکت آمده بود رفتم ، قامتش شکسته بود ، غم از چشمانش می بارید ، آلودگی هوا بنیان خانواده اش را متزلزل کرده بود .</strong></p>
<p><strong>همکار من کودک سه سال و نیمه اش را به دلیل کم اشتهایی و نخوردن غذا به دکتر می برد ، پس از آزمایش به او اعلام می گردد که جگرگوشه اش سرطان خون دارد و دلیل اصلی آن نیز آلودگی هواست ، اجل مهلتش نمی دهد و بعد از حدود یک ماه آلودگی هوا کمر این دوست ما را می شکند .</strong></p>
<p><strong>حالا ما مانده ایم و مشکلی که نمی دانیم چیست ، کیست و کجاست ؟!!</strong></p>
<p><strong>لعنت بر تو ای آلودگی جگر گوشه دوستمان را از او گرفتی ، لعنت بر تو .</strong></p></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_12022.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>لعنت بر تو</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_12023.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_12023.html#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 10 Jan 2012 10:50:09 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوحنانه</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_12023.html</guid>
		<description><![CDATA[خدایا امروز کاملاً به هم ریخته ام ، از لحاظ روحی از لحاظ فکری و &#8230; . دلیلش هم شاید برای خیلی ها [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong>خدایا امروز کاملاً به هم ریخته ام ، از لحاظ روحی از لحاظ فکری و &#8230; . دلیلش هم شاید برای خیلی ها آشنا باشد ، بله آلودگی هوا چیزی که سال هاست پول های این مملکت برایش خرج می شود ولی انگار نه انگار .</strong></p>
<p><strong>اول گفتم شاید خدا با ما مشکل دارد ولی بعد با خودم گفتم که خداوند که ظالم نیست و به بندگانش ظلم نمی کند.</strong></p>
<p><strong>بعد گفتم شاید هم استکبار جهانی در این کار دست دارد و باعث تشدید آلودگی هوا می شود و با ندادن بنزین و &#8230; باعث می گردد که بنزین داخلی و بی کیفیت استفاده کنیم در نتیجه هوا به شدت آلوده شود ولی با خودم گفتم مسئولین اعلام کرده اند که تحریمها هیچ اثری بر مردم ما ندارد!.</strong></p>
<p><strong>بعد گفتم شاید خود ما مشکل داریم که زاده شدیم در این کشوری که خودمان هم نمی دانیم مشکل از کجاست ، به چه کسی مربوط است و اصلاً مشکل چیست؟!!!!!!!</strong></p>
<p><strong>امروز صبح به استقبال یکی از همکارانم که بعد از چند روز غیبت به شرکت آمده بود رفتم ، قامتش شکسته بود ، غم از چشمانش می بارید ، آلودگی هوا بنیان خانواده اش را متزلزل کرده بود .</strong></p>
<p><strong>همکار من کودک سه سال و نیمه اش را به دلیل کم اشتهایی و نخوردن غذا به دکتر می برد ، پس از آزمایش به او اعلام می گردد که جگرگوشه اش سرطان خون دارد و دلیل اصلی آن نیز آلودگی هواست ، اجل مهلتش نمی دهد و بعد از حدود یک ماه آلودگی هوا کمر این دوست ما را می شکند .</strong></p>
<p><strong>حالا ما مانده ایم و مشکلی که نمی دانیم چیست ، کیست و کجاست ؟!!</strong></p>
<p><strong>لعنت بر تو ای آلودگی جگر گوشه دوستمان را از او گرفتی ، لعنت بر تو .</strong></p></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_12023.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>جایزه نوبل برای یک ایرانی!</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_11982.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_11982.html#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 07 Jan 2012 10:25:43 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوحنانه</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_11982.html</guid>
		<description><![CDATA[امروز در یکی از سایت ها مطلب جالبی رو دیدم : تقاضای جایزه نوبل &#8221; شیمی &#8221; برای آقای بهمنی رئیس کل بانک [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong>امروز در یکی از سایت ها مطلب جالبی رو دیدم : تقاضای جایزه نوبل &#8221; شیمی &#8221; برای آقای بهمنی رئیس کل بانک مرکزی ایران!</strong></p>
<p><strong>خیلی جالب بود چونکه بعد از خوندن متوجه شدم که به دلیل تبدیل پول ایران به کاغذ ( به لحاظ ارزشی ) برای ایشان تقاضای جایزه نوبل شیمی نموده اند!</strong></p>
<p><strong>هر چند که بهتر بود  به جای تبدیل پول به کاغذ می گفتند پول به پ&#8230; چرا که آنقدر این پول بیچاره کشور دچار بحران و آسیب شده که در هیچ جای دنیا ارزشی ندارد ، کافی است که توجهی بیندازیم به نرخ برابری افغانی واحد پول افغانستان که هر واحد آن معادل ۲۹۰ ریال ما و هر واد پول عراق ، دینار ، معادل ۱۴۰ ریال ما می باشد .</strong></p></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_11982.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مبارک</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_11689.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_11689.html#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 25 Dec 2011 10:55:44 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوحنانه</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_11689.html</guid>
		<description><![CDATA[تولد پیامبر صلح و دستی  عیسی مسیح (ع) مبارک .]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong>تولد پیامبر صلح و دستی  عیسی مسیح (ع) مبارک .</strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_11689.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>فاجعه!</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_11552.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_11552.html#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 19 Dec 2011 09:51:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوحنانه</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_11552.html</guid>
		<description><![CDATA[پس از تحریم بنزین تصمیم گرفتیم که خودکفا شویم و خود تولید بنزین را به عهده بگیریم ، به همین دلیل از پتروشیمی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span lang="FA" dir="rtl">پس از تحریم بنزین تصمیم گرفتیم که خودکفا شویم و خود تولید </span></p>
<p><span lang="FA" dir="rtl">بنزین را به عهده بگیریم ، به همین دلیل از پتروشیمی ها شروع </span></p>
<p><span lang="FA" dir="rtl">کردیم به تولید بنزین ولی به دلیل عدم کیفیت مناسب ، مجبور </span></p>
<p><span lang="FA" dir="rtl">شدیم که به آن بنزن اضافه کنیم .</span></p>
<p><span lang="FA" dir="rtl"><br /></span></p>
<p><span lang="FA" dir="rtl">میزان مجاز</span><span lang="FA"> <span dir="rtl">بنزن</span> <span dir="rtl">نیم درصد در هر لیتر </span></span><span><span lang="FA"> <span dir="rtl">است</span> <span dir="rtl">این درحالی است که</span></span></span></p>
<p><span><span lang="FA"><span dir="rtl"> برای تولید بنزین از محصولات پتروشیمی از حدود ۱ درصد</span> <span dir="rtl">بنزن</span></span></span></p>
<p><span><span lang="FA"><span dir="rtl"> شروع کردیم تا پنجاه درصد که جواب نداد و به ناچار درصد بنزن</span></span></span></p>
<p><span><span lang="FA"><span dir="rtl"> افزایش یافت </span></span><span lang="FA" dir="rtl">تا صد </span><span lang="FA" dir="rtl">برابر حد مجاز</span><span lang="FA"> <span dir="rtl">و جالب است که بدانید بنزن به</span></span></span></p>
<p><span><span lang="FA"><span dir="rtl"> راحتی از طریق پوست<br />
جذب و هدیه اش به ما سرطان خون است</span></span>.</span></p>
<p><span>این روزها هوای تهران بسیار آلوده است و میزان مراجعات به </span></p>
<p><span>بیمارستان ها به دلیل مشکلات ریوی افزایش یافته ، مرگ و میرها </span></p>
<p><span>نیز به همچنین ، خودمان خواسته ایم که خودکفا شویم اما نمی </span></p>
<p><span>شود فکری به حال این آلودگی کرد؟بچه های ما چه گناهی دارند ،</span></p>
<p><span> خودمان به درک!!! این یک فاجعه است که مدتهاست گریبان تمام </span></p>
<p><span>شهرهای ایران را گرفته ولی چون تهران ماشین بیشتری دارد بیشتر </span></p>
<p><span>نمایان است .</span></p>
<p><span><br /></span></p>
<p><span> </span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_11552.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>فاجعه!</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_11553.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_11553.html#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 19 Dec 2011 09:51:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوحنانه</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_11553.html</guid>
		<description><![CDATA[پس از تحریم بنزین تصمیم گرفتیم که خودکفا شویم و خود تولید بنزین را به عهده بگیریم ، به همین دلیل از پتروشیمی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span lang="FA" dir="rtl">پس از تحریم بنزین تصمیم گرفتیم که خودکفا شویم و خود تولید </span></p>
<p><span lang="FA" dir="rtl">بنزین را به عهده بگیریم ، به همین دلیل از پتروشیمی ها شروع </span></p>
<p><span lang="FA" dir="rtl">کردیم به تولید بنزین ولی به دلیل عدم کیفیت مناسب ، مجبور </span></p>
<p><span lang="FA" dir="rtl">شدیم که به آن بنزن اضافه کنیم .</span></p>
<p><span lang="FA" dir="rtl"><br /></span></p>
<p><span lang="FA" dir="rtl">میزان مجاز</span><span lang="FA"> <span dir="rtl">بنزن</span> <span dir="rtl">نیم درصد در هر لیتر </span></span><span><span lang="FA"> <span dir="rtl">است</span> <span dir="rtl">این درحالی است که</span></span></span></p>
<p><span><span lang="FA"><span dir="rtl"> برای تولید بنزین از محصولات پتروشیمی از حدود ۱ درصد</span> <span dir="rtl">بنزن</span></span></span></p>
<p><span><span lang="FA"><span dir="rtl"> شروع کردیم تا پنجاه درصد که جواب نداد و به ناچار درصد بنزن</span></span></span></p>
<p><span><span lang="FA"><span dir="rtl"> افزایش یافت </span></span><span lang="FA" dir="rtl">تا صد </span><span lang="FA" dir="rtl">برابر حد مجاز</span><span lang="FA"> <span dir="rtl">و جالب است که بدانید بنزن به</span></span></span></p>
<p><span><span lang="FA"><span dir="rtl"> راحتی از طریق پوست<br />
جذب و هدیه اش به ما سرطان خون است</span></span>.</span></p>
<p><span>این روزها هوای تهران بسیار آلوده است و میزان مراجعات به </span></p>
<p><span>بیمارستان ها به دلیل مشکلات ریوی افزایش یافته ، مرگ و میرها </span></p>
<p><span>نیز به همچنین ، خودمان خواسته ایم که خودکفا شویم اما نمی </span></p>
<p><span>شود فکری به حال این آلودگی کرد؟بچه های ما چه گناهی دارند ،</span></p>
<p><span> خودمان به درک!!! این یک فاجعه است که مدتهاست گریبان تمام </span></p>
<p><span>شهرهای ایران را گرفته ولی چون تهران ماشین بیشتری دارد بیشتر </span></p>
<p><span>نمایان است .</span></p>
<p><span><br /></span></p>
<p><span> </span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_11553.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پرتاب کفش به سوی احمدی نژاد در ایران</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_11502.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_11502.html#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 12 Dec 2011 19:16:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوحنانه</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_11502.html</guid>
		<description><![CDATA[یکی از سایت ها نوشت :محمود احمدی نژاد  که صبح روز دوشنبه برای افتتاح چند طرح مسکن مهر و سخنرانی در مراسم سالگرد [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><strong><span><span lang="AR-SA"><span>یکی از سایت ها نوشت :</span><br />محمود احمدی نژاد  که صبح</span><span lang="AR-SA" dir="LTR"> </span><span lang="AR-SA">روز دوشنبه برای افتتاح چند طرح مسکن مهر و سخنرانی در<br />
مراسم سالگرد</span><span lang="AR-SA" dir="LTR"> </span><span lang="AR-SA">درگذشت<br />
مرحوم کردان به ساری سفر کرده بود، حین سخنرانی خود با صحنه ای عجیب</span><span lang="AR-SA" dir="LTR"> </span><span lang="AR-SA">مواجه شد</span><span dir="LTR">.</span></span></strong><br /><strong><span><span dir="LTR"><br />
</span></span></strong><br /><strong><span><span dir="LTR"><br />
</span><span lang="AR-SA">یکی از افراد حاضر در این همایش که توانسته<br />
بود خود را</span><span lang="AR-SA" dir="LTR"> </span><span lang="AR-SA">به<br />
صندلی های جلو برساند، با پرتاب کفش های خود به طرف احمدی نژاد، شروع به</span><span lang="AR-SA" dir="LTR"> </span><span lang="AR-SA">انتقاد از وضعیت بیکاری در کشور کرد</span><span dir="LTR">.</span></span></strong><br /><strong><span><span dir="LTR"><br />
</span></span></strong><br /><strong><span><span dir="LTR"><br />
</span><span lang="AR-SA">اگرچه این کفش ها به احمدی</span><span lang="AR-SA" dir="LTR"><br />
</span><span lang="AR-SA">نژاد برخورد نکرد و به بنر پشت سر او اصابت کرد، اما مردم<br />
حاضر در این</span><span lang="AR-SA" dir="LTR"> </span><span lang="AR-SA">مراسم،<br />
ضمن سر دادن شعارهایی در حمایت از رییس جمهور کشورمان، به شدت فرد</span><span lang="AR-SA" dir="LTR"> </span><span lang="AR-SA">توهین کننده را مورد ضرب و شتم قرار<br />
دادند و اگر دخالت نیروهای انتظامی</span><span lang="AR-SA" dir="LTR"> </span><span lang="AR-SA">نبود مشخص نبود چه بلایی بر سر او می آمد</span><span dir="LTR">.</span></span></strong><br /><strong><span><span dir="LTR"><br />
</span></span></strong><br /><strong><span><span dir="LTR"><br />
</span></span></strong></div>
<p><strong><span><span lang="AR-SA">در بررسی های اولیه مشخص شده که این فرد کارگر اخراجی یکی<br />
از کارخانجات نساجی است که بیش از یک سال است حقوقی دریافت نکرده بود .</span></span></strong></p>
<p><strong><br /></strong></p>
<p><strong>ببینید تعطیلی کارخانجات و عدم پرداخت چند ماهه حقوق ها چه بلای بر سر اعصاب این مرد آورده که اینگونه عمل نموده , در نظر بگیرید که این مرد چگونه شرمنده زن و بچه اش شده در این چند ماهه؟!</strong></p>
<p></p></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_11502.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پرتاب کفش به سوی احمدی نژاد در ایران</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_11503.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_11503.html#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 12 Dec 2011 19:16:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوحنانه</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_11503.html</guid>
		<description><![CDATA[یکی از سایت ها نوشت :محمود احمدی نژاد  که صبح روز دوشنبه برای افتتاح چند طرح مسکن مهر و سخنرانی در مراسم سالگرد [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><strong><span><span lang="AR-SA"><span>یکی از سایت ها نوشت :</span><br />محمود احمدی نژاد  که صبح</span><span lang="AR-SA" dir="LTR"> </span><span lang="AR-SA">روز دوشنبه برای افتتاح چند طرح مسکن مهر و سخنرانی در<br />
مراسم سالگرد</span><span lang="AR-SA" dir="LTR"> </span><span lang="AR-SA">درگذشت<br />
مرحوم کردان به ساری سفر کرده بود، حین سخنرانی خود با صحنه ای عجیب</span><span lang="AR-SA" dir="LTR"> </span><span lang="AR-SA">مواجه شد</span><span dir="LTR">.</span></span></strong><br /><strong><span><span dir="LTR"><br />
</span></span></strong><br /><strong><span><span dir="LTR"><br />
</span><span lang="AR-SA">یکی از افراد حاضر در این همایش که توانسته<br />
بود خود را</span><span lang="AR-SA" dir="LTR"> </span><span lang="AR-SA">به<br />
صندلی های جلو برساند، با پرتاب کفش های خود به طرف احمدی نژاد، شروع به</span><span lang="AR-SA" dir="LTR"> </span><span lang="AR-SA">انتقاد از وضعیت بیکاری در کشور کرد</span><span dir="LTR">.</span></span></strong><br /><strong><span><span dir="LTR"><br />
</span></span></strong><br /><strong><span><span dir="LTR"><br />
</span><span lang="AR-SA">اگرچه این کفش ها به احمدی</span><span lang="AR-SA" dir="LTR"><br />
</span><span lang="AR-SA">نژاد برخورد نکرد و به بنر پشت سر او اصابت کرد، اما مردم<br />
حاضر در این</span><span lang="AR-SA" dir="LTR"> </span><span lang="AR-SA">مراسم،<br />
ضمن سر دادن شعارهایی در حمایت از رییس جمهور کشورمان، به شدت فرد</span><span lang="AR-SA" dir="LTR"> </span><span lang="AR-SA">توهین کننده را مورد ضرب و شتم قرار<br />
دادند و اگر دخالت نیروهای انتظامی</span><span lang="AR-SA" dir="LTR"> </span><span lang="AR-SA">نبود مشخص نبود چه بلایی بر سر او می آمد</span><span dir="LTR">.</span></span></strong><br /><strong><span><span dir="LTR"><br />
</span></span></strong><br /><strong><span><span dir="LTR"><br />
</span></span></strong></div>
<p><strong><span><span lang="AR-SA">در بررسی های اولیه مشخص شده که این فرد کارگر اخراجی یکی<br />
از کارخانجات نساجی است که بیش از یک سال است حقوقی دریافت نکرده بود .</span></span></strong></p>
<p><strong><br /></strong></p>
<p><strong>ببینید تعطیلی کارخانجات و عدم پرداخت چند ماهه حقوق ها چه بلای بر سر اعصاب این مرد آورده که اینگونه عمل نموده , در نظر بگیرید که این مرد چگونه شرمنده زن و بچه اش شده در این چند ماهه؟!</strong></p>
<p></p></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_11503.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>هجوم به سفارت انگلیس+ تصاویر</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_11302.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_11302.html#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 30 Nov 2011 12:50:58 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوحنانه</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_11302.html</guid>
		<description><![CDATA[حمله و هجوم به سفارت انگلیس در تهران روز سه شنبه ۸ آذر یعنی ۸ روز قبل از روز دانشجو یعنی ۱۶ آذر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span></p>
<p></span>
<p><strong><span lang="AR-SA" dir="RTL">حمله و هجوم به سفارت<br />
انگلیس در تهران روز سه شنبه ۸ آذر یعنی ۸ روز قبل از روز دانشجو یعنی ۱۶ آذر رخ داد.<br />
سیاست های مختلف انگلستان طی سالیان گذشته همواره نشانگر اعتقاد حاکمان آن کشور به<br />
ستیز با ایران بوده به گونه ای که انگلیس را روباه پیر می خواندند ، حمله به جنوب<br />
ایران ، قضایای نفت و</span>&#8230;. .</strong></p>
<p><span></p>
<p></span>
<p><strong><span lang="AR-SA" dir="RTL">اما اینها دلیل نمی<br />
شود که سفارت این کشور را اینگونه مورد هجوم و حمله قرار داد چرا که طبق عرف بین الملل<br />
و کنوانسیون وین حفاظت از کنسولگری ها و سفارت خانه های کشورهای دیگر در هر جای<br />
دنیا به عهده کشور میزبان می باشد</span><br />
.</strong></p>
<p><span></p>
<p></span>
<p><strong><span lang="AR-SA" dir="RTL">متاسفانه این روزها<br />
شرایط بین المللی آنقدر برای کشورمان وخیم است که عمده فشارهای آنرا مردم متحمل می<br />
شوند و اینگونه است که هر روز فشارهای اقتصادی و تحریم کمر تعدادی بیشتر از مردم<br />
را خم می کند اما متاسفانه گاهی مسائلی از جمله همین ورود به حریم سفارت انگلستان<br />
اتفاق می افتد که وجهه ایران و ایرانی بیش از پیش در دنیا تیره نشان می دهد ،<br />
تعارف نداریم ، رسانه های بزرگ دنیا در دست قدرتمندان و ابرقدرت های فعلی است ، چه<br />
بخواهیم و چه نخواهیم این حرکت و حرکات مشابه آن به سرعت در تمام رسانه های جهان<br />
مخابره می شود و می شود آنچه نباید بشود</span>!</strong></p>
<p><span></p>
<p></span>
<p><strong><span lang="AR-SA" dir="RTL">حال ممکن است بعضی ها<br />
از این نوشته های من دلگیر شوند که چرا این موارد را مطرح می کنی ، مگر چند سال پیش<br />
به سفارت ایران در لندن حمله نشد؟</span></strong></p>
<p><span></p>
<p></span>
<p><strong><span lang="AR-SA" dir="RTL">جواب من این است مگر<br />
ما ادعای مسلمانی نمی کنیم و منش های مسلمانی نداریم ؟ پس اگر آن کار بد بوده چرا ما<br />
می خواهیم آن کار بد را دوباره اجرا کنیم؟</span></strong></p>
<p><span></p>
<p></span>
<p><strong><span lang="AR-SA" dir="RTL">اگر شما در خیابان با<br />
کسی بحث و یا جدل نمائید و با نفر مقابل درگیر شوید و کارتان به محاکم قضایی بیفتد<br />
اولین جمله ای که خواهید شنید این است که : مگر مملکت قانون ندارد که خودت برای<br />
خودت هم قاضی شده ای و هم مجری ؟</span></strong></p>
<p><span></p>
<p></span>
<p><strong><span lang="AR-SA" dir="RTL">حال این سوال پیش می<br />
آید که مگر مملکت قانون ندارد که این نفرات که کاملاً تاکید می نمایم کاملاً</span> !! <span lang="AR-SA" dir="RTL">خودجوش وارد<br />
سفارت انگلیس در تهران شدند خود راساً نسبت به این کار اقدام نمودند و در پی تادیب<br />
نمودن سفیر و دیپلمات های انگلیسی برآمدند؟ مگر چند روز پیش مجلس مصوب ننمود که<br />
روابط با انگلیس تنزل پیدا نماید؟ مگر به سفیر این کشور مهلت خروج نداد ؟ پس چرا<br />
این افراد مملکت، مردم و مجلس را به سخره گرفتند و این عمل را مرتکب شدند؟ مگر<br />
نشان دادن اعتراض با تحصن روبروی سفارت انگلستان در تهران نمی توانست بعد وسیعی از<br />
تبلیغات بر علیه این کشور را در رسانه های خارجی به دنبال داشته باشد ، پس چرا<br />
کاری خلاف عرف و عادت دیپلماتیک؟</span></strong></p>
<p><span></p>
<p></span>
<p><strong><span lang="AR-SA" dir="RTL">هجوم به داخل محوطه<br />
سفارت انگلستان و یا هر کشور دیگر طبق قوانین موجود در دنیا به مثابه تجاوز به خاک<br />
آن کشور می باشد و کشور مورد هجوم حق مقابله با آنرا برای خود محفوظ می دارد ،<br />
همانطور که بالتر اشاره کردم همچنین موردی چند سال پیش برای کشورمان نیز رخ داد نه<br />
اینکه فقط ما این کار را انجام داده باشیم اما مگر ادعای ما گوش فلک را کر نکرده<br />
که مسلمانیم و آموزه های دینی خودمان را باور داریم؟ پس کجا رفت عمل به این گفته<br />
مولا علی (ع) که : آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم مپسند</span> .</strong></p>
<p><span></p>
<p></span>
<p align="baseline"><strong><span lang="AR-SA" dir="RTL">همانطور که انتظار<br />
نداریم پرچممان در کشورهای دیگر سوزانده شود ، به سفارتمان هجوم برده شود و</span>&#8230;. <span lang="AR-SA" dir="RTL">نباید برای<br />
دیگران هم همین انتظار را داشته باشیم</span>.</strong></p>
<p><strong>راستی در یکی از تصاویر گاردی آهنین جلوی درب سفارت این کشور را گرفته اند برایم تعجب است که چگونه از این سد گذشته اند و وارد سفارت شده اند؟!</strong></p>
<p align="baseline"><img width="357" height="283" src="http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/9/8/124310_943.jpg" /></p>
<p align="baseline"><img src="http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/9/8/124309_106.jpg" style="width: 361px;height: 251px" /></p>
<p align="baseline"><img width="365" height="243" src="http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/9/8/124308_316.jpg" /></p>
<p align="baseline"><img width="380" height="284" src="http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/9/8/124306_547.jpg" /></p>
<p align="baseline"><img src="http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/9/8/124305_155.jpg" style="width: 382px;height: 254px" /></p>
<p align="baseline"><img src="http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/9/8/124303_763.jpg" style="width: 384px;height: 270px" /></p>
<p align="baseline"><img width="382" height="254" src="http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/9/8/124302_115.jpg" /></p>
<p align="baseline"><img src="http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/9/8/124299_377.jpg" style="width: 381px;height: 272px" /></p>
<p align="baseline"><img src="http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/9/8/124298_944.jpg" style="width: 379px;height: 252px" /></p>
<p align="baseline"><img src="http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/9/8/124297_810.jpg" style="width: 379px;height: 258px" /></p>
<p align="baseline"><img width="381" height="304" src="http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/9/8/124295_428.jpg" /></p>
<p align="baseline"><img width="378" height="252" src="http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/9/8/124294_357.jpg" /></p>
<p align="baseline"><img src="http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/9/8/124300_796.jpg" style="width: 373px;height: 248px" /></p>
<p><img src="http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/9/8/124302_115.jpg" style="width: 374px;height: 249px" /></p>
<p></p>
<p><span></p>
<p></span>
<p> </p>
<p><span></p>
<p></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_11302.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سرزمین واژه های وارونه</title>
		<link>http://www.bushehrws.com/feed_11259.html</link>
		<comments>http://www.bushehrws.com/feed_11259.html#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 26 Nov 2011 06:30:08 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوحنانه</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگ های بوشهری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bushehrws.com/feed_11259.html</guid>
		<description><![CDATA[ایمیل جالبی برام رسید که شما هم بد نسیت بخونید :   اینجا سرزمین واژه های وارونه است: جایی که گنج, &#8220;جنگ&#8221; می [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong>ایمیل جالبی برام رسید که شما هم بد نسیت بخونید :</strong></p>
<p align="center"><span> </span></p>
<p dir="RTL"><span lang="AR-SA">اینجا سرزمین واژه های وارونه است</span><span dir="LTR">:</span></p>
<p></p>
<p dir="RTL">
<span lang="AR-SA"><span>جایی که گنج, &#8220;جنگ&#8221; می شود</span></span></p>
<p dir="RTL"></p>
<p dir="RTL"><span lang="AR-SA"><span dir="LTR"><br />
</span><span lang="AR-SA">درمان,<br />
&#8220;نامرد&#8221; می شود</span></span></p>
<p dir="RTL"></p>
<p><span lang="AR-SA"><span dir="LTR"><br />
&#8230; </span><span lang="AR-SA">قهقه<br />
, &#8220;هق هق&#8221; می شود</span></span></p>
<p></p>
<p dir="RTL"><span lang="AR-SA"><span dir="LTR"><br />
</span><span lang="AR-SA">اما<br />
دزد همان &#8220;دزد&#8221; است</span></span></p>
<p dir="RTL"></p>
<p dir="RTL"><span lang="AR-SA"><span dir="LTR"><br />
</span><span lang="AR-SA">درد<br />
همان &#8220;درد&#8221;و گرگ همان &#8220;گرگ&#8221;</span><span dir="LTR"><br /></span></span></p>
<p dir="RTL"><span lang="AR-SA"><span dir="LTR"><br /></span></span></p></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bushehrws.com/feed_11259.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

