حرفی با خودم
میدونی زمستونت هم قشنگه ؟
مدتی که قانونم رو رعایت نکردم . قانونی وضع کرده بودم که هیچ وقت در هیچ شرایتی نذارم بد بگذره . مدتی داشت فشار میاورد . دوباره میخوام بیخیالش بشم. چقدر یکطرفه بکوبتم چقدر خردم کنه . آخه چه لذتی داره که دارم که اینقدر خودم رو له میکنم . به خودم میگم: بذار ، صبر کن تا خودش بیاد و وقتی محتاجت شد بی منت کارش انجام بده . مگه بیکاری ، مگه خیلی وقت آزادی داری ، مگه حوصله و اعصاب راحتی داری که اینقدر کمر خم میکنی ؟