مهشید خودشیفته !!

چند روزه میخوام آپ کنم  حسش نیست و تنبلی میکنم !


تابستون کسلی شده، راستش دو ساله که تابستون بهم مزه نکرده ! امیدوارم سال دیگه اینجور نشه !


هر چقدر حس کارکردنم کم شده در عوض حس خودشیفتگیم  خیلی زیاد شده !


واسه همینم این پست رو به خودم اختصاص دادم !


این چند مدت که وبلاگ دارم دوستان شاعری پیدا کردم که گه گا هی هم واسه من شعر گفتن


و باعث شدن بیش از پیش خود شیفته بشم !


چندتا از این شعر ها رو اینجا میذارم ! اما به علت پاره ای مسایلی که دیگه خودتون در جریانید


از ذکر نام خودداری میکنم ! اما این دلیل نمیشه کپی کنید ها !! حواستون باشه !تمامی این


اشعار متعلق به بنده ی خودشیفته میباشد !


بریم سروقت شعر ها :


 


 تابید با آفاق همه نور تو مهشید


 هرچند که خورشید به تقلید تو کوشید


 ما نیز سرودیم زبهر تو یکی شعر


 شاید که خدا خواست تب از جان تو کوچید


 


 من: به به ! احسنت تشویق


  


 تو را ای دوست جاوید آفریدند


 رقیب ماه و ناهید آفریدند


 کمی آب و کمی خاک


 رو بهم کردند و مهشید آفریدند


 


 من:  مرسی ! مرسی !


 


 تبدار هذیان گو ، شب خورده ای کوکو


 تو زالزالک هستی ، تو نیستی هلو


 منبعد تو را باید نامید مشتی خان


 یه مشتیه نانازیک، مشتی هالو


 


 من: عجبا ! نداشتیم ! قرار بود تعریف کنی ها !!متفکر


 


 مهشید دلم گرفته خیلی


 جز تو نداره به کسی میلی


 یک پیشنهاد خوب دارم


 مجنون بشوم تو هم چو لیلی ؟


 


من:


تا به جاهای باریک نکشیده ! همین جا این پست رو تموم کنم !!





پی نوشت : نداریم ! از کجا بیارم ؟ تموم شده  آقامونم نمیخره ! ما هم خوب ابتدا ی پست توضیح دادیم


چرا نمیتونیم خودمونیم بریم بخریم


تشکر نوشت : از همه ی دوستانی که  تو مدت ناراحتیم پیشم بودن ، تنهام نذاشتن و باعث


امیدواریم بودن ممنونم ! حالا چه از طریق وبلاگ یا ….


ایشالله تو عروسیاتون جبران میکنم ، فقط هم عروسی ها


 

[جامعه وبلاگ نویسان بوشهر] فرستادن به فیسبوک فرستادن به بالاترین فرستادن به دنباله
نوشته بعدی : »
نوشته پیشین : «

بوشهری و وبلاگ نویس هستید؟ رایگان ثبت نام کنید !

پرتال فروشگاه ساز اینترنتی بازارگاه No foi possvel encontrar o ficheiro pretendido.