نفت و کالو …

کابوس وحشتناکی بود!




با آمدن نفت کالو ویران می شود!؟



می گفتند:




“اگر «نفتی‌ها» بیایند، کالو نابود می شود – یعنی همه‌ی این کارها که برای کالو انجام داده‌ای از بین می‌رود!” – یعنی مردم باید از کالو بروند.”



- دغدغه ام شده بود، شب ها و روزها مدام  همراه‌ام بود. در کلاس با بچه ها از “نفت و گاز” حرف می زدیم، از اینکه اگر آنها بیایند مردم باید بساط‌شان را بردارند و از کالو بروند.



“نفت که بیاید زندگی اهالی کالو را تکان می‌دهد، نفت که بیاید شاید مهدی هم به آرزویش برسد و با پول فروش زمین‌شان ماشین دار شوند، نفت که بیاید کالو را متحول می‌کند، نفت که بیاید به‌قول هاشم پدر حسین زندگی خانواده زارعی‌ها این رو به آن رو می‌شود و بقول مادر پریسا  «تا ۲۰ سال آینده ممکن است در کالو آدم‌های زیادی باشند اما شاید ما نباشیم …» نفت که بیاید زارعی‌ها پولدار می‌شوند…”





نمی خواستم چیزهایی که با خون دل برای کالو  بدست آمده بود، در یک چشم بر هم‌زدن با ساختن پالایشگاه‌‌های نفت و گاز، دود شود و برود هوا!



چند مقاله خارجی در مورد “مسئولیت‌های اجتماعی نفت” خوانده بودم و می‌دانستم که نفت در کنار کارهای خودش بعضی وقت‌ها کارهای اجتماعی مهمی هم می‌کند! “بوشهر” و “خوزستان” قطب‌های نفت و گاز کشوراند، اما متاسفانه مردم خونگرم و مهربانش هنوز به حق خود از این موهبت الهی برخوردار نشده‌اند.



در روزهایی که خودمان را برای “مهر ماه” دوست‌داشتنی و آغاز سال تحصیلی جدید آماده می‌کردیم، از منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس تماس گرفتند که مدیر عامل سازمان برای زنگ بازگشایی مدارس استان (بوشهر) مدرسه “کالو” را انتخاب کرده است.



در اول مهر “یک راست می‌روم سر اصل مطلب! می‌گویم: آقای مهندس! من از آدم‌های بزرگ خواسته‌های بزرگ دارم. کالو همه‌ی پتانسیل‌های جهانی‌شدن را داشته که امروز جهانی را دارد به دنبال خود می‌کشاند.



آقای مهندس! خیلی‌ها دوست دارند بیایند اینجا را از نزدیک ببینید، با مردم و مدرسه‌ی روستا آشنا شوند – آن دفتر آبی که در دست‌تان است تنها بخشی از مهربانی اهالی محترم دنیا به مدرسه‌ی ماست. و روزانه در کنار این نامه‌ها ده‌ها ایمیل از جاهای مختلف به مدرسه می‌رسد. باید کاری کنیم جناب مدیر عامل!



ساخت یک بوستان دانش‌آموزی در شأن و منزلت مدرسه‌ی کالو و در کنارش ساختن محیطی برای اسکان میهمان‌‌هایمان، دغدغه‌ی امسال من برای کالوست که با نیت خیر شما و همکاران‌تان در مجموعه‌ی وزارت نفت به مرحله‌ی اجرا در خواهد آمد.



آخرین خواسته‌ام از مدیرعامل بزرگ‌ترین میدان گازی جهان، حل مشکل سرویس حمل و نقل بچه‌های روستای کالو و روستاهای اطراف بود که به شهر می‌روند و در مدرسه‌های راهنمایی و دبیرستان درس می‌خوانند. با حل این مشکل، یک مینی‌بوس دعا هر روز پشت سر شما خواهد بود آقای مهندس جان!”





درست چند روز بعد از این دیدار مدیر محترم خدمات شهری سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس در وبلاگ شخصی خود متنی را منتشر می کنند:



“دیروز نامه ای اداری دریافت کردم حاوی دستور  مدیرعامل سازمان منطقه ویژه مبنی بر تامین مایحتاج مدرسه مذکور از مینی بوس گرفته تا لامپ روشنایی.نامه حاوی دو صفحه لیست اقلام بود.خیلی خوشحال شدم که عبدالمحمد شعرانی توانسته مدرسه کوچکش را جهانی کند و پای رئیس جمهور و مسئولین رده های مختلف را به آن باز کند و همچنین نفت نیز رویکرد توجه به نیازهای بیرون فنس را انتخاب کرده است.متن هامش مدیر عامل  اگر درز اطلاعات سازمانی محسوب نشود ! ـ به این صورت است :



   ”با سلام با انجام همه موارد موافقم به شرطی که چند ماه به طول نکشد وبا فرماندار ورییس آموزش پرورش ومعلم انقلابی وبصیر جناب اقای شعرانی هماهنگی شود.منتظر تشکیل اولین جلسه وهماهنگی وانجام کار هستم.فعلا حرف وپیشنهاد کافی است..دست به عمل متعهدانه ومدبرانه وسریع بزنیم عمل عمل عمل…..بعد ظهر۴شنبه آینده اولین گزارش کارهای انجام شده واجرای مصوبه هیات مدیره (تامین یک دستگاه مینی بوس)توسط گروه ارایه گرددگزارش عملکرد و نه گزارش جلسه و…”



و خوشبختانه با تصویب بودجه‌ای هفتاد میلیونی، دستور مدیرعامل در حال اجرایی شدن است و تجهیز و تکمیل مدرسه کالو با سرعت در حال انجام شدن است و مشکل سرویس برطرف شده است.



 شیرینی «نفتی ها‌» در نشست مطبوعاتی چند روز گذشته مدیرعامل سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس صد چندان شد:



به نقل از خبرگزاری خلیج فارس:



کمپ اداری و مسکونی پارس شمالی کنار کوچکترین مدرسه جهان



“بخش دیگری از توضیحات مدیرعامل پارس شمالی درباره سرنوشت کوچک ترین مدرسه جهان در دیر و تاثیر توسعه پارس شمالی بر آن بود. وی که در دوره مدیریت گذشته پارس جنوبی نیز در این سازمان حضور داشته، گفت: قرار است بخش اداری و مسکونی پارس شمالی که در حال حاضر استقرار آن آغاز شده در محدوده روستای جمال آباد کالو دیر که کوچکترین مدرسه جهان را در خود جای داده باشد تا این منطقه به قطب فرهنگی مبدل شود.



وی نگرانی ها درباره آلودگی های صنعتی به این محدوده را رد کرد و گفت: نزدیکترین پالایشگاه به روستای کالو در فاصله ۱۵ کیلومتری است و ضرری از این بابت نخواهد دید.” چندی پیش یک سایت خبری در خبری کذب خبر از ویرانی مدرسه کالو توسط نفتی ها برای ساختن پالایشگاه داده بود!” سرباز معلم  این دبستان درخواست هایی برای کار در پارس جنوبی را رد کرده است.”



و حالا «نفت» و «کالو» در کنار هم و همراه هم خواهند شد برای آبادانی بیشتر کالو…



 شیرینی‌اش – برای مردم خوب و نجیب استانم بوشهر و مهربانی همه‌ی مردمی که به مدرسه کالو عشق می‌ورزند…

[جامعه وبلاگ نویسان بوشهر] فرستادن به فیسبوک فرستادن به بالاترین فرستادن به دنباله
نوشته بعدی : »
نوشته پیشین : «

بوشهری و وبلاگ نویس هستید؟ رایگان ثبت نام کنید !

پرتال فروشگاه ساز اینترنتی بازارگاه No foi possvel encontrar o ficheiro pretendido.