زندگی

زندگی سخته …

گاهی اوقات غیر قابل تحمله ….

نه.. شایدم همیشه غیر قابله تحمله …

چه آدمایه بیخودی بعضی اوقات میان توش که اصلا مهم نیستن و حتی برخورد آنچنانی هم باش نداری فقط مثلا تو یه لحظه خاص به خاطر دوست یا آشنات باید تحملش کنی اما رو اعصابت تاثیر منفی میذارن …

چرا ؟ …؟

یا یه کسایی میان که جونتم براش میدی و وقتی پیشته تمام غم های دنیا یادت میره اما هیچوقت نمیتونه هم حرفت باشه یا برات اظهار نظر کنه چون خیلی کوچیکه مثل (پونا) یا شایدم بزرگه اما نمیتونی حرفاشو بپذیری مثل (مامانم که کاملا حرفاش درسته اما بعضی اوقات نمیتونم …)

آخه مگه چی شده دختر چرا اعصابت خرابه تو که از پس همه چیز داری بر میای پس چرا …

خوب آره میترسم که…!

اما…

چرا اون روز نمیرسه …؟

آخه تا کی …؟

گفتن شاید تا آخر این هفته …

من که چشمم آب نمیخوره …

به هر حال یکی تون رو (مشکلات) به همین زودی رو سیاه میکنم و اگر تو نیای خودم میام سراغت فقط امیدوارم نتیجه کار اونی باشه که میخوام …

حداقل فعلا برای راحتی روح و روان خودم تصمیم گرفتم فقط به تو که به همین زودی ها می تونم بیام و شکستت بدم فکر کنم …

اینجوری اعصابم راحت تره …


پ .ن :

خیلی وقتا دوست داشتم بعضی حرفایه دلم و که نباید خیلی رک بزنیشونو اینجا بنویسم اما میترسیدم در موردم قضاوت های اشتباه بشه (شاید عاشقه . شکست خوردست . دختره ترسوییه . کم طاقته . ضعیفه . و و و) اما با شناختی که تا الان از اکثرتون پیدا کردم و از اونجایی که حرفایه بعضی هاتون بعضی اوقات که لازم دارم خیلی آرومم میکنه و از اونجایی که واقعا دوست داشتم در آینده و حتی الان داشته باشمشون به خاطر همین تصمیم گرفتم راحت باشم …

و امیدوارم شما هم بتونید تحمل خودم و حرفام کنین…

[جامعه وبلاگ نویسان بوشهر] فرستادن به فیسبوک فرستادن به بالاترین فرستادن به دنباله
نوشته بعدی : »
نوشته پیشین : «

بوشهری و وبلاگ نویس هستید؟ رایگان ثبت نام کنید !

پرتال فروشگاه ساز اینترنتی بازارگاه No foi possvel encontrar o ficheiro pretendido.