خیلی سخته ….
دکلمه زیر از مریم حیدرزاده هستش با نام خیلی سخته
نمیدونم چرا با خوندن این دکلمه یه حس عجیبی پیدا کردم . اشک صورتم رو پر کرد .
واسه اینکه جلوی چشمام باشه این دکلمه گذاشتمش اینجا . نمیدونم شما با خوندن این دکلمه چه حسی پیدا میکنید .
خیلی سخته

خیلی سخته چیزی رو که تا دیشب بود یادگاری

صبح بلند شی و ببینی که دیگه دوسش نداری

خیلی سخته که نباشه هیچ جایی برای آشتی

بی وفا شه اون کسی که جونتو واسش گذاشتی

خیلی سخته تو زمستون غم بشینه روی برفا

می سوزونه گاهی قلب و زهر تلخ بعضی حرفا

خیلی سخته اون کسی که اومد و کردت دیوونه

هوساش وقتی تموم شد بگه پیشت نمی مونه

خیلی سخته اگر عمر جادوی شعرت تموم شه

نکنه چیزی که ریختی پای عشق اون حروم شه

خیلی سخته اون که می گفت واسه چشات می میره

بره و دیگه سراغی از تو ونگات نگیره

خیلی سخته تا یه روزی حرفهای اون باورت شه

نکنه یه روز ندامت راه تلخ آخرت شه

خیلی سخته که عزیزی یه شب عازم سفر شه

تازه فردای همون روز دوست عاشقش خبر شه

خیلی سخته بی بهونه میوه های کال رو چیدن

بخدا کم غصه ای نیست چن روزی تو رو ندیدن

خیلی سخته که دلی رو با نگات دزدیده باشی

وسط راه اما از عشق یه کمی ترسیده باشی

خیلی سخته که بدونه واسه چیزی نگرانی

از خودت می پرسی یعنی می شه اون بره زمانی؟

خیلی سخته توی پاییز با غریبی آشنا شی

اما وقتی که بهار شد یه جوری ازش جدا شی

خیلی سخته یه غریبه به دلت یه وقت بشینه

بعد به اون بگی که چشمات نمی خواد اون رو ببینه

خیلی سخته که ببینیش توی یک فصل طلایی

کاش مجازات بدی داشت توی قانون بی وفایی

خیلی سخته که ببینی کسی عاشقیش دروغه

چقدر از گریه اون شب چشم تو سرش شلوغه

خیلی سخته و قشنگه آشنایی زیر بارون

اگه چتر نداشته باشی توی دستا هردوتاشون

خیلی سخته تا همیشه پای وعده ها نشستن

چقدر قشنگه اما واسه ی کسی شکستن

خیلی سخته واسه ی اون بشکنه یه روز غرورت

اون نخواد ولی بمونه همیشه سنگ صبورت

خیلی سخته بودن تو واسه ی اون بشه عادت

دیگه بوسیدن دستات واسه اون نشه عبادت

خیلی سخته چشمای تو واسه ی اون کسی خیسه

که پیام داده یه عمر واسه تو نمی نویسه

خیلی سخته که دل تو نکنه قصد تلافی

تا که بین دو پرستو نباشه هیچ اختلافی

خیلی سخته اونکه دیروز تو واسش یه رویا بودی

از یادش رفته که واسش تو تموم دنیا بودی

خیلی سخته بری یک شب واسه چیدن ستاره

ولی تا رسیدی اونجا ببینی روز شد دوباره

مریم حیدرزاده

بریم سر وقت پی نوشت ها :

پ.ن ۱ : این روزها جدا خیلی داره سخت میگذره ها . واسه من که اینجوریه . واسه شما دوستان چطور میگذره ؟؟

پ.ن ۲ : امتحانات هم که شروع شده و دیگه با بچه ها نمیشه رفت بیرون . همشون درس و امتحان دارند . این وسط گناه من و اون دوستایی که امتحان نداریم چیه ؟؟؟ ها ( ایموشن لی لی پوت چوب به دست :دی )

پ.ن ۳ : از یه دوست عزیز تشکر میکنم . اون دوست عزیز باهام حرف زد و گفت که استعدادت خوبه تو عکاسی منتها منتها اگه بیشتر دقت کنی . حالا تصمیم گرفتم برگردم کارگاه عکاسی اما بیننده خاموش جلسات کارگاه باشم و هرگاه که حس کردم عکسی که گرفتم خوب شده اون وقت عکسم رو میبرم که شرکت کنم تو جلسات نقد عکس .

پ.ن ۴ : از دیروز شروع کردیم افتادن به جون هر چی پارچه که داریم و دادیم به خیاط که برامون لباس بدوزه .

خاطره نوشت مربوط به عروس پ.ن ۴ :

آخه روز شماری برای اون ۲ تا عروسی که بعد از ماه صفر داریم داره شروع میشه . عروسی بهترین دوستم و همبازی بچگیهام . دوست عزیزی که فاصله سنیمون همش ۶ روزه و کلی با هم جوریم . دوستی که دارم با وجودی که داره ازدواج میکنه  ولی باز هم سعی میکنیم هر چیزی که میخریم شبیه هم باشه .

آخی یادش بخیر کلاس سوم ابتدایی که بودیم همه وسایل هامون رو شبیه هم خریدیم . از کیف . کفش . مانتو . دفتر و ….. ( البته اون موقع خیلی شبیه هم بودیم . طوری که معلم ها جابجا میگرفتنمون :دی )  یه روز معلم کلاسشون من رو با دوستم اشتباه گرفت و هی پیله میکرد که چرا سر کلاس نمیای . حالا هی ما اصرار که بابا من شاگرد تو نیسم . ول نمیکرد ها آخر سر مجبور شدم برم یه زنگ سر کلاسش بشینم که دوستم حاضری بخوره . شانس آوردم که اون ساعت ما هنر داشتیم . و زنگ بیکاری بود . اینقده حال میداد چون معلممون  آشنا بود و من ترسی از غیبت واین ها نداشتم .

ها راستی واسه عروسی این دوستم قراره عکاسشون باشم و باید از صبح با عروس باشم .  :دی

مجتبی جون اون چک رو از همین حالا آماده کن که دیگه بعد تو اون وضعیت نخوای چک بدی  :دی

بهترین دوستم . بهترین همبازی کودکیهام و بهترین همسفر مسافرت هام  دوست دارم و برات آرزوی  خوشبختی میکنم .

وییییییییی خیلی شد .

ببخشید دیگه .

[جامعه وبلاگ نویسان بوشهر] فرستادن به فیسبوک فرستادن به بالاترین فرستادن به دنباله
نوشته بعدی : »
نوشته پیشین : «

بوشهری و وبلاگ نویس هستید؟ رایگان ثبت نام کنید !

پرتال فروشگاه ساز اینترنتی بازارگاه No foi possvel encontrar o ficheiro pretendido.