اندر حکایت اعتراف مرد سیاسی !!

مردی بود که فعالیت سیاسی می کرد ، نقد دولت ، نقد اجتماعی ، گلایه از وضع موجود و …

روزی به همسرش گفت که  احتمال دارد او را به دلیل فعالیتهایش دستگیر کنند ( البته به احتمال زیاد زندانی سیاسی محسوب نمی شده ) و او نتواند در برابر لطافتها و گفتمانهای آنها دوام بیاورد ( و البته متنبه شود ) و مجبور به اعتراف شود و گفت اگه با خودکار قرمز اعتراف کردم دروغ می گم و اگر با خودکار غیر قرمز اعترفنامه بنویسم راست می گم .

مدتی گذشت و مرد به دلیل فعالیت زیاد دستگیر و راهی زندان شد و بعد از اینکه با او با مهریانی و لطافت گفتمان کردن او را مجبور به متنبه شدن کرده و خواستند در قالب نامه ای به همسرش از کارهای خود ابزار پشیمانی و از اوضاع زندان و رفتار ماموران با شخصیت تعریف کند ، مرد حکایت ما اینگونه اعترافنامه می نویسد :

” با سلام به همسر عزیز و مهربانم … ( تو مسائل خصوصی مردم دخالت نمی کنیم ) من قبل از اینکه به این مکان ( زندان ) بیام در اشتباه بودم اما اینجا فرصتی فراهم شد تا بتوانم در خلوت به گذشته خودم فکر کنم و اشتباهاتم پی ببرم و به درستی کسانی که از آنها انتقاد می کردم ایمان بیاورم ، اینجا هم وضع ما خیلی خوبه ، جای راحت ، امکانات خوب و بازجوهای باشخصیت و مهربان ، فقط تنها مشکل من اینه که اینجا خودکار قرمز ندارم . “

سبز باشید .

[جامعه وبلاگ نویسان بوشهر] فرستادن به فیسبوک فرستادن به بالاترین فرستادن به دنباله
نوشته بعدی : »
نوشته پیشین : «

بوشهری و وبلاگ نویس هستید؟ رایگان ثبت نام کنید !

پرتال فروشگاه ساز اینترنتی بازارگاه No foi possvel encontrar o ficheiro pretendido.