غزل ۳

تو پرسیدی که رنگ شعر من سرخ است یا آبی

و من گفتم پیامی از نگاهی غرق بی تابی

تو میدانی که بی تابی برایم حکم مردن شد

و من محکوم مردن های پر تکرار و قلابی

ولی قلبم نمی داند ، نمی فهمد ،نمی میرد

وگرنه طالعی بودم به گرد روی مهتابی

و اینک زنده ام تا زجر دیدن های اجباری

و دلتنگ عبور از مرز دریاهای گردابی

دلیل آبی دریا نگاه سرخ چشم توست

ولی تیغ نگاهت را به جز در دل نمی یابی

حدیث عهد و میثاقم به خون دل نوشتم تا

بگویم آنچه هستی را به روی صفحه ی نابی

 تصاویر زیباسازی ، کد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچک دات نت www.pichak.net

لطفاً نقد کنید. متشکرم

[جامعه وبلاگ نویسان بوشهر] فرستادن به فیسبوک فرستادن به بالاترین فرستادن به دنباله
نوشته بعدی : »
نوشته پیشین : «

بوشهری و وبلاگ نویس هستید؟ رایگان ثبت نام کنید !

پرتال فروشگاه ساز اینترنتی بازارگاه No foi possvel encontrar o ficheiro pretendido.