عید کم سعیدا!

عید کُم بر همه کُموها مبارک و میمون باد!


از امروز هر چه میخواهیم میخوریم! از صبح میخوریم تا شب! اینقدر که شکممان ترک بردارد!


—-


پ.ن ۱: اوف راحت شدما! کامپیوتر قدیمی خودمو (رم ۱۲۸ گرافیک ۶۴ سی پی یو ۱.۸) دادم به بابام و یه کامپیوتر بالاتر (رم ۲ گیگ گرافیک خوب و سی پی یو طرفای ۵) ازش گرفتم به اضافه یه مانیتور ال سی دی ۱۹ اینچ ال جی! حالا دیگه کلی حال خواهم کرد!


پ.ن ۲: یه هفته و خرده ای میشه که میرم سر کار صبح تا شب، خستگیش اصلا مهم نبود و نیست، اما دلتنگی و دوری… و چه حیف و چه بی استفاده گذشت زمان. باشی و دور؟ واویلا!


پ.ن ۳: دو تا استخاره در دو مورد که هر دو مستقیما میتونست به استقلال مادی و معنوی من منتهی بشه گرفتم و هر دوش به شدت بد افتاد. (خودم نگرفتما دادم یک آدم درست حسابی گرفت) و حالا به شدت در ضد حال به سر میبرم! حالا که بعد از عمری پدر و مادرم با این دو مورد موافقت کردن، قرآن جلوی من ایستاد.


پ.ن ۴: احساس دوگانگی دارم. انگار سر دوراهی گیر کردم. یه جورایی حس میکنم عقاید مذهبی، اهداف و آرزوها، مسائل سیاسی و احساسات قلبیم به جون هم افتادن. بعضی جاها عقاید مذهبی با دیدگاه سیاسی تضاد پیدا میکنه، بعضی وقتا با احساسات قلبی و بعضی وقتا با آرزوها و اهدافم. نکنه در نهایت مجبور بشم بین دین و احساسات و اعتقادات جدیدم یکی رو انتخاب کنم؟ آدم میتونه با کمک دین پا روی قلبش بذاره؟ یا برعکس، با شعار عشق و آرزو خدا و دین رو ول کنه؟


پ.ن ۵: طبق چشم انداز یک سال آینده مبنی بر خرخوانی، برنامه ای بس مخوف نوشتیم و اراده و عزم خود را بر آن قرار دادیم تا با الگو گرفتن از شغل اخیر، صبح تا بعدازظهر را یکسره به شرکت در کلاسهای دانشگاه و یا درس خواندن در قرائت خانه سپری کنیم!  (حالتون بهم خورد؟!)


 

[جامعه وبلاگ نویسان بوشهر] فرستادن به فیسبوک فرستادن به بالاترین فرستادن به دنباله
نوشته بعدی : »
نوشته پیشین : «

بوشهری و وبلاگ نویس هستید؟ رایگان ثبت نام کنید !

پرتال فروشگاه ساز اینترنتی بازارگاه No foi possvel encontrar o ficheiro pretendido.