ساعت نه و سی دقیقه بامداد.
بومبببببببببببب!!!!!
نوری کورکننده در آسمان پدیدار میشود. ستاره ای گذشت. چه بود؟ ستاره ی سهیل بود؟ واویلا!
پانزده شهریور شصت و هفت….
It’s time
What the –biiiipp
رضا هستم خوشحال هستم. امروز بیست و یک سالم پر شد. امروز رفتم توی دومین سال از ده ساله ی سوم زندگیم!
یعنی واقعا یک سال از زمانی که تصمیم گرفتم ده سالی پر از موفقیت داشته باشم طی شد؟! اوه شت!! ![]()
پارسال یک تصمیم انتحاری گرفته کردم تا به شدت لاغر بشم. حالا بعد از یک سال از ۱۰۵ رسیدم به ۸۵… خوبه! حالا فقط مونده ریزه کاری که سه ماه دیگه طول میکشه! (بدنسازی و اینجور مزخرفات)
امسال یه تصمیم انفجاری میگیرم. ترم ۵ و ۶… سخت ترین ترم های این رشته! ادبیات انگلیسی! امسال باید فقط خر بزنم. خررررررر…. دیگه واقعا اگه بگید خرخون ناراحت نمیشم. انرژی امسال فقط روی درس میره… ایضاْ ارتقا سطح عمومی زبان و زدن تست های زبان انگلیسی عمومی کارشناسی ارشد.
سال خرخونی.. سال اصلاح الگوی برنامه ریزی… سالی پر از ادبیات انگلیسی! سالی که توش باید صد در صد سینیور کانون زبان رو بگیرم تا سال بعدش (سال استقلال!) بتونم تو کانون زبان تدریس کنم! سالی که دانش عمومی زبان در کنار دانش ادبی انگلیسی باید به نقطه ی اوج برسن، وگرنه کنکور کارشناسی ارشد رو میبازمو باید سربازی رو به جون بخرم….
خب دیگه طولانی شد ![]()
تولدم مبارک! ایشالا وقتی برسه که همه دوستا با هم باشیمو تولدای همو جشن بگیریم و شاد و خندون در کنار هم خوش بگذرونیم ![]()
![]()
| [جامعه وبلاگ نویسان بوشهر] |
|
|
| نوشته بعدی : عید کم سعیدا! » | ||
| نوشته پیشین : « بوی ماه مهر | ||
بوشهری و وبلاگ نویس هستید؟ رایگان ثبت نام کنید ! |
||
|
||
