باووو این نابودگر عجب فیلم توپسیه!!! با اینکه این همه سال ازش گذشته (چه ترمیناتور ۱ چه ۲ و چه ۳) همچنان جذابیت و شگفتی های یه فیلم اکشن و پر از جلوه های ویژه رو داره!

ترمیناتور ۱:
یه روبوتی رو از سال ۲۰۲۹ میفرستن به ۱۹۸۴ تا سارا کانر رو نابود کنه. سارا کانر قرار بید جان کانر رو به دنیا بیاره و جان کانر کسیه که با تشکیل و تربیت نیروهای متخصص میتونه جلوی روبوت های هوشمند بایسته و خلاصه سعی کنه دنیا رو از شر تکنولوژی از کنترل خارج شده نجات بده. همزمان جان کانر یه یارویی رو میفرسته به همون سال ۱۹۸۴ تا جلوی ترمیناتور رو بگیره و نذاره سارا کانر کشته بشه. خلاصه یه سری ماجراها پیش میاد که در نهایت هم ترمیناتور از بین میره، هم سارا کانر زنده میمونه و هم حامله میشه! (پدر بچه کیه؟! همون یارو!) ![]()
با اینکه همه تیپ ها و قالب فیلم خیلی قدیمی بود و یه جورایی تو ذوق میزد، از لحظه لحظه ش لذت بردم. هیجان و قصه جالبی داشت و با وجود خالی های خفنی که بسته شد، اصلا از این یکی دو ساعت فیلم خسته نشدمو تا آخرشو دیدم.
ترمیناتور ۲:
جان کانر به دنیا اومده و ده دوازده سالشه. سارا کانر تو تیمارستان بستریه. یه موجود خیلی خفن تر از ترمینیتور به این زمان میاد تا جان کانر بچه رو بکشه. یه ترمینیتور هم از طرف جان کانر آینده مامور میشه به این زمان بیاد تا از جان کانر بچه محافظت کنه. این یکی فیلم واقعا بالا پایین زیاد داشت و سرتاسر هیجان و خوفناکی بود. من واقعا از این همه جلوه ویژه لذت بردم و از آرنولد خوشم اومد. (تو ترمیناتور ۱ آرنلود نقش منفی داشت و خیلی به دل نمیچسبید) پر از خالی بندی بود ولی تا آخرشو دیدمو حظشو بردم ![]()
ترمیناتور ۳:
قبلاْ دیدمش. الان حسش نیست دوباره ببینم، ولی چون قبلا ۱ و ۲ رو ندیده بودم شاید حتما ببینمش! میگفتن ترمیناتور ۱ و ۲ خیلی قشنگ تر بوده. موافقم. یه جورایی آدم توقعش میره بالا.
—
پ.ن۱: نگید باز جو گرفتت. قدیمیه فیلماش اما من اولین بارمه دیدم! ![]()
پ.ن۲: تصمیم دارم روزی یه فیلم ببینم. هر فیلمی به نظرم جالب اومد یه پست درباره ش میزنم! ![]()
پ.ن۳: ماشالا حس میکنم نسبت به سال های پیش واقعا لیسنینگم بهتر شده. برای دیدن و فهمیدن فیلما به زیرنویس نیازی ندارمو لازم نیست عقب جلو کنم. ایول بالاخره این رشته زبان یه جا به دردم خورد ![]()
پ.ن۴: زری جون اینقدر گیزر نده به اشغ و اینا! من آبرو هر چی اشغ و آشغیه بردم نظر ندم بهتره ![]()
پ.ن۵: روزه داران عزیز، کمتر از ۳ روز دیگر تا آن روز شوم مانده! ![]()
پ.ن۶: تصمیم دارم برا هر سال زندگیم یه نام انتخاب کنم. دو سال پیش یادمه اسمش رو گذاشتم سال تحول، و واقعا یک تحولاتی ایجاد کردم. پارسال رو میذارم سال لاغر شدن، که شدم. امسال شاید اسمشو بذارم سال اصلاح الگوی برنامه ریزی! یا شایدم سال خرخونی
هدفم اینه که از نظر درسی به یه نقطه اوج برسم. سال بعدیش میشه سال مرد شدن! یعنی سالی که شروع میکنم به تمرین استقلال و بالا کشیدن شلوار خود، به تنهایی. برای امسال که قراره خر بزنم نامی پیشنهاد بدهید.
پ.ن۷: نخوندید؟ اشکال نداره، اما نظر بدید! ![]()
| [جامعه وبلاگ نویسان بوشهر] |
|
|
| نوشته بعدی : عید کم سعیدا! » | ||
| نوشته پیشین : « بوی ماه مهر | ||
بوشهری و وبلاگ نویس هستید؟ رایگان ثبت نام کنید ! |
||