این روزها

سلام , نماز روزهاتون قبول باشه , این ما رمضان هم داره به مقصد میرسه , ایشاالله طاعات و عباداتتون قبول باشه و پیشاپیش جا داره عید سعید فطر رو خدمت همه دوستان عزیز تبریک عرض کنم.

شاید این مطلب زیاد باشه ولی …

این روزها بیشتر دارم خاطراتمو مرور میکنم که با بعضی از این خاطره ها که داشتم لبخند بر لبم میاد و با بعضی هاش غمگین میشم و منو تحت تاثیر قرار میده

این روزها دارم خودمو با عکاسی و ادیت عکس سرگرم میکنم , قصد دارم چند تا از عکسایی رو که دوستشون دارم رو پوستر کنم واسه خودم  و دارم روی اونها کار میکنم

این روزها همش دارم فکر میکنم  به گذشته , حال و آینده که چی بود چی شد و چی خواهد شد

این روزها دارم میگردم دنبال کار یا برم آموزش ِ مرتبط با رشتمو ببینم ولی …

این روزها درگیر  قبل و بعد مراسم افطاری  خانه وبلاگ نویسان بودیم, چون لذتشو هنوز داریم حس میکنیم . و خدا را شکر میکنم از این که میبینم دوستان راضی بودن

و این روزها

پی نوشت :

پ.ن.۱) فصل پاییز هم داره نزدیک میشه , فصل پاییز واسه من حال و هوای دیگه ای داره اللخصوص امسال

پ.ن.۲) دوست ندارم اون چیزی که فکر میکنم بشه , خودش میدونه چرا …

پ.ن.۳) اول دی

پ.ن.۴) ۱۵/۶/۱۳۸۹ قرار شده یادم بمونه

پ.ن.۵) این رسمش نبود بعد از این همه سال , رسمش نبود…

پ.ن.۶) گزارش مراسم افطاری و عکس های این مراسم

پ.ن.۷) تنهایی و سکوت . یه جورایی دلم گرفته , دلم سفر میخواد , شادی , بارون و … ولی کو؟

پ.ن.۸)jealous

پ.ن.۹) خیلی وقتها نمیگذارند سرنوشتت رو خودت تعیین کنی , میگن این راهته برو

پ.ن.۱۰) ۹ شهریور روز جهانی وبلاگ نویسی  است و در ۱۶ شهریور هم اولین پست بلاگی در ایران ثبت شده پس جا داره به همه دوستان عزیز وبلاگ نویس تبریک بگم

پ.ن.۱۱)جملات کوتاه

۱-عشق در دریا غرق شدن است و دوست داشتن در دریا شنا کردن.     (دکتر علی شریعتی)

۲-خنده بهترین اسلحه ی جنگ با زندگی است.     (آناتول فرانس)

۳-بی اطلاعی از نادانی خود دردی است که نادان ها به آن گرفتارند.     (الکوت)

۴-زندگی برای مردم حساس غم انگیز و برای مردم فکور خنده است.    (سونیت)

۵-آنچه جذاب است سهولت نیست، دشواری هم نیست،بلکه دشواری رسیدن به سهولت است…(کوروش کبیر)

۶-تصور شما ، قویترین استعداد شماست ؛ پس تصور خود را بر چیزهای دوست داشتنی و روابط خوب معطوف کنید!

*****************************

دو شعری که این روزها زیاد زمزمه میکنم , هرچند قدیمیه ولی …

آدما با هم و تنهان هر کدوم یه جور معمان

بعضی واژه ها یه رازن بعضی واژه ها بی معنان

آدما نقشای رنگین گاهی شادن گاهی غمگین

آخه زندگی بنا نیست که سراسر باشه شیرین

زیر آسمون این شهر چرا دشمنی چرا قهر

وقتی که می شه تهی کرد جام زندگی رو از زهر

 *************************************************

حرف من ، حرف خودم نیست
حرف خاکه ، حرف ریشه‌ست
حرف دیروز ندیده ، حرف فردا و همیشه‌ست
صحبت سکوت سردِ آدمای توی قابه
حرف این صورتکا نیست، حرف اون ور نقابه
حرف تردید یه نسله میون رفتن و موندن
بین خوابیدن تا ظهر یا دم سحر پریدن
یکی باید بگه آخر من و تو کجای کاریم
وسط یه راه روشن یا هنوزم توی غاریم
یکی باید بگه آخر چرا رنگ ما پریده؟
چرا با این همه عینک هیچ کسی ما رو ندیده؟
تو بگو اگر که حرفام ، واسه تو شنیدنی نیست
منِ امروز و نگاه کن ، دیگه عکسهام دیدنی نیست
حرف آخر رو نمی‌گم ، تا نگی خوابت پریده
هرکی رو دیوار گوشش ، آخرین حرف رو شنیده

حرف تردید یه نسله میون رفتن و موندن
بین خوابیدن تا ظهر یا دم سحر پریدن
یکی باید بگه آخر من و تو کجای کاریم
وسط یه راه روشن یا هنوزم توی غاریم
یکی باید بگه آخر چرا رنگ ما پریده؟
چرا با این همه عینک هیچ کسی ما رو ندیده؟

***************************************

یکی از آخرین عکسهایی که کار کردم

پ.ن.آخر: خیلی دوست داشتم بهتر و پر محتوا تر بنویسم ولی …

در پست بعدی احتمالا” اگه زنده باشم میخوام راجه به دانشگاه آزاد بنویسم , چون اینروزها همه در تکاپوی ورود و خروج اون هستن.

[جامعه وبلاگ نویسان بوشهر] فرستادن به فیسبوک فرستادن به بالاترین فرستادن به دنباله
نوشته بعدی : »
نوشته پیشین : «

بوشهری و وبلاگ نویس هستید؟ رایگان ثبت نام کنید !

پرتال فروشگاه ساز اینترنتی بازارگاه No foi possvel encontrar o ficheiro pretendido.