چی فکر میکردیم، چی شد!
اصلا دل و دماغ پست زدن تو روز تولد رو نداشتم. الانش هم نمیدونم چی باید بنویسم. فقط بگم این شش ماه گذشته به اندازه بیست سال سخت و طاقت فرسا بود و روزهای سخت تری در پیش رو دارم. انگار که خدا می خواد سر یک سال از یه بچه پاستوریزه ی مصرفی یه مرد گردن کلفت تولیدی دربیاره!

پ.ن: پریروز تولدم بود. یه سری آدما با اس ام اس و چند نفر هم با تماس تلفنی تبریک گفتن، از بعضیاشون که بسیار بهشون ارادت دارم تشکر میکنم و از بقیه نه. چون بدون پیام تبریکشون خیلی احساس خوشحالی بیشتری داشتم.

[جامعه وبلاگ نویسان بوشهر] فرستادن به فیسبوک فرستادن به بالاترین فرستادن به دنباله
نوشته بعدی : »
نوشته پیشین : «

بوشهری و وبلاگ نویس هستید؟ رایگان ثبت نام کنید !

پرتال فروشگاه ساز اینترنتی بازارگاه No foi possvel encontrar o ficheiro pretendido.