سفرنامه – قسمت اول

 


فصل اول : ایران- شلمچه


ساعت ۴ حرکت بود ما تا ۴ داشتیم تو خیابون عاشوری دنبال شرکت زیارتی حضرت زینب میگشتیم هی


تو دلم می گفتم نکنه جا بمون خلاصه یه دور کل عاشوری و گشتیم تا فهمیدیم همین اول خیابونه


پیش سر خروسه هست  ها همونجا بود ولی خو همه سوار شده بودن و من شانس آوردم دختری


تنها و بی کس بودم و آقایون منو یه ردیف جلوتر از بوفه جا دادن اما ۲ تا صندلی داشتم یکی خودم


یکی هم همسفر خیالی ام  خو چکار کنم تنهایی حوصله ام سر می رفت واسه همین تو خیالم هی


حرف میزدم ! جلو یه آقایی نشسته بود که همه اش کتاب میخوند ، سمت راستم دوتا خانوم بودن که از


اول تا آخر هی غر میزدن با تلفنم زیاد و بلند حرف میزدن . پشت سرم هم رو بوفه ۲ آقای جوون بودن که


یکی نامزد داشت و مداح بود یکی هم می خواست زنشو طلاق بده  آمارشونو درآوردم خو  .


حالا به کوتاه نوشتام توی مسیر بوشهر تا شلمچه دقت کنید : ۱- ای آب فرات از کجا میایی ، آلوده و


ناپاک تو چرا میایی ؟  ۲- هدف دوست داشتنی مشکلات رو آسون میکنه ۳- سرم درد گرفتا چراغو


خاموش کن ۴- لالایی با صدای نظار قطری  ۵- آبمیوهه تاریخ مصرفش گشته ! ۶- وضو بگیرید در


وضوخانه ای که آب ندارد  ۷- ما موتور سواریم فقط مونده تک چرخ بزنیم ( اینو همون گفت که میخواست


زنشو طلاق بده آخه رو موتور نشسته بود دیگه  ) ۸- وقتی دردی داری که نمیشه به کسی گفت


چکار باید کرد آیا ؟   ۹- عجب دنیای وارونه ای استارت میزنه خاموش میشه   ۱۰- یه آقایی


از پشت عارق زد یه خانومی گفت بوش   ۱۱- یه خانومی میزنه زیر خنده آقاهه میگه این خنده بود


یا گریه ؟   ۱۲- روحانی که پیرمرد ۷۰ ساله رو به صیغه کردن زنا تشویق میکنه   ۱۳- آبمیوه


ها طلسم شده بدمزه است


ساعت ۲ نیمه شب رسیدیم شلمچه . تا حالا دم مرز نرفته بودم  ملت تو حسینیه شهداء شلمچه


گروه گروه با کارواناشون نشسته بودن و منتظر که نوبتشون بشه اتوبوسا بیان تا حرکت کنن . آقا ما بعد


نماز صبح و زیارت عاشورا گفتیم یه چرت بزنیم  همونجا دراز کشیدم کنار چمدونم پیشه بقیه ( کاروان


حضرت زینب ) چشمام گرم شده بود که احساس کردم یکی داره آواز میخونه اول فکر کردم دارم خواب


میبینم مث کتاب کنار هم خوابیده بودیم چادرمو زدم کنار این ورم که یه خانومی خوابیده بود رو مو کردم


اون ور دیدم بله یه پیرمردی کنارم خوابیده داره آواز میخونه . ساعت ۱۰:۳۰ بود که رفتیم سوار اتوبوس


شدیم که بریم مرز . خلاصه بگم که در گرمای نقطه جوش همراه با چمدانهامون با پای پیاده تا از بازرسی


این آمیریکاییا و عربا راحت شدیم ساعت ۱ ظهر شد که رسیدیم به اتوبوسای عراقی که ما رو تا نجف


می بردن .


فصل دوم : نجف- سامرا


غروب به نجف رسیدیم و بعد از استقرار تو هتل یا همون فندوق عربا  با آب جوش غسل زیارت کردیم


 و رفتیم حرم حضرت علی (ع)  آدم باورش نمیشه که واقعا اونجاست مثل خوابه  خلاصه میگم


که بلاگفا گیر نده و گمرکی نگیره ازم  ها دیگه اون هی برقا قطع میشد از شیر آب سرد آب جوش


می اومد که من به هم اتاقیام که یه پیر زن با دختر ۴۳ سالش بود پیشنهاد دادم صبحا با آب دوش جای


درست کنه ولی نمی دونم چرا قبول نکرد  . فردا عصر رفتیم  زیارت حرم مسلم بن عقیل و مسجد


سهله  و خانه حضرت علی ( چه خونه دلبازی هم داشته )  . فردای اون روز رفتیم مسجد کوفه ، این


مسجد از مقدس ترین جاهای دنیاست چون از آدم تا خاتم اونجا بودن و نماز بجا آوردن یه عالمه مقام


اونجا بود مقام پیامبران و امامان زیادی ، از جمله حضرت ابراهیم ، حضرت نوح ( و جایی که کشتی نوح


به گل نشسته بود ) ، حضرت محمد (ص) حضرت ادریس ، حضرت آدم ، امام صادق ، امام سجاد و …


خیلی زیاده کلا اونجا ۷۲ رکعت نماز داره یعنی تو هر مقامی ۲ تا ۴ رکعت نماز داشت ما از ساعت ۴ عصر


که اونجا رسیدیم تا بعد از نماز مغرب مشغول نماز خوندن بودیم کلا ۳۷ رکعت بیشتر نشد همه رو


نخوندیم اصلا هم خسته نشدیم چون دسته جمعی بودیم خیلی حال داد .  ( مسجد سهله هم


تریبا مثل مسجد کوفه مقام زیاد داشت اونجا هم نماز زیاد خوندیم از همه اش منحصر به فرد تر جایی بود


که امام زمان اونجا غیبت کرده بودن صغری و کبری شو نمیدونم  .


میدونم اصلا خسته نشدین از خوندن پس ادامه میدم  بعد از ۲ روز و ۳ شب ساعت ۴ صبح حرکت


کردیم سمت سامرا مسیر خیلی سخت ، طولانی و خسته کننده ای بود و گرما بیداد میکرد کولرهای


اتوبوس اصلا خنک نمی کرد و آب جیره بندی بود البته من که جیره ای بودنشو حس نکردم چون تا میگفتم


تشنه امه ۶۰ نفر بهم آب تعارف میکردن  کلا چون از همه کوچیکتر بودن زیادی هوامو داشتن


بابا اینا گفتن من تنها برم تا یه کم از لوس بودنم کم شه نفهمیدن اونجا لوس تر میشم  . ظهر


رسیدیم سامرا خیلی حرم و صحن غریبی بود بعد از انفجارهایی که اونجا شده بود بیشتر شبیه مخروبه


بود تل بزرگی از خاک و سنگ دم در ریخته شده بود و ضریح رو با چوب و پارچه سبز پوشانده بودن و در


حال مرمت و تعمیر اونجا بودن . به ما گفتن که زیاد نمونین زیارت کنید تا زود برگردیم چون اصلا امنیت


نداره . مکانهای زیارتی سامرا ۱- حرم امام هادی و امام حسن عسکری پدر امام زمان ۲- مرقد نرجس


خاتون مادر امام زمان و مرقد عمه امام زمان ۳- سرداب امام زمان که قسمتی از خانه امام حسن


عسکری بوده که بعد از ایشان به فرزندشان حضرت مهدی رسیده .


حرکت به سمت بغداد …


اینکه سمیه تو بغداد چکار کرد و اینا رو در هفته های آینده دنبال کنید تا برنامه بعد


خداحافظ همین حالا


پی نوشت : هر کی پستمو کامل نخونه خره


پی نوشت۲: همه ما عزاداریم – گمشده و خونریزیم !


پی نوشت۳: بهترین خریدار ۲۰۶ های خائن ۰۹۱۷۶۴۴ …..  !!


 

[جامعه وبلاگ نویسان بوشهر] فرستادن به فیسبوک فرستادن به بالاترین فرستادن به دنباله
نوشته بعدی : »
نوشته پیشین : «

بوشهری و وبلاگ نویس هستید؟ رایگان ثبت نام کنید !

پرتال فروشگاه ساز اینترنتی بازارگاه No foi possvel encontrar o ficheiro pretendido.