ریش

به نام آزادی که به همه دادی

وقتی جوون تر بودم و شور جوونی داشتم و به عشق اون روزها ریش کچه ای !!! میزاشتیم خلاصه عالمی داشتیم . اون سالها تازه این جور ریش گذاشتنها مد شده بود و وقتی تو کوچه خیابون راه میرفتیم گوشمون پر بود از گوشه و کنایه های مردم که تازه همچین چیزی رو دیده بودن . 

تا اینکه اومدم سر کار و بخاطر حفظ شئونات اداری تبدیلش کردم به ریش پرفوسوری ( یا به قول یکی از دوستان ریش پرفوریک !!!‌) یه مدتی گذشت تا اینکه یکی از این مسئولها هر روز میومد و ایراد میگرفت که این چیه گذاشتی و این حرفا …

من هم مجبور شدم بعد از پنج سال بزنمش و الان تقریبا سه سالی هست که دیگه خبری از این ریش قشنگها نیست و به عبارتی ساده میگردیم واسه خودمون .

اون روزی داشتم دم در اتاق همون مسئول رد میشدم دیدم پسرش هم تو اتاق نشسته رفتم داخل دیدم که پسرش از همون ریش قشنگها گذاشته .

حرفم نیومد فقط گفتم ” سی ریشش ” !!! سرمو تکون دادم و از اتاق اومدم بیرون.

پی نوشت :

- از کنایه های اون زمان (:دی ) : لنگری ، بعه بعه (‌صدای بز )‌ ، ظهر قلیه خوردی  ، موکت چسبونی و …

- الان کلی عشق میکنم وقتی میبینم جوونا بدون ترس از این مدل ها میزارن .

- کاش میشد دوباره بزارم :-(

[جامعه وبلاگ نویسان بوشهر] فرستادن به فیسبوک فرستادن به بالاترین فرستادن به دنباله
نوشته بعدی : »
نوشته پیشین : «

بوشهری و وبلاگ نویس هستید؟ رایگان ثبت نام کنید !

پرتال فروشگاه ساز اینترنتی بازارگاه No foi possvel encontrar o ficheiro pretendido.