دیوار

تو سرم درد شدیدی حس می کردم ، رو پیشونیم عرق سرد نشسته بود ، چشمام و ابروهام مثل اخم
بهم گره خورده بودن ، انگار چشمام پر از آب بود چون همه چیز و مات می دیدم ، تنم داغ کرده بود ،
دستمو به دیوار گرفتم خدا رو شکر که اون موقع دیوار اتاقم بود وگرنه باید روی زمین مثل مارهای زخمی
می خزیدم . مثل کسایی که چاقو تو شکمشون فرو رفته باشه خم و با چشمای وق زده و مات و گونه -
های خیس با دیوار جلو می رفتم ، رسیدم پشت پنجره باد پرده های توری و سفید رو تکون می داد ،منم
تکون می داد اما من دیوار رو داشتم . نفسهام به شماره افتاده بود و دهنم قفل شده بود ، چیزی که
پشت پنجره می دیدم مثل خوابهای عجیب و غریبی بود که سالها هر شب تکراری می دیدم ! یه عابر
داشت توی مه و تاریکیه کوچه می رفت !! چشمامو بستم بعد حس کردم یه رودخونه از چشمام رو تنم
جاری شد ، نفس عمیق که می کشیدم به جای بازدم چشمه ی چشمام خروشان تر می شد . اون
لحظه یه آغوش می خواستم ، خودمو کشوندم گوشه دیوار و دیوار های اتاق من رو سخت در آغوش
گرفتند ، چه آسون ، چه راحت خوابم برد ، راحت تر از شبهایی که نرفت خوابم برد !!!
پی نوشت۱: هیچ کس نمیدونه من از چی ناراحتم حتی خودم !
پی نوشت۲: وقتی باد درختا رو تکون میده میرم تو رویا چشمام ریز میشه ، قلبم کند میزنه ، دستام
میلرزه ، پاهام آهسته میره ، نبضم نمیزنه ، پلکم نمیپره !
پی نوشت۳: شاید پست بعدی راجع به سفر کربلا نوشتم .
پی نوشت۴: حالم خوش نی ، چشمامو که میبندم دوتا چشم چراغ میبینم که تو تاریکی و خلوت جاده
داره دور میشه !
پی نوشت۵: فحشی که از ته دل دادم : هوسباز آشغال !!!!
پی نوشت۶: دنبال رضایت و لیاقت نباشید آخره آخرش بهت میگن انتخابت اشتباه بود اون لایق نبود !
پی نوشت۷:
ماده ۲۱۷ ق.م.ا ( قانون مجازات اسلامی ) : هرگاه جراحتی که نفر اول وارد کرده مجروح را در حکم مرده
قرار داده و تنها آخرین رمق حیات در او باقی بماند و در این حال دیگری کاری را انجام دهد که به حیات او
پایان بخشد اولی قصاص می شود و دومی تنها دیه جنایت بر مرده را می پردازد .
تنیجه : هیچی دیگه پولداری دیه رو میدی بعد واسه خودت راست راست میگردی !
پی نوشت۸: دکتر بهم گفت یه چیزایی یادم میده که زندگی کنم !