هلیله۳
تعریف هلیله ۳ به سبک هادی
روز یک شنبه ساعت ۶ صبح بیدار شدن- نگاهی به آسمون انداختن و نگرانی بابت بارون- صندوق عقب ماشین هادی و خودمون رو پر کردن- با هادی رفتن- ماشین عوض کردن- بعد دوباره پیاده شدن وبا ماشین محمدباقر رفتن – سر برج سلام علیک، خنده شوخی صحبت – دوباره سوار ماشین شدن – قطار شدن – آدرس دادن محمد به میلاد و ۳ دور چرخیدن تو هلیله و بعد پیدا کردن درخت مورد نظر- آماده کردن وسایل و خوردنی های صبحانه- پهن کردن صبحانه – بارون ، بارون – هر کسی یه جا دویدن – نشستن لیا و دوستش و ادامه خوردن صبحانه ( نون خیس شده کامل با پنیر و حلوا شکری و خیار و گوجه) – خوردن صبحانه زیر چتر کنار هادی ، لیا، فروغ – جمع کردن همه زیراندازا- رفتن به کنار دریا- عکس از ردپا- قول دادن بعضی ها بابت فرستادن عکس ردپا- نم نم بارون- عکس گرفتن دسته جمعی – رانندگی با مزدا ۳ – اعتماد به نفس کامل و نگاه کردن به عقب ماشین مزدا سوار شدن نصفی از بچه ها توی ماشین- سربالایی و تحویل ماشین- برگشتن به جای اول و به زور آتیش درست کردن- درست کردن جوجه و نم نم بارون – والیبال بازی کردن – خوردن ناهار- دوباره بارون ، بارون ، بارون- سوار شدن عقب ماشین مزدا- جیغ، شعر، دست- برگشتن به ساحل- خوردن کیک، چایی ، میوه، تخمه- عکس گرفتن- فال گرفتن هادی- دوباره شوخی خنده و حرف زدن- جمع کردن وسایل و آماده رفتن شدن- خداحافظی با دوستان – حرکت به سمت خونه-………… و هلیله ۳ به خاطره ها پیوست.
پ ن : دست همه دوستان درد نکنه. خیلی خیلی خوش گذشت.
پ ن : بعضی وقتها نباید به جزئیات خیلی مسائل توجه نکرد.
پ ن : باید قدر دوست داشتن ها و دور هم بودنها رو دونست.