…
قرص گریه می خورم
روزی پنج بار
به شوق دیدنت
…
ابروهای در هم رفته
لب های کبود شده
جوانی برباد رفته
…
میمیرد مردی
در امتداد استوایی نگاهت
به وقت گرینویچ
…
راس النهار چشمانت
غصه هایم را
در دریا آب تنی می کنند
…
تیک تاک ساعت
نگاه مردی خسته
و زنی که خیلی وقت است مرده
…………………………………………………………………………

پنکه ، تنها وسیله ای هست که می تونم اینروزها و شبها بهش اعتماد کنم ، سنگ صبور خوبیه ، هربار باش درددل میکنم گریه اش میگیره و جیر جیرش به آسمون می رسه و گوش فلک رو کر می کنه ، با جیر جیرش خیلی چیزها رو به من ثابت می کنه ، او با زبون بی زبونی میگه که رفیق غصه نخور !! و من یادم می آید که چقدر غصه دارم اینروزها ، من تازه یادم می آید که به قول شاعر : پنکه تنها پهلونیه که تو این شهر بی مزد و اجرت داره می چرخه !!!
پنکه تو فقط سه ساله که رفیق من شدی ( درست از زمانی که لنج و ناخدا از پشت خلیج (خلیج تا ابدفارس)برگشتند) یادت باشد که این رفاقت ها به موندنش ارزش داره نه به رفتنش ، پنکه ی سه ساله ی دوست داشتنی من ، تجربه بیست و اندی ساله ام به من می گوید که دیگر به هیچ کس اعتماد نکنم حتی به تو ، همین تو وقتی کمی در چرخیدنت کم آوردی همه ی کاسه کوزه هایت را سرم خرد خواهی کرد ، می دانم ، شاید هم یقین و ایمان دارم به این گفته ، می گویم این را تجربه ام به من می گوید، تمام گریس کاریها ، تمام برق کاریها و تمام تمیز کردن پره هایت را ، تو هم فکر می کنم در یک چشم به هم زدن خیلی زود فراموش خواهی کرد!!!
پنکه ، تو یکی لطفاً با من مهربان باش ( هر چند زمانه تو را نامهربان خواهد کرد، ایمان دارم)
|
شوپیتر بزرگترین فروشگاه هدیه آنلاین ایرانیان ارائه دهنده کارت تبریک تولد عشق روز زن روز مادر روز مرد روز پدر ازدواج عروسک مجسمه تزئینات
|
[جامعه وبلاگ نویسان بوشهر] |
|
| نوشته بعدی : التماس دعا » | ||
| نوشته پیشین : « هایکو ، تو یکی با من مهربان باش لطفاً ….. | ||
بوشهری و وبلاگ نویس هستید؟ رایگان ثبت نام کنید ! |
||