شهاب الدین یحیی بن حبش بن امیرک سهروردی معروف به شیخ اشراق در سال
۵۴۶ هجری قمری، در دهکده سهرورد از توابع زنجان به دنیا آمد. از این دهکده مردان
نامدار دیگری نیز در عالم
اسلام برخاسته اند.
تحصیلات مقدماتی را در مراغه، نزد “مجدالدین جیلی” به پایان
رسانید.
(مراغه همان شهری است که چند سال بعد هلاکو
خان مغول در آن به اشاره خواجه
نصیر الدین طوسی رصد خانهای ساخت که شهرت جهانی پیدا کرد.)
سهروردی پس از آن به اصفهان
رفت که در آن زمان، مهم ترین مرکز علمی در ایران
بود و تحصیلات صوری خود را در نزد “ظهیر الدین قاری” به اتمام رسانید.
مایه
شگفتی است که یکی از همدرسان وی در اصفهان، “فخر الدین رازی” از بزرگترین مخالفان فلسفه
بود. و هنگامی که سال ها بعد و پس از مرگ سهروی نسخه ای از کتاب “تلویحات” وی را به او دادند، آن را بوسید و
به یاد دوست قدیم مدرسه خود که راهی چنان مخالف راه وی برگزیده بود، اشک از دیده
فرو ریخت.
سهروردی پس از پایان تحصیلات رسمی، به سفر کردن در داخل ایران
پرداخت و از بسیاری از مشایخ تصوف
دیدن کرد و بسیار مجذوب آنان شد. در واقع در همین دوره بود که به راه تصوف اقتاد و
دوره های درازی را به اعتکاف و عبادت و تامل گذراند.
سفرهای وی رفته رفته گسترده
تر شد و به آناتولی و شامات
نیز رسید و در این سفر، مناظر شام «سوریه» او را بسیار مجذوب خود نمود.
در
یکی از سفر ها از دمشق
به حلب
رفت و در آنجا با “ملک ظاهر” پسر “صلاح الدین ایوبی” (سردار معروف مسلمانان در
جنگ های صلیبی) ملاقات کرد.
ملک ظاهر که
محبت شدیدی نسبت به صوفیان و دانشمندان
داشت، مجذوب این حکیم جوان شد و از وی خواست که در دربار وی در حلب ماندگار
شود.
سهروردی که عشق شدیدی نسبت به مناظر آن دیار داشت، شادمانه پیشنهاد ملک
ظاهر را پذیرفت و در دربار او ماند.
اما سخن گفتن های بی پرده و بی احتیاط
بودن وی در بیان معتقدات باطنی در برابر همگان، و زیرکی و هوشمندی فراوان وی که سبب
آن می شد که با هر کس بحث کند، بر وی پیروز شود، و نیز استادی وی در فلسفه و تصوف،
از عواملی بود که دشمنان فراوانی مخصوصا از میان علمای قشری برای سهروردی فراهم
آورد.
عاقبت به دستاویز آن که وی سخنانی برخلاف اصول دین می گوید، از ملک
ظاهر خواستند که او را به قتل برساند، و چون وی از اجابت خواسته آن ها خودداری کرد،
به صلاح الدین ایوبی شکایت بردند.
صلاح الدین که به تازگی سوریه را از دست صلیبیون بیرون آورده بود و برای حفظ اعتبار
خود به تایید علمای دین احتیاج داشت، ناچار در برابر درخواست ایشان تسلیم شد.
به همین دلیل، پسرش ملک ظاهر تحت فشار قرار گرفت و ناگزیر سهروردی را در
سال ۵۸۷ هجری قمری به زندان افکند و شیخ همان جا از دنیا رفت. وی در هنگام مرگ، ۳۸
سال داشت.
………………………………………………………………………………….
اهمیت وعمق فلسفه سهروردی که
مهمترین فعالیت آموزشی شیخ شهاب الدین سهروردی بود ،درهمین است که دو اصل به ظاهر
دوراز هم تفکر شرق و غرب را به یکدیگر نزدیک ساخته است . شیخ شهاب الدین یحیی بن
حبشی بن امیرک سهروردی ، بی شک یکی از بزرگان حکمت و فلسفه و عرفان ایران زمین است
.و این حکیم فرزانه درمدت عمر کوتاه ولی پربار خویش ،آثار ارزنده و ماندگاری به
جامعه بشری تقدیم کرده است که از زوایای گوناگون درخور توجه و دقت هستند . هدف اصلی
او در پرداختن به مسایل فلسفی ، احیای تفکر فلسفی ایران باستان وبد و با حکیم
ابوالقاسم فردوسی دریک مسیر قرار گرفت .
شهاب الدین بسیار کم می خورد و اغلب به
یک هفته روزه می گشود . به امور دنیا و ظاهر حال ، خوراک ،پوشاک ، جاه و مقام ،
ضیاع، عقار ، تعنیات مادی و تشخیصات اجتماعی بی اعتنا بود و حتی گاهی برخلاف عرف و
عادت و منظور درهم شکستن قیود و حدود ،جامه و کلاهی دراز و سرخ می پوشید و یا خرقه
ای دیگر بر سر می افکند . اغلب روزها روزه دارو بیشتر شبها در مناجاب و بیدار بود .
به آواز و ترانه خوش و نغمات موسیقی و سماع دلکش عشق می ورزید و در سخن گفتن دلیر و
بی با ک بود . شیخ اشراق درطرح وبیان تجربیات عرفانی خویش ، از تجربیات پیشینیان
خود بویژه متون حماسی بهره برده است و نه تنها ادامه دهنده راه بزرگانی چون فردوسی
دراحیای فرهنگی ایران باستان است ، بلکه درشیوه بیان این مطالب نیز بیش از پیش تحت
تاثیر متون حماسی از جمله شاهنامه است .
……………………………………………………………………………………
آثار: حکمه الاشراق : این اثر
شاهکار فکری و ذوقی سهروردی است . زیرا درآن زبده و نخبه اصول و مسایل حکمت الاشراق
یا فلسفه باستان را آورده است و باید آن را عصاره اندیشه و ذوق و خلاصه تفکر و تدبر
و ره آورده سیر و سیاحت درآفاق وانفس و همچنین نتیجه و ریاضیات و مکاشفات و حاصل
تفحص و تتبع وی به شمار می آورد
می توانید برای دیدن فهرست کامل آثار فارسی و عربی شهاب الدین یحیی سهروردیبه ادامه مطلب رجوع کنید.
| [جامعه وبلاگ نویسان بوشهر] |
|
|
| نوشته بعدی : من-شاید- یک -”ربو،انسانم”! » | ||
| نوشته پیشین : « مثل آن روز ها | ||
بوشهری و وبلاگ نویس هستید؟ رایگان ثبت نام کنید ! |
||
![]() |
||
