زنده گی … !
سلام …
ذهنتون سبز …
دلهاتون رحیم ، اگه نگم قه قهه ، اقلش لبخندی ملیح بر لباتون
… امشب اینو بگم که : طی ده سال اخیر این سومین باری است که خلوت خونه ای به نام وبلاگ شخصی راه اندازی می کنم … اون دوتا هر کدوم بیشتر از دو سال عمر نکردن .
اما اینبار ، همه چیز فرق کرده … وبلاگ نویس ها فراوون شدن و هر کس از یه دری می نویسه …
احساس می کنم قداست ده سال پیش شکسته شده …
اگه ۲۰ تا نظر برا پستت بزارن ، به هر کدومشون که سر بزنی … همه گیج و ویجند …
الکی نظر می زارند که : آپم ، حالا که میری تا طرف عکس ( فلان جوری ) را گذاشته و دلشم خوش که پست جدید گذاشته … آخه آدم رو این موارد چی میتونه نظر بزاره ؟ سریع یه عکس از نت دانلود می کنند و آپ می کنند … به صد نفر هم جار می زنند هی بدو هی بدو که آپ جدید گذاشتم …
تازه این یه موردشه … بعضی ها عکسهای ( فلان فلان جور ) می زارند و به شدت هم متوقع نظر گذاشتن هستند …
واقعا که چی ؟
البته اینم بگم که الحق بعضی وبلاگها هم وقتی بهشون سر می زنی اونقدر پر بار و دلنشینند که آدمو مست می کنند …
و معلومه که کی ها وقت می زارند و کی ها طرفشون را هالو فرض می کنند …
ای کاش دوستان فرهیخته ای که در راس خانه وبلاگ نویسان استان بوشهر ، این بار سنگین را به دوش گرفته اند ، حداقل در محدوده ی استان خودمون یه جریان قوی فرهنگی( که در تخصص خودشونه ) راه می انداختند و با همفکری متخصصین این امر در استان ، اجازه نمی دادند فضای به این زیبایی دچار تفکرات و جریانهای سستی شود که … ؟؟؟؟
به هر حال … ؟
ماهی مست ، عنوان دفتر شعری است که شاعرش آقای ( اورهان ولی ) است
یغما گلرویی هم زحمت ترجمه شو کشیده …
زنده گی … یکی از شعر های این دفتره … با هم زمزمه اش می کنیم …
می دونم زنده گی کردن آسون نیس !
عاشق شُدنُ
ترانه ساختن واسه کسی که خاطرشُ می خوای
شبا زیر فانوس ستاره ها قدم زدن
روزا گرم خورشید شدن
تا کار اَمون می ده یه جای سبز پیدا کردنُ
واسه چن ساعت ولو شدن
تو دریا پریدن
تموم دغدغه ها رُ با آب شستن!
می دونم که آسون نیس این زنده گی! !
ولی جای این مُرده هنوز گرمه!
هنوز ساعتش رو مچ دستش زنده س…
زنده گی آسون نیس
اما مُردن از اونم سخت تره!رفقا!
سبز باشید و قدرتمند
شاکر شکیبا