با تشکر
تقریبا یک هفته و چند روز از شروع تابستون من میگذره …. ۶ تا از درس هام رو نمره زدن که تقریبا راضی بودم ازشون . البته از یکی دو تاش نه ! ولی هنوز نمره یکی از درس ها رو نزدن که من نمی دونم دقیقا استاد محترم داره با برگه ها چی کار می کنه ! یا داره صدم به صدم تصحیح می کنه یا ……. یا نمی دونم والا !
این روزا حسابی یکنواخت و تکراری می گذرن . اینقدر هوا گرمه #:-S که آدم دلش نمیاد از در خونه بره بیرون بره یه کم بیرون و پیاده روی ! یا بره جایی بگرده . نه که خب بوشهرم خیلی بزرگه و اینقدر جای تفریحی داره که آدم نمی دونه کجا بره .
و واقعا هم حیف هست که نداره . جای پیشرفت زیادی داره اگر بخوان و اگر انجام بدن !
بعد از چند وقت یه کتاب خوب خوندم ! بادبادک باز …. واقعا خوب بود . بعضی جاهاش از درد و رنجی که توش بود آدم یه طوری ش میشد .
کار مفید دیگه ای نمی کنم جز اینکه قصد دارم یه کم مطالعه آزاد انجام بدم . اون وقت اگه سرانه آمار مطالعه تو ایران رفت بالا حتما بدونید باعث و بانی ش من بودم . بیاید ازم تشکر کنید
.
هنوز مانیتور کامپیوترم رو نبردم درست کنم و خب فعلا هم قصدش رو ندارم
و به طور کامل از میتیل جان استفاده می کنم ….
.
دلم برای کسی تنگ است /که همچو کودک معصومی/دلش برای دلم می سوخت /و مهربانی را /نثار من می کرد

پی نوشت : خیلی خری !