ابلیس
اسبهایی وحشی بودیم ، با یالهای ابریشمین، آزاد و عاشق ، در دشتهای بی انتها
دشتهای امن مادیانهای بار دار عاشق
و من و تو بی هیچ مانعی همراه با اسبهای مراتع مجاور تا انتهای سبز دشت می دویدیم، از کوه خورشید تا برکه ای که هر شب این گوی سوزان را در آغوش میگرفت
و هر روز عاشق تر می شدیم
تا روزی که حسد ابلیس برانگیخته شد، از این همه آزادی ، از این همه عشق
خطی کشید دور مرتع ، تا بیگانه ای که نمیدانستیم کیست از این خط عبور نکند و ما چه ساده پذیرفتیم.حتی خود ابلیس گمان نمیکرد که به این آسانی فریبمان دهد.پس روی خط را دیواری کشید و روی دیوار را تزیین کرد به گونه ای که ما همه فریفته تزیینات شدیم.دیری نپایید که اندیشه ای غریب بین ما رسوخ کرد ، دشمن!
پس باز هم درون مرتع به دیوار کشی مشغول شدند و هر چه دیوار بیشتر ، ما از هم جدا تر.
تا جایی که برای هر کداممان یک اتاق کوچک به اندازه تنهاییمان ساختند و گفتند این جا مال خود شماست.و ما خوشحال از خانه جدیدمان که فقط مال خودمان بود آنقدر سرگرم خانه شدیم که فراموشمان شد که دیگر با هم نیستیم.نه آزاد هستیم و نه عاشق . حتی اسبهای مراتع دیگر شدند دشمن ما.
حتی تو ، حتی من ، شدیم دشمن هم.به دلیلی که هیچکس نمیدانست چیست.
کم کم پذیرفتیم که همه دشمن هم هستیم و قبول کردیم برای حفظ این حصار و دیوار که زمانی فکر میکردیم جلوی آزادیمان را میگیرد ، جانمان را هم فدا کنیم.
اما اکنون که خوب مینگریم ، میبینیم آن اسبهای شاد و عاشق و آزاد ، شده اند اسبهای بیماری در اصطبلهای ابلیس که نه عشق را می فهمند و نه آزادی را.
پی نوشت ۱: به امید برچیده شدن دیوار ها از هر نوعی که هست ، مرز ، تعصب ، ملیت ، نژاد و مذهب
پی نوشت ۲:به امید نابودی ابلیس از هر نوعی که هست ، شاه ، سلطان ، حاکم
پی نوشت ۳:به امید روزی که من و تو باز هم عاشقانه و آزاد در دشتهای سبز بی انتها با اسبهای مراتع مجاور زندگی کنیم و آزادانه عشق بورزیم ، که تنها راه رهایی از اصطبل ابلیس ، عشق است.
پی نوشت ۴:تو پیامی داری از دور دست ناشناخته و مرا به خاطر اینکه چون تو چشم بسته مجذوبش نمیشوم ، تکفیر میکنی . و من پیامی دارم از عشق و آزادی ، از امروز ، که به آن سخت اعتقاد دارم و تو را گرچه آن را نپذیری ، محترم میدارم و تکفیر نمیکنم.
پی نوشت ۵:آزادی و عشق ، دو موهبت الهی هستندبه هر انسان.اما امروز کار بشر به جایی رسیده است که به امید رسیدن به یکی ، باید دیگری را فدا کند.
