همین چند روز پیش

یادم نیست چند روز پیش بود. ولی صبح ساعت ۷ اومدیم مغازه. فرداش ساعت ۲ ظهر از مغازه رفتیم خونه. بعد دوباره شب ساعت ۱۱ اومدیم مغازه و تا ساعت ۱۲ ظهر فردا موندیم مغازه و کار های یه مشت معماری @!#$@%@ $%^  انجام دادیم. صبح که از مغازه اومدم بیرون اصلا باورم نمیشد که صبح شده. یا مثلا وقتی آفتاب رفته بود وسط آسمون باورم نمیشد که اصلا آفتاب در اومده باشه. خلاصه کلی خستگی و بی خوابی واسه یه مشت معماری @#$@#%@$%#^ D: ولی خیلی حس خوبی بود. البته با دوستان نشستن و پلات گرفتن و فیلم دیدن و … خیلی حال میده. تازه اونم ساعت ۳ یا ۴  صبح.

[جامعه وبلاگ نویسان بوشهر] فرستادن به فیسبوک فرستادن به بالاترین فرستادن به دنباله
نوشته بعدی : »
نوشته پیشین : «

بوشهری و وبلاگ نویس هستید؟ رایگان ثبت نام کنید !

پرتال فروشگاه ساز اینترنتی بازارگاه No foi possvel encontrar o ficheiro pretendido.