ترس

 


ترس دارم که شوم عاشق گیسوی کسی


عاشق سفسطه و عطر و هیاهوی کسی


عشق من باز نوازش خواهم


عاشق روی تو سازش خواهم


باز هم می ترسم، باز هم می ترسم


باز هم می ترسم که شوم عاشق تو همه افسرده تو


دل و دلبسته تو،عاشق خسته تو


عشق من، ای نفسم،دل من تنگ شده


تنوانم که تحمل بکنم فاصله ها


عاقبت دوری و عاشق کشی _ حاصل ما


نفس من دل من تاب ندارد


نور مهتاب ندارد


ترس دارم که همه عشق من عادت باشد


دل من خفته و راحت باشد


تاب گیسوی تو را باد ببرد


نور چشمون تو را خواب ببرد


همه نور دو جهان خاموش است


نور دستان تو در آغوش است


تو به من برگشتی،ترس من دور بشد


این یه رویای محال است، به هم میخندیم


تو به من،من به تو


ترس دارم که به هم برگردیم


تو به من،من به تو


 

[جامعه وبلاگ نویسان بوشهر] فرستادن به فیسبوک فرستادن به بالاترین فرستادن به دنباله
نوشته بعدی : »
نوشته پیشین : «

بوشهری و وبلاگ نویس هستید؟ رایگان ثبت نام کنید !

پرتال فروشگاه ساز اینترنتی بازارگاه No foi possvel encontrar o ficheiro pretendido.