………………….
از وقتی با یه سری دوستای خوب آشنا شدم و دیدم یه هدف جالب دارن تصمیم گرفتم دیگه از خودم و حرفای دلم ننویسم چیزای بنویسم که مفید باشن. اما امروز دیگه نمی تونم که ننویسم این دلم پر از حرفه باید یه جوری خالی بشه .
اینجوری بگم که من تو این سال جدید تصمیم گرفته بودم که نزارم هیچی ناراحتم کنه نسبت به همه چی بی خیال بشم اما دو روزه که بدجوری غصه دارم و ناراحتم و اعصابم داغونه دو روزه که سرم بدجور داره درد می کنه .خدایا تو که از همه چی یعنی تصمیم من با خبر بودی تو چرا میذاری بنده هات اینطوری باعث اذیت دیگران بشن . دیگه حرفی نمیاد واسم که بنویسم آخه من زیاد اهل درد و دل کردن نیستم همیشه خودم بودم و خدام اما از وقتی این وب رو گذاشتم خواستم نفر سومی هم باشه صرفنظر از اینکه کی باشه البته بیشتر منظورم همین صفحه هست نه شخص.امروز دیگه زدم به سیم آخر کارای عجیب غریب زیاد می کنم .