یه مدته که هر جا میرم فیلم “just my luck ” واسم تداعی میشه از بس هی خوش شانسی روی خوش
شانسی واسم پیش میاد !!
باور کن یه خوش شانسی هایی که باعث میشه یه عمری سوژه ی
خندیدن بشم !!
مثلا همین چند روز پیش حدود ساعت ۱۲ ظهر در حالی که از مرز نیم پز شدن گذشته بودم و رسما
داشتم برشته میشدم منتظر تاکسی بودم اما هرچی تاکسی کولر دار و خنک از کنارم رد میشد فقط به
بالا انداختن شونه و ابرو بسنده میکرد !
البته این وسط برادران خیرخواهی هم بودند اما خب ترجیح دادم خیرشون به من نرسه !!![]()
خلاصه بعد از کلی جلز و ولز تو آفتاب بالاخره یه تاکسی زاقارت به ندای لبیکم پاسخ گفت و من هم
خوشحال و خجسته بال بال زنون سوار شدم
!! به غیر از من یه آقای ژیگولو هم تشریف داشتن که
شدیدا احساس خوشگلی میکردن !!![]()
به محض راه افتادن تاکسی فهمیدم چه غلطی کردم چون تاکسی کولر نداشت و شیشه ها باز بود و
باد بسیار بسیار خنکی شلاق زنان نوازشم میکرد!! حالا هی خودمو دلداری میدم که یه کم تحمل کن
میرسیم خونه !! سعی میکنم به چیزای خوب فکر کنم بنابراین چشمامو میبندمو یه کم به بارونو ازین
چیزا فکر میکنم اما همین که چشمو وا میکنم از وحشت خشکم میزنه میبینم یه زنبور گنده نمیدونم
از کجا اومده و صاف نشسته روی مانتو من
!! حالا منم وحشت زده نمیدونم چیکار کنم یه نگاهی به
پسره کردم اما دیدم اصلا حاضر نیستم ازش کمک بگیرم واسه همین اشهدمو خوندمو بعد از کلی نذر و
نیاز
یواش لبه ی مانتومو تکون دادم بلکه زنبوره بپره و دست از سرم برداره زنبورم خدا خیرش بده
دیگه اذیت نکرد و زودی پرید اما رفت و صاف نشست رو کیف پسره
!! پسره هم انگار که اژدها دیده باشه
شروع کرد جیغ زدنو
بعدم کیفشو محکم چندین بار کوبید تو شیشه که زنبور بیچاره پخش شد تو شیشه
راننده زود زده روی ترمز و میگه چی شده همین که دید این قالو قیلا واسه زنبور بوده کلی خندیده که
نگاه جوونای امروز اما پسره پر رو پر رو برگشته میگه من دیدم این دختره زنبور رو پرت کرده روی من
عمدا این کار و کرد !! ![]()
هرچیم من میگم آخه من زنبورم کجا بود ؟؟ بعدم مگه زنبورو میشه تو جیب نگه داشت ؟؟ زیر بار نرفت
که نرفت !! آخرشم گفتم به درک حقت بود زنبوره میخوردت
!! خلاصه کل روزمون ساخته شد دیگه
کل روز سر درد تو آفتاب وایستادن و باقی قضایا داشتم !!![]()
تصمیم گرفتم این خاطرات خوش شانسیمو کتاب کنم !! ![]()
پی نوشت ۱ : دارم ییلاق میکنم درست میگم ییلاق میشه دیگه ؟؟ حالا اگه اونجا نتم جور شد که آپ میکنم !! اگرم نه که نمیکنم دیگه !![]()
پی نوشت ۲: خدایا ازت ممنونم !! بهم نشون دادی که هنوزم خیلی هوامو داری حسابیییی !!![]()
![]()
| [جامعه وبلاگ نویسان بوشهر] |
|
|
| نوشته بعدی : برای مادر عزیزم… » | ||
| نوشته پیشین : « اگه یه پاک کن داشتی… | ||
بوشهری و وبلاگ نویس هستید؟ رایگان ثبت نام کنید ! |
||
|
||
