یار سفر کرده

 


تو با دوری من سرد شدی


غم من بود که دلسرد شدی


تو نمی دونی منم مثل توام؟


دل من بود که تسکین توام


شبی رو ادعای عشق کردی


شبی رو بی خیالی عشق کردی


دلیلش تو نبودی این خودم بود


خودم بودم دلیلش سفرم بود


تو تکرار شبای تیره بودی


تو محتاج دلای خیره بودی


خودت رفتی منم اصرار نکردم


خودم رو آویز دستات نکردم


برو،تو عاشق عشقم نبودی


انیس و مونس قلبم نبودی


عزیزم تو برو تا من نخندم


غروبم بودی و باور نکردم


غروبم خسته از این انتها شد


سرای عاشقی با تو وداع شد


دلم خوش بود سرابم رو تو آبی


کلام عاشقی رو تو کتابی


دلم،جونم،تو رفتی از وجودم


چرا رفتی، تو که بودی سجودم

[جامعه وبلاگ نویسان بوشهر] فرستادن به فیسبوک فرستادن به بالاترین فرستادن به دنباله
نوشته بعدی : »
نوشته پیشین : «

بوشهری و وبلاگ نویس هستید؟ رایگان ثبت نام کنید !

پرتال فروشگاه ساز اینترنتی بازارگاه No foi possvel encontrar o ficheiro pretendido.