اندر احوالات این چند وقت

سلام

آخیشششششششششششش. دلم خیلی واسه اینجا تنگ شده بود. اینقدر دلم می خواست بیام بنویسم که نهایت نداشت.
از آخرین روزی که وبلاگ رو آپ کرده بودم یک ماه و هفت روز میگذره. تو این مدت اینقدر اتفاقای ریز و درشت افتادن که دلم می خواست بنویسمشون اما نشد. دو هفته پیش به خاطر مسائل کاری ۲ روز رفتم شیراز. دلم می خواست این سفر خیلی خیلی تو ذهنم بمونه،اینجوری شد ولی از یه جور دیگه. سفر خیلی خیلی خوبه بخصوص وقتی همسفرت بهترین باشه.
بعضی وقتها یه اتفاقاتی میوفته که می فهمی داری امتحان میشی ولی بعضی موقع ها اونقدر این امتحانات سخته که به خودت میگی کم آوردم دیگه نمی کشم و یه عالمه گله و شکایت میکنی که چرا اینجوریه و چرا اونجوریه و هزار تا چراهای دیگه………..
ولی وقتی با صبوری از پس اون امتحان بر اومدی به خودت می بالی و سرتو بالا میگری ولی حتی اگه اون امتحان خیلی خیلی هم سخت باشه و تو تجدید بشی می تونی یکبار دیگه شروع کنی و درس بگیری و تمام تلاشتو دوباره جمع کنی تا موفق بشی.
درسته این ۳ هفته اخیر اونجوری که دلم می خواست نبود ولی خدا رو شکر گذشت و همه چیزم به خوبی گذشت.
هته پیش خیلی هفته پرکاری بود. اونقدر خسته شدم  که حد نداشت. دلم یه سفر واسه تفریح و استراحت می خواد که اگه خدا بخواد و جور بشه اول مرداد ماه داریم میریم سفر به مدت ۱ هفته . می خوام سعی کنم خیلی بهم خوش بگذره. البته اگه همسفریهات خوب باشن مطمئنن بهت خوش میگذره.

پ ن : ممنونم که تواون شرایط تنهام نذاشتی و کنارم بودی.ممنونم……..

پ ن : همین الان اداره به مناسبت تولد امام حسین (ع) بهمون بستنی داد. بستنیش مثل کف میمونه.

پ ن : جشن در سایه سار نور هم شکر خدا به خوبی گذشت.

پ ن : قابل توجه نویسنده وبلاگ خلبوس می خوایم بریم کرمانشاه نمیای ؟؟؟؟؟؟ :ی

پ ن : با پای دل قدم زدن آن هم کنار تو
باشد که خستگی بشود شرمسار تو
در دفتر همیشه ی من ثبت می شود
این لحظه ها عزیزترین یادگار تو

[جامعه وبلاگ نویسان بوشهر] فرستادن به فیسبوک فرستادن به بالاترین فرستادن به دنباله
نوشته بعدی : »
نوشته پیشین : «

بوشهری و وبلاگ نویس هستید؟ رایگان ثبت نام کنید !

پرتال فروشگاه ساز اینترنتی بازارگاه No foi possvel encontrar o ficheiro pretendido.