تا کی سکوت؟؟؟
اینم از دنیای ما .
دنیایی که یه مشت گچ و سیمان ارزشش از عاطفه و احساسات بیشتره.
این جمله رو از تو وبلاگ داداش گلم محمد برداشتم . خیلی قشنگ بود. این جمله دلیلی شد تا این پست رو بزنم…..
۲۲ سال آرمان اصلاح پذیر بودم . کسی که واسه احساساتش خیلی ارزش میذاره .
آره….. من ۲۲ سال با همین احساسات زندگی کردم .
یه آدم وقتی یه ماهی میخره و بعد از یه روز ماهی میمیره خیلی دلش میسوزه . خیلی ناراحت میشه . حالا چطوری میتونم بعد از ۲۲ سال زندگی با همین عاطفه و احساسات اونا رو ببوسم و بزارم کنار؟؟؟
نه ……..نمیتونم
نمیتونم. به خدا نمیتونم
نمیتونم . منی که تا حالا آزارم به هیچ کس نرسیده چطور میتونم تو روت اخم کنم ؟؟ چطور میتونم وقتی میبینمت سلامت نکنم؟؟؟
من نمیخوام . من گچ و سیمانی رو که اسمش رو گزاشتن خونه نمیخوام . من این چار دیواری رو نمیخوام . به خدا دل من تو این چاردیواری تنهایی میپوسه . اگه این خونه قراره بین من و تو فاصله بندازه من این خونه رو نمیخوام . خونه ای که قراره جدایی بندازه رو باید خراب کرد .
داداشم یادته گذشته رو؟؟؟ حالا یه نگاه به خودم و خودت کردی؟؟؟ بینی عمل کرده ارزشش بیشتر از رفاقته؟؟؟ آخه چرا؟؟؟
خواهرم…….
آرزوت بود آرمان اصلاح پذیر نباشه………… یادته؟؟؟
اگه تو بخوای ُ باشه . آرمان رو حذف میکنم . اگه آرمان بین تو و دوستات فاصله انداخته کاری میکنم که حتی ریختش رو نبینی. اما میخوام تو باشی ُ با همون خنده ها و شادی ها
وجود آرمان به نظر تو بستگی داره . هر چی تو بخوای . میخوام نظرت رو حتما ببینم. اگه بگی برو میرم .
این پستم رو بدون ویرایش نوشتم . میخواستم حرف دلم باشه نه فکرم………… آخه میخواستم حداقل آخرین پستم رو با تمام وجودم بزارم…………
خداحافظ
پ ن : نظر همه رو میخوام بدونم . میدونم میای پست رو میخونی ُ خواهش میکنم نظر بذار . حتی با اسم ناشناس . آخه وجود این صفحه به نظر تو بستگی داره .
پ ن : دوستون دارم