شاعر

شعر من آیینه تردیدهاست


کشمکش با مردم بی دین هاست


شعر من مضمون شعری بی بدیل


در خور شعر جوان شیر شعیر


من نه خود شاعر بدم ، نه شعردان


من همان شاعر ، شبیه شعرخان


جویبار، دشت و خزان، فصل شهان


عاقبت بود است پایان جهان


این جهان است ، با یه مصرع شه نبین


شه به مانند شهنشاه معین


شه به مانند خزان دهخداست


عاقبت رفتن، به یادش ال ف تاس


سعدیش بود است شاعر در جهان


شاعر دوران و عصر مردگان


حافظش، حافظ بود الله او


حافظ عشق و همه احسان


حافظ آری باقیست در هر جهان


این جهان و آن جهان و وان جهان


من نه این هستم، نه آن هستم، نه او


من همین هستم، همان نامم فروغ

[جامعه وبلاگ نویسان بوشهر] فرستادن به فیسبوک فرستادن به بالاترین فرستادن به دنباله
نوشته بعدی : »
نوشته پیشین : «

بوشهری و وبلاگ نویس هستید؟ رایگان ثبت نام کنید !

پرتال فروشگاه ساز اینترنتی بازارگاه No foi possvel encontrar o ficheiro pretendido.