کار شرع، کار درهم و دینار نیست
همیشه از خواندن اشعار پروین اعتصامی لذت می بردم و دیوان این شاعره گرانقدر را بارها و بارها خوانده ام ولی همیشه برایم تازگی خاص خودش را دارد ، شاید یکی از دلایلش درونمایه اجتماعی اشعار این شاعره فقید می باشد.
اینها را گفتم تا به این موضوع برسم که طرح مبارزه با بد حجابی که مدتی است در کشور ما راه افتاده در حال پیگیری است ، کاری به درستی یا نادرستی این طرح ندارم و دوست هم ندارم در این خصوص اظهار نظر نمایم ، اما در جایی مطلبی خواندم که از قرار معلوم افراد بدحجاب را بنا به نوع آن با مبالغی جریمه می کنند ، برایم جالب بود و به یاد این بیت شعر از پروین اعتصامی افتادم که :
گفت: دیناری بده پنهان و خود را وارهان
گفت: کار شرع، کار درهم و دینار نیست
پس بهتر دیدم کل شعر مست و هوشیار را برای علاقمندان بیاورم که بهره فراوانی از این شعر زیبا ببرند ، به نظر من که شعر بسیار جالب و پرمعنایی است.
محتسب، مستی به ره دید و گریبانش
گرفت
مست گفت ای دوست، این پیراهن است،
افسار نیست
گفت: مستی، زان سبب افتان و خیزان میروی
گفت: جرم راه رفتن نیست، ره هموار
نیست
گفت: میباید تو را تا خانه قاضی برم
گفت: رو صبح آی، قاضی نیمه شب بیدار
نیست
گفت: نزدیک است والی را سرای، آنجا
شویم
گفت: والی از کجا در خانه خمار نیست
گفت: تا داروغه را گویم ، در مسجد
بخواب
گفت: مسجد خوابگاه مردم بدکار نیست
گفت: دیناری بده پنهان و خود را وارهان
گفت: کار شرع، کار درهم و دینار نیست
گفت: از بهر غرامت، جامهات بیرون
کنم
گفت: پوسیده ست، جز نقشی ز پود و تار
نیست
گفت: آگه نیستی کز سر در افتادت کلاه
گفت: در سر عقل میباید، بی کلاهی عار
نیست
گفت: می بسیار خوردی، زان چنین بیخود
شدی
گفت: ای بیهوده گو، حرف کم و بسیار
نیست
گفت: باید حد زند هوشیار مردم، مست
را
گفت: هوشیاری بیار، اینجا کسی هوشیار
نیست