هر وقت دلتنگ شدی به ماه نگاه کن
آنروزها ، امان از آنروزها
آنروزها وقتی از دلتنگی هایم با تو حرف میزدم ، خوب گوش میکردی ،
تمام حرفهایم ، تمام که میشد،
میگفتی:
”هر وقت دلتنگ شدی به ماه نگاه کن”
دیشب ، باز هم ،
تو نبودی ، ماه نبود و من،
سخت دلتنگ بودم
نمیدانستم چکار کنم
تا خود صبح در حیاط قدم زدم و سیگار کشیدم
شاید این لعنتی کمک کند زودتر ازینجا بروم
برای همیشه