روز مادر
به نام بهشت زیر پا
سال هشتادو چهار، پادگان قصر فیروزه ـ تهران ( دوره آموزشی سربازی ) . تقریبا روزای آخر دوره ، خبر رسید که مادر یکی از سربازای گروهانمون فوت کرده ، بهش مرخصی دادن و چند روزی رفت و وقتی برگشت شبی بود که فرداش روز میلاد حضرت زهرا بود و به عبارتی روز مادر .
تو نمازخونه پادگان به همین مناسبت برنامه ای گذاشته بودن ، قرار بود شاد باشه اما بخاطر حضور پسره یه جورایی جو عوض شد . نمیدونین چه صدای گریه ای بلند شده بود .
حالا این گریه های این همه سرباز به خاطر فوت مادر اون سربازه بود که کسی نمیشناختش یا دلتنگی به خاطر مادرای خودشون ؟!!!
مادر خیلی عزیزه ، وقتی ازش دورشدی بیشتر میفهمی .
پی نوشت :
- همون شب نگهبان دم انبار بودم و نتونستم برم و فقط صدا رو میشنیدم( حس عجیبی بود ) .
- میگن بچه بی بابا بشه ولی بی مادر نه .
- روزشون مبارک .