CASH COOL

 


cash    cool


     یکم ـ چقدر محال ، چقدر سخت ،


چقدر دلم میخواست ، میتوانستم به این تن خسته از رنج سالیان ،


به این جسم رنجور از بی مهری روزگار ،


تکانی بدهم و از رو مبل بلند شم  برم سماور  رو خاموش کنم


ترکید بس که قل قل کرد.


     دوم ـ چقدر دلم میخواست هرزگی این روان نویس را ( که مجال فراوری اندیشه را از انسان می گیرد ) با وقار یک خودنویس پارکر عوض میکردم.


     سوم – کاش میشد این قلمهای هرجایی امروز را تراشید ، مثل قلمهای قدیمی که میتراشیدندشان و فقط میشد با آنها در یک جهت نوشت.


     چهارم ـ دست برسینه سلامت که میکنم ، دست دست که میکنی ، و دستی دستی جواب من دست بسته را به دست تقدیر میسپاری، یقین میکنم که از این دست عشوه گری دست بر دار نیستی.


     پنجم ـ  پا به پا که میشوم ،تا خسته نشود پایم، از پای عشقت ایستادن ، یقین میکنی که پای ماندن دارم ، که پای بست چون تو همپایی را پای رفتن نیست.


     ششم ـ خدا رو شکر ، خیلی شکر ، که هنوزم میتونم تو یه بعد از ظهر تابستونی ، یه قوطی ماالشعیر JEVER  رو تو یه لیوان خیلی بزرگ بریزم و یه کم آبلیمو و نمک بهش اضافه کنم و بعد از انداختن چند تکه یخ ، تا ته لیوان رو یه نفس سر بکشم و بعد که نفسم جا اومد بگم : آخییییییش ، و از زندگی لذت ببرم……


[جامعه وبلاگ نویسان بوشهر] فرستادن به فیسبوک فرستادن به بالاترین فرستادن به دنباله
نوشته بعدی : »
نوشته پیشین : «

بوشهری و وبلاگ نویس هستید؟ رایگان ثبت نام کنید !

پرتال فروشگاه ساز اینترنتی بازارگاه No foi possvel encontrar o ficheiro pretendido.