CASH COOL
cash cool
یکم ـ چقدر محال ، چقدر سخت ،
چقدر دلم میخواست ، میتوانستم به این تن خسته از رنج سالیان ،
به این جسم رنجور از بی مهری روزگار ،
تکانی بدهم و از رو مبل بلند شم برم سماور رو خاموش کنم
ترکید بس که قل قل کرد.
دوم ـ چقدر دلم میخواست هرزگی این روان نویس را ( که مجال فراوری اندیشه را از انسان می گیرد ) با وقار یک خودنویس پارکر عوض میکردم.
سوم – کاش میشد این قلمهای هرجایی امروز را تراشید ، مثل قلمهای قدیمی که میتراشیدندشان و فقط میشد با آنها در یک جهت نوشت.
چهارم ـ دست برسینه سلامت که میکنم ، دست دست که میکنی ، و دستی دستی جواب من دست بسته را به دست تقدیر میسپاری، یقین میکنم که از این دست عشوه گری دست بر دار نیستی.
پنجم ـ پا به پا که میشوم ،تا خسته نشود پایم، از پای عشقت ایستادن ، یقین میکنی که پای ماندن دارم ، که پای بست چون تو همپایی را پای رفتن نیست.
ششم ـ خدا رو شکر ، خیلی شکر ، که هنوزم میتونم تو یه بعد از ظهر تابستونی ، یه قوطی ماالشعیر JEVER رو تو یه لیوان خیلی بزرگ بریزم و یه کم آبلیمو و نمک بهش اضافه کنم و بعد از انداختن چند تکه یخ ، تا ته لیوان رو یه نفس سر بکشم و بعد که نفسم جا اومد بگم : آخییییییش ، و از زندگی لذت ببرم……
