رفتن…

آرزو کردم ، بیایی کنار پنجره تا باران ببارد و باز شعر مسافر خاموشی خود را بشنوی… اما دریغ از رفتن ، که رفتن راز غریب زندگیست…

رفتی…

رفتی پیش از آن که باران ببارد…


قدر اطرافیانتون رو بدونین…

شاید فردا نباشیم… نباشد… نباشید…

…………………………………………………………………………………….

نکتهی عکاسی:

وقتی در حال عکس گرفتن هستی به فکر و احساست توجه نشان بده…

[جامعه وبلاگ نویسان بوشهر] فرستادن به فیسبوک فرستادن به بالاترین فرستادن به دنباله
نوشته بعدی : »
نوشته پیشین : «

بوشهری و وبلاگ نویس هستید؟ رایگان ثبت نام کنید !

پرتال فروشگاه ساز اینترنتی بازارگاه No foi possvel encontrar o ficheiro pretendido.