یه هفته ای دیگه
به نام همون یکی
چهارشنبه : با چه سردردی شروع شد ولی استقامت کردم ، آرایشگاه رفتم و تند تند رفتم به مقصد .
پنجشنبه : تا حالا نرفته بودم و خیلی هم دلم میخواست برم . خدا را شکر جور شد . اما عجب حلیم بادمجونی !
جمعه : دیدن باغ کاغذی ! اما بی بهره از میوه باغ ! خوب علاقه ای به میوش ندارم . بیشتر به باغش ، باغبوناش و شکل و شمایلش رو دوست داشتم .
شنبه : احساس میکردم قیافم شکل قطار شده !
یکشنبه : چه فشار کاری ! چه زجری بعد از ساعت ها نخوابیدن رفتن به محل کار . ماشین هم خراب شده بود و خبر دادن که فردا هم امتحان داریم .
دوشنبه : از امتحان ناراضی نیومدم بیرون اما راضی راضی هم نبودم . عصرش وقتش بود که استراحت کنم و تا فردا صبحش از خونه بیرون نرفتم . ( از عجایب روزگار )
سه شنبه : وقت آزاد زندگیمون صرف ماشین تو گل گیر کرده کردم ! خدا نصیب نکنه . اما تا تو حلقم گل رفته بود .
پی نوشت :
- هیییییییی !!! :دیــــــــــــــــــــــــــــــی
- یه موج بریم !!!
- کی بریم خرید !!!