بر شما بگذشت و بر ما هم گذشت

خیلی سعی و تلاش کرد تا خودش را بیدار کند ولی نتوانست
به روی خودش آب پاشید ولی باز هم بیدار نشد
خیلی با خودش کلنجار رفت ولی فایده ای نداشت
اصلاً باورش نمیشد..
گوشه ای نشست و شروع کرد به زار زار گریه کردن
بیچاره خبر نداشت که روح است و ساعت هاست از بدنش جدا شده…

ماه شوی، نور [...]

[جامعه وبلاگ نویسان بوشهر] فرستادن به فیسبوک فرستادن به بالاترین فرستادن به دنباله
نوشته بعدی : »
نوشته پیشین : «

بوشهری و وبلاگ نویس هستید؟ رایگان ثبت نام کنید !

پرتال فروشگاه ساز اینترنتی بازارگاه No foi possvel encontrar o ficheiro pretendido.