زندگی
به نام خدا
سلام
تو زندگی آدما یه دوره هایی وجود داره که انسان با تمام وجود توی اون دوره ها احساس عجز و ناتوانی می کنه. حس می کنه تمام فشار و سختی دنیا روی دوش اونه و هیچ کسی قدرت درک این واقعیت رو نداره . به هر دری می زنهه که یه راه فراری پیدا کنه ؛ هر نقطه امیدی رو میبینه بهش چنگ می زنه اما….
تحمل سختی اون دوره خیلی مشکله اما شدنیه … وقتی اون موقعیت رو پشت سر گذاشتی و به یه آرامش رسیدی چقدر اون آرامش برات لذت بخش و شیرینه. و ما قدرت درک اینو نداریم که چه حکمتی پشت اون مشکل بوده و اگه چیزی رو داریم از دست میدیم. یا اون فشار و سختی رو داریم تحمل می کنیم ؛ در آخر به چه آرامش یا چه چیز بهتری خواهیم رسید.
توی اون موقعیت سپردن همه چیز به یه نیروی برتر . سپردن همه چیز به دست خدا و اعتماد کردن به اون خیلی از این فشارا رو کم می کنه . این سپردن نه اینکه ما بشینیم و فقط منتظر باشیم نه… در کنار این وضعیت تلاش واسه از بین بردن مشکل هم خیلی تلاش می کنه به رسیدن هر چه زودتر آرامش ولی اصلی ترین موضوع همون اعتماد به خداست.
پ ن : عکس العملهایی که ما معمولا از دیگران میبینیم و ازشون دلگیر میشیم و سعی می کنیم در برابر اون عکس العملها جبهه بگیریم … همه اونا نتیجه رفتار و عمل خود ما بوده. به جز در یه مواقع خاص که اونم خیلی نادر. همه ما اینو باید درک کنیم .
پ ن : هر فردی خود را ارزیابی می کند و این برآورد مشخص خواهد ساخت که او چه خواهد شد. شما نمی توانید بیش از آن چیزی بشوید که باور دارید هستید، اما بیش از آنچه باور دارید می توانید انجام دهید.
پ ن : شهر با ش … شمال . میوه با و … وردنه . اشیاء با ق … قیل. نوشتم که فراموش نشه . :d