فکری بکن که خون دل آمد ز غم به جوش

به نگاهش خیره شده
به او که اکنون بی حال و بی رمق بر روی تخت بیمارستان افتاده بود
انواع سرم و سیم و دستگاه به او وصل بود
باورش نمیشد که عشق جلو چشمش دارد ذره ذره آب میشود
دیگر اشکی هم برایش نمانده بود که به درگاه خدا آن را ببارد
گل عشقش ، همسرش ، زندگیش در [...]

[جامعه وبلاگ نویسان بوشهر] فرستادن به فیسبوک فرستادن به بالاترین فرستادن به دنباله
نوشته بعدی : »
نوشته پیشین : «

بوشهری و وبلاگ نویس هستید؟ رایگان ثبت نام کنید !

پرتال فروشگاه ساز اینترنتی بازارگاه No foi possvel encontrar o ficheiro pretendido.