نقد داستان نه و خورده ای شیشه… از آقای نیما نعمتی زاده

نه و خورده ای شیشه…

ساعت به نه نزدیک می شد…

من به دریا خیره بودم…

درست مثل آدمهای “ندانسته تکلیف” دستهای
نادانسته تر را از این جیب به اون جیب

حواله می دادم…

ساحل قشم بادی بود و لحظات من چون بید می
لرزید…

صدایم کردند:

                    “الان راه می افتیم نگران
نباش…!”

ساعت به نه رسید…دود سیگارم نای ساحل
نداشت…!

موتور کشتی هم غر زد … نا خدا هم زار زد
انگار…

                     ”میشه یکی به من بگه کی
قراره راه بیافتیم…؟!”

خاکستر سیگارم افتاد به آب…

آب شد قند توی دل بچه های مسافر…

یه مسافر نالید به زن…

                   ” اگه دریا طوفانی بشه تو
بچه رو خوب می کنی زن…؟!

یکی فریاد زد:

                  “سال دو دقیقه اس که تحویل
شده… نمی خواین راه بیافتین…؟!”

صدای موتور کشتی فریاد حرکت داد…!

به کشتی چنان شلنگ تخته انداختم که نزدیک بود
از اون ور بوم بیافتم…!

موسیقی رقصید…مردم هم… ای همچین…!

من سلام گفتم…مردم کف زدند…

لطیفه ها سر زبونم  خوش می نشستند به گوش
مردم…!

مردم کف می زدند…می خندیدند جوری که انگار
تا بحال نخندیده بودند…

از سال تحویل بیش از دو ساعت گذشت…

به ساحل رسیدیم…

و من بغض چند ساعت زندانی ام ترکید…

و همسرم…و نیلایم…

تنها در هتل در کمتر از یک کیلو متری ام…

                                          
سال تحویل را تنهایی با سال قبل طاق زدند…

و نیلا اولین سال تحویلش را بدون بابا نیما
دید…

و من همچنان در ساحل قشم… اشک به حرفه ام می
دادم…!

منبع : وبلاگ رسمی آقای نیما نعمتی زاده

نقد داستان:

داستان نه و خورده ای شیشه از آقای نیما نعمتی زاده داستانی از غم یک ناخدا در لحظه تحویل سال می باشد که به صورت فیلمنامه ای نوشته شده است.
هدف و معنی داستان واقعا زیبا و جذاب است ولی درک معنی آن غرق شدن در داستان و تمرکز را می طلبد
کلمات به کار رفته در این داستان کلماتی نو و زیبا می باشند
یک ایراد کوچک این داستان این است که  آقای نعمتی زاده از سه نقطه زیاد استفاده کرده که این کار موجب خستگی چشم خواننده می شود
داستان روند خوبی دارد و اوج لطافت و توصیف را می توان احساس کرد و پایانی تامل بر انگیز نیز دارد.
وبلاگ سی بوشهر آرزوی موفقیت و پیروزی برای این نویسنده خوب و توانای دیارمان بوشهر دارد.

در پست بعدی نقد آثار سال نو نویسندگان و شاعران بوشهری به نقد شعر، متن “سالی که نکوست از نگاهی دیگر” از کوتاه نویس چیره دست کشورمان “آقای محمد صادق رزمی” می پردازیم

[جامعه وبلاگ نویسان بوشهر] فرستادن به فیسبوک فرستادن به بالاترین فرستادن به دنباله
نوشته بعدی : »
نوشته پیشین : «

بوشهری و وبلاگ نویس هستید؟ رایگان ثبت نام کنید !

پرتال فروشگاه ساز اینترنتی بازارگاه No foi possvel encontrar o ficheiro pretendido.