اکو (اکبر): دی والله سی روز نحس سیزده بدر کجا میخواین برین
صغو ( مادر اکبر): سی چه می کاریتن چه
اکو: دی میخوام اگه خدا خواه سی نومزادم بگم پی ما بیاتش
دی صغو (مادربزرگ اکبر): تو غلط میکنی سی نومزادت بگی بیات
اولا: می نومزادت بی صاحب
دوما: کی گفته که سیزده بدر روز نحسیه
اکو: دی والله همه میگن مو چمیفهمم
دی صغو: همون مال نفهمیتن نه
ای روز نحسی و ای چنا مال خارجکیان ایرانیا بعد از دوازده روز جشن و شادی که نشانه تعداد ماهای ساله
روز سیزدهم رو به خاطر اینکه به شادی نشاط پایون بدن میزنن صحرا
صغو: اکو فکر کنم بوات بخوات ببرتمون هلیله
دی صغو: بواش غلط کرد با تو ، سِی دختر ما ، عامو سی روز سیزده باید بری بیرون شهر ، باید بری
یه جایی که سبز و خرم باشه ، اگه یه اویم (رودخانه،چشمه،جوی) کنارش رداوو (رد شه) بدک نی
اکو: دی والله نومزادم اینا میخوان برن سیسن (امامزاده سید حسین) مانم پاشون بریم
دی صغو: مردم میرن یه جایی که سی خوشون بزنن و برقصن بازی کنن و شادی کنن
نه برن سیسن که بشین تو نصف وجب جا چاس بخورن و زاغ مردم بزنن
اکو: دی والله مو خو میترسم سی دیت گپ بزنم
وش (ازش) نمیپرسی که آداب رسوم سیزده چنن یا اصلا آداب و رسومی داره یا نه
دی صغو: تو غلط میکنی از مو میترسی خدا شیش متر زبون سی چه بهت داده
اکو: دی والله ببخشیدا شنیدی
دی صغو: ها تا پونصد کل اوی (پانصد قسمت بشی) می فکر کردی مو کَرم چه
صغو: ها نه اکو راسیشنا اداب رسومی ، چنیم داره یا نه
دی صغو: با اینکه مغزتون نمیکشه ها ولی ها داره بشینین تا سیتون بگم
اول اینکه یکی دو روز قبل از سیزده زنای خونه دار میرن تدارکات میچینن
مثلا میرن کاهو مفصلی و کمی سکنجبین میپزن و کلا برنج و روغن ای چنا کنار میلن
یا درست میکنن سی سیزدشون تا تو سیزده بخورن
بعضیا سر ظهری میرن دوتا و کلی چی تو کمشون میکنن وامیگردن
بعضیا هم از پس لک ای چیا هسن از صبح میرن سیزده و صبحونشونم اونجا میخورن
بعدش سبزه عید و که تو خونشون نادن تا درد و بلاشون بریزه تو سر سبزه رو به آب میزن و ولش میدن دسه خدا
کسی که ای کار کو هم کرده خوش دو یا سه بار رو او (رودخانه،چشمه،جوی) میتنگه (میپره) تا از سبزه کو
چیزی به خوش نچسبیده باشه
تا ظهر سیزده خونه کسی نمیرفتن تا مورد بی احترامی صاحب خونه قرار نگیرن چون میگن با ای کار کو
درد و بلای یک سال ما تو سر صاحب خونه میخوره
بعد از جا گرفتن و نشستن مردا و پسرای خونواده به دو یا سه دسته تقسیم میشن و به رقص و آواز بازی رو میارن
وسطی،الک و دلک،جفتک چارکش،چلتوپ،بزنه،والیبال،فوتبال،و به قول یه بنده خدایی استخون در
یه جای گاو وردار و بدو از بازی های معروف این روزه
و دخترا و زنا هم معض سیزده با گذاشتن نینمونه خوشون و تو گلا میپلکونن
و اگه هم نداشتن رسم بیده از ای مطربا و اینایی که دار و تمپک دارن
درخواست کنن که بیان و مجلسشون و رو بندازن
روز سیزده هم غذا هایی مثل باقالی پلو و آش رشته میخوردن و رسم بید که حتی به اندازه یه نلبکی هم که شده
غذای خوشون و به همساده بغلیشون بدن بعضیا هم که خسیس بیدن دور خوشون مینشستن تا سی کسی چی ندن
دخترا هم واسه بخت گشایی با خوندن شعره
سیزده بدر سالی دگر خونه شوور بچه بغل یا سبزی تو از من زردی من از تو
دوتا ساغه سبزه رو رو با نیت کردن هفت بار به هم گره میزنن تا بختشون باز شه
اگه وسط گرهاشون سبزه پاره بشه یعنی اینکه به آرزوشون نمیرسنن واسه همینم خیلی مراقب بودن
و یکی دو ساعت قبل از غروب آفتاب بساطشون و جمع میکردن و میرفتن خونه
بچه ها از پس که خسته بیدن میخوسیدن و مردا و زنای شاغل آماده میشدن تا فردا برن سر کار.
اکو: ای ماشالله یعنی تو سیزده باید ای کارا انجام بدیم
دی صغو: نه عاموا می تو جرات داری بری وسط ملت دیسکو رو بندازی چه می میخوای با جنس بگیرنت
اکو: ها نه بخدا ای کاش مو تو زمون شما بیدم ای سی خوم زید راست میکردم چه
صغو: تنم خو انگاری برد پیت
دی صغو: نه عاموا حیف برد پیت ای در پیتم نی
| [جامعه وبلاگ نویسان بوشهر] |
|
|
| نوشته بعدی : نقد شعر مثلث از بانو سیما نوذری » | ||
| نوشته پیشین : « چون پیاله دلم از توبه که کردم بشکست | ||
بوشهری و وبلاگ نویس هستید؟ رایگان ثبت نام کنید ! |
||
|
||
