رستاخیز سبز (آغاز سال نو)

شمیم شفابخش بهار

چشم در چشم لحظه ها، در سکوت معطر زمان، شمیم شفابخش بهار را با زمزم دعا هم آواز می شویم:

ای دگرگون کننده دل ها و بینش ها

ای تدبیر کننده روزها و شب ها

ای گرداننده سال ها و سرگذشت ها

بگردان حال ما را به نیکوترین حال

خاطره معطر خاک

بهار آمده است با قامتی خجسته و سبزینه پوش. یادآور بلندای قیامت، و هر غنچه و گلی که قد می کشد، پیراهنی از معاد بر تن دارد. بهار آمده است با آیینه ای در دست از حکمت و معرفت و شکفتن، سرشار از آوازِ چلچله های بیداری، شوقمند و بی قرار؛ چونان پرنده ای که از قفس رها می شود. بهار آمده است؛ این راز برجسته طبیعت، این تحول و تغییر، این خاطره معطّر خاک، این غلغله گل و چهچهه بلبل و رقص سنبل. بهار آمده است؛ عطر کمال طبیعت، سرّ عیان شده عظمتِ خلقت، نشانه نور، اشاره سرور، رمز شگفتی و شادی، فصل زیبای بیداری. سلام بر بهار، سلام بر ماه گل نشان، سلام بر نجوای رازناک طبیعت. سلام فراوان بر بهاران و هر چه بهاری است. سلام بر سبزه نای دوستی و سلام بر همه دوستان!

سال ۸۸ هم تا روزی دیگر تمام میشه و میره . سال ۸۸ واسه من ، هم خوب گذشت و هم بد . خوب از این جهت که روزهای پایانی سال ۸۷ که تازه چند روزی تا سال ۸۸ مونده بود  رو مشغول به کار شدم و اکنون ۱ سال و چند روزی هست که داره از روزهای کاریم میگذره و من خوشحالم . خوشحال از این جهت که توی محیطی دارم کار میکنم که دوستش دارم . همکارایی دارم که بسیار خوب هستند و مسئولی دارم دلسوز و مهربان .

توی سالی که گذشت اتفاقاتی افتاد که باعث شد بیشتر برای رسیدن به هدفهام تلاش کنم و شکر خدا تا حدودی بهشون رسیدم .

توی سال ۸۸ با دوستان دیگری آشنا شدم که باعث خوشحالیم هست . دوستان خوبی که در همه حال پشتیبان یکدیگرند .

سال ۸۸ رو به خاطر بهترین اتفاقاتش دوست دارم . عروسی دوستانی که گذشت . آرش پسر خاله عزیزم . مینا بهترین دوست دوران کودکیم . الهه یکی از دوستانم . تولد یه دونه پسر پرهام گلی . و ….

اتفاقات بد و ناخوشایندش رو دیگه نمیگم تا تلخ نشه این پستم .

بهار داره به خونه هامون میاد، باید دلهامون رو بهاری کنیم . بهاری و سبز . کینه ها رو بزاریم کنار . سعی کنیم سالی که گذشت رو حالا چه خوب و چه بد توی بایگانی ذهنمون جا بدیم و از سال جدید لذت ببریم .

توی سال ۸۸ روزهای خیلی شادی رو در کنار دوستان عزیزم گذروندم . روزهایی که شاید هیچوقت فراموش نشه . واسه خود من که اینجوریه .

شماها چی ؟؟؟ واستون این روزهای شاد در کنار هم بودن فراموش میشه یا نه ؟؟؟

……………………………………………………………

خوب سال ۸۸ رو میبوسیم و میزاریم کنار و یه سال جدید رو شروع میکنیم . سالی نو با افکاری نو با هدفهایی نو .

اگر چه یادمان میرود که عشق تنها دلیل زندگی است . اما خدا را شکر که نوروز هر سال این فکر را به یادمان می آورد . دوستان عزیزم عیدتون مبارک . عید سراسر شاد و پر از خاطره های خوبی داشته باشید .


پ.ن ۱ :

تمام دیشب را به حرف هایت فکر کردم. راست می گویی. امروز عمر تقویم کوچک جیبی ام تمام می شود و دیگر کسی سراغی از او نمی گیرد. تمام دیشب تقویمم را ورق می زدم و دنبال خودم می گشتم؛ دنبال روزی که یک سرو گردن از روزهای دیگر بالاتر باشد. دنبال روزی که من توی آن کاری کرده باشم. ۳۶۵ روز، ۳۶۵ روزی که هر ساعتش، هر لحظه اش می شد کاری کرد، کاری که…. ورق های تقویم من اما، خالی و بی حوصله اند. هیچ جای آن هیچ خبری از من نیست. من هیچ روزی را امضا نکرده ام، هیچ روزی به یاد من نمی افتد. امروز تقویم دیگرم تازه متولد می شود، مثل خود من.

پ.ن : از دوستان عزیز بابت اینکه پست بعد رمز دار هست عذر خواهی میکنم . پست بعد .واسه یادآوری خودم هست .

خداحافظ سال ۸۸

[جامعه وبلاگ نویسان بوشهر] فرستادن به فیسبوک فرستادن به بالاترین فرستادن به دنباله
نوشته بعدی : »
نوشته پیشین : «

بوشهری و وبلاگ نویس هستید؟ رایگان ثبت نام کنید !

پرتال فروشگاه ساز اینترنتی بازارگاه No foi possvel encontrar o ficheiro pretendido.